زندگی

دختران و رفیقی به نام پدر

روابط پدر و دختر

روابط پدر و دختر

«خانواده»، «روابط والدین با فرزندان»، «روابط پدر با دختر»؛ تا چه میزان با این واژه‌ها آشنایی دارید؟ شما به عنوان یک والد و یا پدر بالغ، تا چه حد با فرزندان خود، مخصوصا فرزند دخترتان، رابطه دوستانه و نزدیکی دارید؟ آیا تا‌به‌حال به نیازها و عواطف دختر خود فکر کرده‌اید؟

***

یکی از اصول مهم در هر خانواده، ایجاد روابط درست عاطفی است که بایستی از سوی والدین در محیط خانه ایجاد شود. در واقع منظور ایجاد یک محیط و مأمن عاطفی است که فرزند بتواند در آن به‌راحتی نیازهایش را مطرح کند (حتی نیازهایی را که در ظاهر معقول نیستند و از جانب خانواده یا هر کدام از والدین، نابهنجار قلمداد می‌شوند) و هراسی از بازگو‌کردن آن‌ها نداشته باشد؛ چون فرزندان در خانواده همیشه نیازمند یک گوش شنوا برای حرف‌ها، خواسته‌ها و آرزوهایشان هستند. در این مرحله است که وظیفه پدر و مادر، مخصوصا پدر سخت‌تر می شود. اما چرا پدر؟

آنچه در این مطلب می‌خوانید [ ]

نقش کلیدی پدر در روابط با فرزندان

برای پاسخ به این سوال کوتاه، ولی در عین حال مفصل بایستی گفت که پدر نقشی کلیدی در روابط خانوادگی دارد و به دلیل فرهنگ حاکم در میان خانواده‌های ایرانی، پدر اغلب تصمیم‌گیرنده نهایی است و تمامی امور بایستی بر اساس نظر وی اجرا شود.

در این بخش، کاری به‌ درست یا غلط بودن این فرهنگ و پذیرش آن نداریم و مسئله مهم این است که پدر چطور باید شرایطی را در خانواده ایجاد کند تا فرزندان، مخصوصا فرزند دختر، بتواند به‌راحتی مسائلش را با او در میان بگذارد و ترس و واهمه‌ای نداشته باشد.

توضیح لازم این است که نداشتن ترس به‌معنای بی‌احترامی نیست. دختر باید بتواند در حین احترام به مقام پدر، با وی به راحتی صحبت کند و از خواسته‌ها و احساساتش بگوید.

وظایف پدر و دختری

وظایف پدری

هر پدری، قبل از اینکه یک پدر باشد، باید خود را یک انسان، دوست و مشاور دختر خود بداند تا بتواند مرزها و فاصله بینشان را تا حد امکان کمتر کند. سخت‌گیری‌ها و کنترل‌کردن‌های مداوم، نه‌تنها نمی‌تواند از دختر خانواده فردی راستگو و مفید بسازد، بلکه او را به فردی دروغ‌گو و ترسو تبدیل می‌کند که برای هر سوال و جوابی، یک دروغ آماده دارد!

اینکه گاهی پدر خود را هم‌سن‌و‌سال دخترش بداند و دنیا را از زاویه دید نسل او نگاه کند، شاید باعث شود کمی سخت‌گیری‌ها را تعدیل کند و به دخترش این حق را بدهد که این خواسته‌ها و رفتارها مختص سن اوست و ممکن است تا چند سال آینده، هیچ اثری از این رفتارها نماند!

یک پدر به عنوان رأس و ستون خانواده، باید خود را در امور فرزندان دخیل کند، ولی این دخیل‌بودن نباید تا جایی پیش رود که منجر به مشاجرات و زدو خوردهای بی‌نتیجه و در نهایت از خانه‌گریزی، خودکشی و یا حتی در برخی موارد قتل شود.

متاسفانه در قرن بیست‌ویکم، همچنان شاهد چنین رفتارهای نابهنجاری از سوی برخی خانواده‌ها هستیم که ثابت می‌کند آن‌ها نیاز مبرمی به راهنمایی، مشاوره و حتی درمان دارند؛ زیرا هنوز اصول اولیه رفتار با فرزندان و مدیریت بحران در خانواده را نمی‌دانند.

این مسئله بسیار حائز اهمیت است که پدر بداند اگر فرزند دخترش رفتار نابهنجاری را از خود نشان داد، باید چه واکنشی داشته باشد و چطور بحران پیش‌آمده را مدیریت کند تا تبدیل به یک فاجعه جبران‌ناپذیر نشود.

گاهی پدران حتی یک مکالمه کوتاه روزمره را نیز از دخترانشان دریغ می‌کنند و این تصور را دارند که اگر او حرفی نمی‌زند یا مدام در خلوت خودش است، یعنی مشکلی نیست و همه چیز تحت‌کنترل است؛ در‌حالی‌که این‌طور نیست!

دختر شما نیاز به یک هم‌صحبت دارد؛ کسی که حرف‌هایش را بشنود (حتی حرف‌های اشتباهش را) و در نهایت همانند یک دوست با او رفتار کند. این انزوا و صحبت‌نکردن به مرور تبدیل به عادت می‌شود و پدری که پیش از این قهرمان زندگی دخترش بود، ممکن است جای خود را به کس دیگری بدهد!

پدر همیشه مهم‌ترین و بهترین پناهگاه برای دخترش است و یک پدر باید به‌درستی در جهت تربیت و راهنمایی فرزندش، از این مقام بهره ببرد.

پدران فهیم، با فرزندانتان صحبت کنید، دوستشان باشید و چالش‌هایشان را همراه با آن‌ها سپری کنید. دختران، آرامش و پناه را که از اصلی‌ترین نیازهای هر انسان است، از شما درخواست می‌کنند؛ پس بدون تفکرات غلط و تصمیم‌گیری‌های عجولانه در مورد آن‌ها، پناهشان باشید.

***

دکتر آیدا مهراد / روان شناس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code