دانشمند یا دیوانه؛ نابغه‌ای با لباس بی‌خانمان‌ها

ثریا سادات حسینی

دکتر گریگوری پرلمن (Grigori Perelman)، نابغه منزوی روس، از پذیرش جایزه معتبر هزاره در زمینه ریاضیات که توسط بنیاد ریاضیات کلی (Clay) در کمبریج ماساچوست اهدا می‌شود، خودداری کرد. «حدس پوانکاره» در سال ۱۹۰۴ توسط پوانکاره، ریاضی‌دان فرانسوی، مطرح شده و تا زمانی که حل شود، یکی ازمهم‌ترین و دشوارترین مسئله‌های باز ریاضی بود. این دومین باری است که پرلمن از دریافت یک جایزه معتبر ریاضی خودداری می‌کند که این امر سبب توجه به زندگی غیر‌معمول او شده است؛ تا‌جایی‌که به وی لقب «راسپوتین ریاضیات» را داده‌اند که این لقب به‌دلیل شباهت پرلمن به راهب دیوانه روسی، راسپوتین، به وی داده شده است.

پرلمن به خبرنگار یکی از روزنامه‌های بریتانیا درباره علت نپذیرفتن جایزه موسسه کلی گفته است: «من همه‌ آنچه را که می‌خواهم، در اختیار دارم و می‌توانم هستی را کنترل کنم؛ پس به من بگویید چرا باید دنبال یک‌میلیون دلار باشم؟ من به پول یا شهرت علاقه‌ای ندارم و نمی‌خواهم مثل یک حیوان در باغ وحش به نمایش گذاشته شوم.» او از راه تدريس، درآمد كمي دارد و با اين‌حال براي پذيرفتن جايزه يك‌ميليون دلاري كه از سوي انستيتو رياضي كلي پيشنهاد شده را رد کرده است.

پرلمن ۵۳‌ ساله با مادر و خواهرش و در زادگاهش، سنت پترزبورگ روسیه، زندگی بسیار ساده‌ای دارد. خیلی‌ها شخصیت عجیب این ریاضی‌دان را به طور گسترده‌ای می‌شناسند. او به یک روزنامه‌نگار که موفق شده بود با وی تماس بگیرد، گفته است: «شما مزاحم من هستید؛ من در حال چیدن قارچ هستم!» و به روزنامه‌نگاری که با ‌واسطه‌ قراردادن مادرش، مصاحبه با او را قبول کرده بود، گفت که با روزنامه‌نگاران ارتباط برقرار نمی‌کند، زیرا آن‌ها به علم علاقه‌مند نیستند. در عوض، آن‌ها می‌خواهند تمام جزئیات مربوط به زندگی روزمره و شخصی مرا گزارش کنند.

دوری پرلمن از زندگی عمومی باعث شده که مردم درباره او بیشتر کنجکاو باشند. «ماشا گسن» در کتابش راجع‌به بیوگرافی گریگوری پرلمن می‌نویسد: «بعضی از همسالانش او را به چشم یک خودرأی درستکار می‌بینند و بعضی دیگر به‌عنوان اصلاحگر بدسرشت.» گسن این رفتار تخریبی پرلمن را حاصل عادت‌های ذهنی سخت و شدیدی می‌داند که از او یک نابغه ساخته است و گمان می‌کند که رفتار عجیب و غریب پرلمن، یک شکل حاد از سندرم اسپرگر است؛ اما اشاره می‌کند از‌آنجایی‌که او با پرلمن مصاحبه و ارزیابی حرفه‌ای نداشته، این کمی بیشتر از یک تشخیص بالینی است.

عده‌ای او را دانشمند متواضع و فروتنی می‌دانند و واضح است که این اعتقاد آن‌ها به‌دلیل زندگی ساده و قبول‌نکردن و مخالفت او برای مشهور‌شدن است. «جان بال»، رئیس مرکز جهانی ریاضی‌دانان، گفت که او شخصا از پرلمن خواسته بود تا این جایزه را ببرد، اما پرلمن به او گفته که از آنجایی که خودش را جزو جامعه ریاضی‌دانان جهانی نمی‌داند و احساس تک‌افتادن می‌کند، این جایزه را نمی‌پذیرد!

پرلمن عنوان کرده است که حل‌کردن مسئله، خود جایزه بزرگی برای او بوده است و او نیازی به جوایز دیگر ندارد. در ۱ ژوئیه ۲۰۱۰ او این جایزه یک‌میلیون دلاری را رد کرد و تصمیم هیئت داوران و جایزه را بسیار غیرمنصفانه دانست و گفت مشارکت او در حل فصل پوانکاره از ریچارد همیلتن بیشتر نبوده است. او همچنین جایزه معتبر جامعه ریاضی اروپا را هم رد کرد.

حال چرا او را «احمق نابغه» یا «نابغه منزوی» یا «راهب دیوانه روسی» لقب داده‌اند؟ وقتی صحبت از منزوی‌بودن یک نابغه می‌شود، یک روان‌شناس اختلال شخصیت اسکیزوئید یا محبوب منزوی در ذهنش تداعی می‌شود که شامل این ویژگی‌های تشخیصی است: ويژگي اصلي اسكيزوئيد، يك الگوي فراگير كناره‌گيري از روابط اجتماعي و دامنه محدود بيان هيجان‌ها در موقعيت‌هاي بين‌فردي است. اين الگو از اوايل بزرگسالي آغاز شده و در زمينه‌هاي مختلف ظاهر مي‌شود. افراد مبتلا به اختلال شخصيت اسكيزوئيد، ظاهرا ميلي به صميميت ندارند، نسبت‌به فرصت‌هاي موجود براي گسترش روابط نزديك بي‌تفاوت به نظر مي‌رسند و از عضويت در خانواده يا گروه‌هاي اجتماعي ديگر رضايت چنداني به دست نمي‌آورند. آن‌ها به‌جاي به‌سر‌بردن با ديگران، ترجيح مي‌دهند وقت خود را به‌تنهايي سپري كنند.

آن‌ها اغلب از لحاظ اجتماعي منزوي يا «تنها» به نظر مي‌رسند و تقريبا هميشه فعاليت‌ها و سرگرمي‌هاي انفرادي را انتخاب مي‌كنند كه مستلزم تعامل با ديگران نيست؛ نکته جالب در این زمینه این است که سرگرمی پرلمن در خانه، بازی تنیس با دیوار است.

آن‌ها تكاليف مكانيكي يا انتزاعي مانند بازي‌هاي رايانه‌اي يا رياضي را ترجيح مي‌دهند. اين افراد ممكن است علاقه چنداني به تجربه‌هاي جنسي با فرد ديگر نداشته باشند و از فعاليت‌هاي معدودي لذت مي‌برند و اکثرا مجرد می‌مانند؛ همان‌طور که پرلمن مجرد است.

«میشل فیتزجرالد»، پروفسور روان‌پزشکی در دانشگاه ترینیتی در دوبلین ایرلند، معتقد است که بسیاری از نوابغ جهان از گروه بیماران زیرگروه‌های اوتیسم (ASD) بوده‌اند که به‌دلیل داشتن ژن‌های نبوغ خاص، بدل به چهره‌هایی سرشناس شده‌اند. «ایزاک نیوتن»، «آلبرت اینشتین»، «جرج اورول»، «اچ جی ولز» و «لودویگ ویتگنشتاین» در زمره بیمارانی مشابه اسکیزوئید- آسپرگر بوده‌اند.

 

هوش منطقی و ریاضی دکتر گریگوری پرلمن

نکته بعدی وجود نبوغ و هوش بالا، به‌خصوص هوش منطقی ریاضی دکتر گریگوری پرلمن است.

هوش یا ضریب هوشی به دانسته‌های شما مربوط نیست، بلکه سرعتی است که اطلاعات جدید را دریافت می‌کنید. به عقیده‌ گاردنر، هر فرد مجموعه‌‌ منحصربه‌فردی از هوش‌های چندگانه را در سطوح مختلف در اختیار دارد. ایده‌ هوش‌های چندگانه برای مشخص‌کردن و برچسب‌زدن به افراد به‌خاطر داشتن هوش خاص نیست، بلکه بیشتر به این دلیل مطرح شده که برای هر فرد، متناسب با هوشی که دارد، شیوه‌ یادگیری ویژه‌ای در نظر گرفته شود. این نظریه برای این است که بفهمیم چرا شیوه‌ یادگیری افراد مختلف متفاوت است و افراد چطور از هوش‌های متفاوت در زندگی‌شان بهره‌ می‌برند؛ چیزی که به عقیده‌ گاردنر، علاوه‌بر جنبه‌های مختلف زندگی، در انتخاب شغل و موفقیت شغلی نیز موثر است.

پر واضح است که دکتر پرلمن دارای هوش بالای ریاضی- منطقی است؛ اگرچه IQ و هوش معیارهایی قابل‌اندازه‌گیری هستند، اما هنوز هم به‌سختی می‌توان با این ارقام به یک نفر برچسب باهوش‌بودن زد، چون برای این برچسب شما نیاز دارید نشانه‌های دیگری را نیز مورد توجه قرار دهید؛ نشانه‌هایی چون خلاقیت، تفکر خلاق، چشم‌انداز‌های نامحدود، عدم وابستگی دگم‌گونه به دانش گذشته و حال.

تفکر خلاق همراه با نبوغ پرلمن

نبوغ پرلمن در ریاضیات از سن ده‌سالگی مشخص شد و از همان ابتدا به‌عنوان یک پسر نابغه وارد مدرسه‌ای شد که به ریاضی و فیزیک اختصاص داشت. او در سن ۱۶ سالگی، یعنی در سال ۱۹۸۲ مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی را با کسب نمره کامل از آن خود کرد. پرلمن پیش از حل مسئله مشهور خود یک‌بار دیگر نیز جایزه‌ای را که در یکی از جشنواره‌های معتبر ریاضی دنیا از آن او شده بود، به‌دلیل صالح‌ندانستن کمیته داوری مسابقات رد کرد. در ۱۹۸۲ به‌عنوان یکی از اعضای تیم اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در المپیاد جهانی ریاضی، با کسب امتیاز کامل مدال طلا دریافت کرد. او تحصیل خود را در مدرسه ریاضی و مکانیک دانشگاه دولتی سن‌پترزبورگ، پی گرفت و بدون امتحان ورودی پذیرفته شد.

تفکر خلاق مهارتی است که شخص با پرورش آن قدرت کشف راه‌حل‌های جدید برای حل مسائل را در همه جنبه‌های زندگی پیدا می‌کند. دکتر پرلمن در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ میلادی سه مقاله را در اینترنت منتشر کرد که حدس پوانکاره را تایید می‌کرد و این نشان نمود و به‌کارگیری هوش و نبوغ و تفکر خلاق چشم‌انداز نامحدود و خودجوشی در وی است.

چرایی تعارض پرلمن

اما چرایی تعارض پرلمن در بیگانه‌دانستن خود از جامعه ریاضی‌دانان و مستحق‌ندانستن خود از دریافت جوایز ریاضی را در کجا باید جست‌وجو کرد؟ رنک (Rank) معتقد است در مرحله دوم رشد خلاقیت، هنگامی که فشار سازگاری با اجتماع و تمایل به فردیت در برابر هم قرار می‌گیرند، خود را به‌صورت تعارض‌های روان‌شناختی مشخص می‌سازند. (گلید، ۱۹۹۷).

مك دونالد در مورد سازگاري و همچنين ناسازگاري معتقد است: «فردي سازگار است كه پاسخ‌هايي كه او را به تعامل با محيطش قادر مي‌كنند، آموخته باشد تا در نتيجه، در‌حالي‌كه به طرق قابل‌قبول اعضاي جامعه خود رفتار مي‌كند، احتياجاتي كه در او هست هم ارضا شوند.»

راجرز در تعريف سازگاري مي‌گويد: «منظور از سازگاري انطباق متوالي با تغييرات و ايجاد ارتباط ميان خود و محيط است؛ به‌نحوي كه حداكثر خويشتن‌سازي را همراه با رفاه اجتماعي ضمن رعايت حقايق خارجي امكان‌پذير مي‌کند. به اين ترتيب، سازگاري يعني شناخت اين حقيقت كه فرد بايد هدف‌هاي خود را با توجه به چارچوب‌هاي اجتماعي- فرهنگي تعقيب كند.

اینجا می‌توانیم نکته‌ای را که چرا دکتر گریگوری پرلمن از قبول شهرت و حتی پول و ثروت دوری می‌کند، حدس بزنیم؛ آیا پرلمن با قبول آن‌ا احساس ناامنی می‌کند و مسئولیت شهرت را سخت و مزاحم فردیت‌یافتگی خود می‌بیند؟

 

پرلمن چه کار بزرگی انجام داده است؟

پاسخ به این سوال از آنجا می‌تواند برای شما جالب باشد که بدانید پرلمن یکی از ۷ سوال هزاره را جواب بدهد. مسائل هزاره ۷ مسئله در ریاضیات هستند که توسط انجمن ریاضی کلی در سال ۲۰۰۰ طرح شده‌اند. تا ژانویه سال ۲۰۱۳، ۶ تا از آنها حل نشده باقی‌مانده‌اند. جواب درست برای هر کدام از سؤالات منجر به جایزه ۱ میلیون دلاری (که با نام جایزه هزاره مشهور است) می‌شود که توسط انجمن داده می‌شود. حدس پوانکاره، تنها مسئله‌ای که اخیراً حل شده است، توسط گریگوری پرلمن حل شده است، اما او این جایزه را در سال ۲۰۱۰ نپذیرفت.

حدس اینجور است که در توپولوژی، یک کره با سطح دوبعدی با این حقیقت رده بندی می شود که این فشرده و همبند ساده است. حدس پوانکاره این است که حتی برای بعد بالاتر نیز درست است. مسئله برای تمام بعدهای دیگر حل شده است. این حدس نقش محوری در مسئله دسته بندی ۳-manifolds ایفا می‌کند. گفتار رسمی این مسئله توسط جان میلنور داده شده است.

 

اثبات این حدس توسط گریگوری پرلمان در سال ۲۰۰۳ داده شده است؛ بازبینی آن در اگوست سال ۲۰۰۶ کامل شد، و پرلمن انتخاب شد تا مدال فیلدز را به خاطر راه حلش دریافت کند اما او نپذیرفت. پرلمن به طور رسمی مفتخر به دریافت جایزه هزاره در ۱۸ مارس ۲۰۱۰ شد، ولی باز جایزه مالی انجمن کلی را نپذیرفت زیرا “آژانش خبری اینترفکس” به نقل از پرلمن گفت که بنظرش جایزه ناعادلانه بوده است. پرلمن به اینترفکس گفت که به نظرش میزان مشارکتش در حل حدس پوانکاره بیشتر از زحماتی که ریچارد همیلتون، ریاضی‌دان دانشگاه کلمبیا کشیده، نبوده است.

شش سوال دیگر شامل P در برابر NP، حدس هاج، فرضیه ریمان، وجود و شکاف جرم یانگ-میلز، وجود و نرمی ناویه-استوکس و حدس بیرش و سوینرتون-دایر مسائل باقی مانده و حل نشده ریاضی هزاره هستند که اگر مایل به شهرت، موفقیت و کسب جایزه یک میلیون دلاری آن هستید می‌توانید ضمن علاقه‌مندی به ریاضی در این زمینه حرکت کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *