داستان سیندرلا

داستان سیندرلا از جمله تاثیرگذارترین داستان‌های ادبیات جهان است که تقریبا اکثر مردم آن‌ را می‌شناسند و دوستش دارند. از بین چهار قسمتی که در زیر می‌خوانید کدام‌یک بیشتر شما تاثیر گذاشته و در خاطرتان مانده است؟

– سیندرلا از مادرخوانده‌اش کتک می‌خورد و این زن بدجنس و دخترانش به‌شدت سیندرلا را آزار می‌دهند.

– سندرلا با کمک آن فرشته مهربان به یک پرنسس زیبا و تمام‌عیار تبدیل می‌شود.

-سندرلا در نیمه‌شب با صدای زنگ ساعت متوجه می‌شود که فرصتش به پایان رسیده، پس به‌سرعت قصر را ترک می‌کند، اما هنگام خروج از قصر کفش کریستالی خود را جا می‌گذارد.

-شاهزاده سیندرلا را پیدا کرده و کفش کریستالی را به پای او می‌کند.

از میان گزینه‌ها کدام را انتخاب کرده‌اید؟ چرا این صحنه بیش از دیگر صحنه‌ها روی شما تاثیر دارد؟ اگر نگاه دقیق‌تری به هرکدام از این قسمت‌ها بیندازیم بیشتر به ارتباط میان آن صحنه و نقاط ضعف و قدرت شخصیت خود پی‌می‌بریم.

سیندرلا از مادرخوانده‌اش کتک می‌خورد و این زن بدجنس و دخترانش به‌شدت سیندرلا را آزار می‌دهند. قسمتی که سیندرلا مشغول شستن زمین است و مادرخوانده او و دخترانش او را مسخره می‌کنند، به یاد دارید؟ هرکسی با دیدن این صحنه دلش به حال سیندرلا می‌سوزد و برای او ناراحت می‌شود. اما جدا از تمام سختی‌هایی که سیندرلا در آن منزل تحمل می‌کرد، همواره قدرت و غرور را در رفتار و کردار او حس می‌کردید. این قسمت از داستان بیش از دیگر قسمت‌های آن شما را تحت‌تاثیر قرار داد، چون خودتان هم در ناخودآگاهتان می‌دانید که علی‌رغم تمام دشواری‌ها و سختی‌هایی که در زندگی دارید، قدرت مقابله با آن‌ها را نیز دارید. گاهی از مشکلات خسته می‌شوید و از همه‌چیز گله می‌کنید، اما می‌دانید که می‌توانید از عهده مشکلات برآیید و روزهای بهتری را برای خود رقم بزنید.

سندرلا با کمک آن فرشته مهربان به یک پرنسس زیبا و تمام‌عیار تبدیل می‌شود. فرشته‌ای مهربان با چوب‌دستی عجیب‌وغریبش دنیای سیندلا را برای همیشه تغییر داد. اما اینجا، در دنیای واقعی کار به‌سادگی این داستان انجام نمی‌شود. بزرگ‌ترین اشکال شما این است که مسائل مهم زندگی‌تان را نادیده می‌گیرید و وقتی برای برنامه‌ریزی برای آینده و یا بررسی عواقب کارهای امروز‌تان نمی‌گذارید. به نظر می‌رسد گاهی فراموش می‌کنید فرشته مهربانی با چوبدستی‌اش وجود ندارد که بتواند در چشم به‌هم‌زدنی تمام مشکلات شما را حل کند. تنها کسی که می‌تواند به شما کمک کند خودتان هستید، پس سعی کنید زودتر خودتان را باور کنید و توانایی‌هایتان را افزایش دهید تا قبل از اینکه دیر شود بتوانید زندگی خوبی برای خود بسازید.

سندرلا در نیمه‌شب با صدای زنگ ساعت متوجه می‌شود که فرصتش به پایان رسیده است، پس به‌سرعت قصر را ترک می‌کند اما هنگام خروج از قصر کفش کریستالی خود را جا می‌گذارد. شما تاحدود زیادی به دیگران وابسته هستید. معمولا حوصله اینکه برای حل مشکلات وقت بگذارید را ندارید، با خودتان می‌گویید: «بالاخره یه طوری می‌شه.» معمولا مسائل را به حال خود رها می‌کنید تا خودشان درست شوند و یا کسی پیدا شود که آن‌ها را برای شما درست کند. کارهایتان را انجام نمی‌دهید چون با خودتان می‌گویید بالاخره یک نفر پیدا می‌شود که آن کار را برای من انجام دهد. به نظر شما، ساده‌ترین و بهترین روش ممکن برای حل مشکلات این است که صبر کنید تا کسی پیدا شود و آن کار را انجام دهد. اما این را بدانید که بالاخره روزی می‌رسد که خودتان باید امور زندگی‌تان را اداره کرده و تنها نوازنده ارکستر زندگی‌تان شوید.

شاهزاده سیندرلا را پیدا کرده و کفش کریستالی را به پای او می‌کند. تقریبا تمام آدم‌ها از پایان خوش لذت می‌برند، شما هم از این دسته افراد هستید، اما مشکل همین‌جاست. شما بیش‌از‌حد به زندگی معمولی، ساده و راحت قانع هستید. تمام جنبه‌های زندگی شما معمولی هستند؛ شغل معمولی، حقوق معمولی، دوستان معمولی، خانواده معمولی و … . سعی کنید چیزهایی را پیدا کنید که شما را خاص و منحصر‌به‌فرد کنند. به‌یاد داشته باشید خداوند شما را خاص و منحصربه‌فرد آفریده است؛ پس واقعا این‌گونه باشید.

پایان خوب و خوش

افسانه‌ها معمولا پایان خوشی دارند، آن‌ها باید این‌گونه باشند، اما چه می‌شود اگر پایان خوشی که از یک افسانه یا قصه انتظار دارید، آن‌طور که شما می‌خواهید اتفاق نیفتد؟

خودتان را جای سیندرلا تصور کنید. در خانه مادرخوانده بی‌رحم و خشن خود درکنار شاهزاده ایستاده‌اید، دختر مادرخوانده‌تان روی صندلی نشسته و مامور شاهزاده روبه‌روی او نشسته و می‌خواهد کفش کریستالی را به پای او امتحان کند. دختر پایش را داخل کفش می‌کند، شما مطمئن هستید که این کفش متعلق به شماست، پس حتما اندازه پای شما خواهد بود. اما در کمال تعجب می‌بینید که کفش کریستالی کاملا اندازه پای خواهرخوانده شماست. در این زمان چه واکنشی به این اتفاق نشان می‌دهید؟ احساس و واکنش خود را با جزئیات آن بیان کنید.

در قصه سیندرلا، کفش کریستالی، تنها چیزی است که او از صمیم قلب کاملا باور دارد فقط و فقط متعلق به اوست و هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند ادعای مالکیت بر آن داشته باشد. وقتی خودتان را جای سیندرلا می‌گذارید می‌توانید احساس او در شرایط مشابه را درک کنید. واکنشی که به این موقعیت نشان می‌دهید، همان واکنشی است که اگر ببینید یک نفر می‌خواهد چیزی را که حق طبیعی شماست از شما بگیرد، نشان می‌دهید. راه‌های بسیاری وجود دارند که بتوانید دربرابر چنین فردی بایستید و واکنش نشان دهید. شما چه واکنشی نشان می‌دهید؟ چگونه حق خود را برای خودتان حفظ می‌کنید؟

از شاهزاده می‌خواهم، این فرصت را در اختیار من هم قرار دهد تا کفش را امتحان کنم.

شما یکی از بهترین روش‌های ممکن را انتخاب کردید. خونسردی خود را حفظ کرده و به این فکر کردید که در این موقعیت درست‌ترین کار ممکن چیست. هم احساس واقعی خود را ابراز کردید، هم تسلیم رفتارهای دیگران نشدید و سعی کردید چیزی که آن را حق طبیعی خود می‌دانید به دست آورید. این بسیار خوب است که حتی در بدترین شرایط نیز به خودتان مسلط هستید و می‌توانید فکر کرده و روش درست و منطقی را امتحان کنید.

اما اگر شاهزاده بگوید که در تمام قلمرو این کفش فقط به پای یک نفر می‌خورد و خواهرخوانده شما همان کسی است که کفش اندازه پایش بود …، دراین‌صورت چه واکنشی نشان می‌دهید؟ به یاد داشته باشید که همیشه اولین راهی که به ذهنتان می‌رسد به نتیجه دلخواه شما ختم نمی‌شود و گاهی باید راه‌های بیشتری را امتحان کرد.

بدشانسی‌ام را می‌پذیرم و به زندگی‌ام ادامه می‌دهم.

صبر و بردباری یکی از نشانه‌های خردمندی و دانایی است اما گاهی اوقات باید برای بدست آوردن چیزی اطمینان دارید متعلق به شماست بجنگید. در زندگی موقعیت‌های بسیاری پیش می‌آید که دیگران بخواهند چیزی را که حق مسلم شماست، از شما بگیرند و آن برای از آن خود کنند. در چنین مواقعی صبوری‌کردن و صرفا نظاره‌گربودن بزرگ‌ترین اشتباه است، اگر برای حفظ و به‌دست‌آوردن داشته‌هایتان تلاش نکنید هرگز نمی‌توانید زندگی ایده‌آلتان را به دست آورید، دراین‌صورت باید همواره در حسرت دوری از چیزهایی که حق طبیعی شما هستند بنشینید و افسوس بخورید.

کفش را به زور از دست خواهرخوانده‌ام می‌گیرم حتی اگر ناچار شوم با او کتک کاری کنم.

خوب است که برای حفظ حقوقتان تلاش می‌کنید و اجاز ه نمی‌دهید کسی چیزهایی که برای شما هستند را از شما بگیرد اما به یاد داشته باشید همیشه راه‌های بهتری هم وجود دارند. اگر بخواهید با جنگ و دعوا به خواسته‌هایتان برسید ادامه ارتباط با دیگران برایتان کمی دشوار می‌شود. اگر چنین کردید و شاهزاده از واکنش شما به خواهرخوانده‌تان خوشش نیامد چه می‌کنید؟ باید احساساتتان را ابراز کنید، هرگز نباید اجازه بدهید کسی به حق شما تجاوز کند، اما یادتان باشد این کار را از طریق راه‌های منطقی و درست انجام بدهید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۰۴

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

۱ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. Success99
    10:25 2020/02/28

    عالی