حمایت والدین از فرزندان

حمایت والدین از فرزندان

والدین معمولا درباره‌ اینکه چگونه نقشی باید در حمایت از فرزندان در پیشرفت تحصیلی بازی کنند، اطمینان ندارند و اینکه چه نوع کمکی بکنند و تا چه حد را نمی‌دانند. وقتی پای یادگیری کودکان در میان باشد، تمام اطلاعات والدین، تا حدودی به علت آمیخته‌بودنشان، کارآیی ندارد.

بسیاری از والدین از اینکه هر روزه باید با کودکانشان بر سر انجام تکالیف سرو کله بزنند، اظهار تاسف می‌کنند. به نظر می‌رسد که با افزایش فشار برای شرکت در برنامه‌های ورزشی و کلوپ‌های خارج از برنامه و بازی‌های کامپیوتری، ویدیویی و موبایلی که به شکل گسترده در دسترس همگان بوده و یکی از یکی جذاب‌ترند، هیچ راهی وجود ندارد تا از این حواس‌پرتی‌هایی خلاص شد که کودکان را از انبوه تکالیف انجام‌نشده‌شان دور نگه می‌دارد. این مبارزه هرروزه که بسیار طاقت‌فرساست و می‌تواند انرژی و ناراحتی والدین و فرزندان را به یک میزان به همراه داشته باشد.

 

۱٫ راه تشویق و ترغیب

تشویق و کمک‌کردن بچه‌ها برای انجام تکالیفشان تنها یکی از راه‌هایی است که از طریق آن والدین می‌توانند در تحصیلات کودکانشان دخیل باشند. شاید این مسئله که والدین وقتی صحبت از تحصیلات فرزندانشان باشد، بسیار باانگیزه می‌شوند، موجب شده تا از مدت‌ها پیش مشارکت والدین به عنوان بخشی مهم در پیشرفت دانش‌آموزان و اصلاح مدرسه در نظر گرفته شود. علی‌رغم این موضوع، والدین ممکن است ندانند که از کجا باید شروع کنند.

اگر به مثال تکالیف بازگردیم، می‌بینیم که برخی والدین بیشتر تمایل دارند که تماما از قضیه کنار بکشند تا فرزندان، خودشان مسئولیت را برعهده بگیرند. والدین دیگر سعی می‌کنند که وضعیت را به طور دقیقی کنترل کنند؛ پس قاعده‌ها و رویه‌هایی را اجرا می‌کنند که زمان و طول مدت انجام تکالیف در مقابل فعالیت‌های دیگر را به فرزندانشان دیکته کند. بسیاری دیگر ممکن است جایی در میانه باشند و مثلا بکوشند تا انجام‌دادن تکلیف را کاری خوشایندتر یا همراه با پاداش ساخته یا آن را فرصتی برای یادگیری در کنار فرزندانشان ببینند.

حتی وقتی مسائل به خوبی پیش می‌روند، نوع حمایت و تشویق والدین می‌تواند به طرز چشمگیری متفاوت بوده و بر انگیزه و پشتکار فرزندان اثر بگذارد. به طور مثال، وقتی فرزند در مسئله‌ای ریاضی مشکل دارد، برخی والدین ممکن است مسئله را برایش حل کنند و برخی دیگر سوال‌هایی هدایتگرانه بپرسند، به نحوی که در آخر خود فرزند آن مسئله را حل کند. از طریق هرکدام از این رویکردها، فرزند خودآگاهانه یا ناخودآگاه پیامی متفاوت را درباره‌ توانایی‌ها و کفایت خود به علاوه‌ اهمیت مدرسه و آموزش از والدینش دریافت می‌کند. تمام آن‌ها هم تاثیری بلندمدت بر علایق و دستاورهای تحصیلی آن‌ها خواهد داشت.

عواملی چون تجربه‌ کودکی والدین، محدودیت زمانی و فقدان راهکار‌های در دسترس موجب می‌شود که بسیاری از والدین برای راهنمایی فرزندان در خصوص تکالیفشان بر شم درونی خود تکیه کنند. در این مقاله ما بر یافته‌های پژوهشی در مورد اینکه والدین چگونه می‌توانند به بهترین شکل به کودکانشان کمک کنند تا نه‌تنها در مدرسه، که بیرون از آن نیز موفق باشند، می‌پردازیم.

ما به مسائلی این‌چنین فکر می‌کنیم که: «یک والد مشارکت‌کننده‌بودن به چه معناست؟»، «انواع مشارکت والدین که برای کودکان مفید است، کدامند؟»، «چه فعالیت‌هایی بهترین حامی یادگیری کودک هستند؟»، «آیا فعالیت‌ها و روش‌های تعاملی وجود دارند که باید از آن‌ها اجتناب کرد؟» و «فرزندان چه منافعی را از انواع مختلف مشارکت والدین کسب می‌کنند؟»

 برای پاسخ به این پرسش‌ها، در ابتدا به آن چیزی می‌پردازیم که مشارکت والدین را در زمینه تحصیلی فرزندان شکل داده و اینکه این موضوع چگونه در طول رشد فرزندان تغییر می‌کند. سپس می‌کوشیم آنچه را که تحقیقات در مورد ایجاد انواع محیط‌های پشتیبان انگیزه درونی کودکان برای یادگیری و پیشرفت تحصیلی‌شان می‌گویند، از هم تفکیک کنیم.

۲٫ در طول سال‌ها

هزاران فعالیت در طول زندگی فرزندان وجود دارد که از طریق آن‌ها والدین می‌توانند در تحصیلات فرزندانشان مشارکت داشته باشند و می‌شود آن‌ها را چنین دسته‌بندی کرد:

-فعالیت‌هایی که مستقیما به فضای مدرسه مربوط است، مانند شرکت در همایش معلمان، همراهی در اردوهای مدرسه، تماشای مسابقات مدرسه

-فعالیت‌هایی که مستقیما به یادگیری تحصیلی کودکان مرتبط است، همچون مکالمات یا آزمایشاتی که مفاهیم زبانی و ریاضی آن‌ها را تقویت کند.

-فعالیت‌هایی که بر ایده‌ها، ارزش‌ها و عقاید کودکان درباره‌ اهمیت یادگیری و آموزش اثر می‌گذارد.

چنین فعالیت‌هایی ممکن است در طول زمان دچار تغییری شدید شوند.

والدین بدون آنکه متوجه شوند، مدت‌ها پیش از آنکه فرزندانشان را راهی اولین روز مدرسه یا کودکستان کنند، آن‌ها را در فعالیت‌هایی وارد می‌کنند که موجب تقویت یادگیری تحصیلی آن‌ها در ریاضیات، دانش، زبان و ادبیات می‌شود. همان‌طور که بسیاری از تحقیقات دریافته‌اند، مقدار ورودی‌های زبانی و شناختی که والدین فراهم می‌کنند (مانند صحبت‌کردن با فرزندان، توضیح‌دادن درمورد مفاهیم عددی و فضایی، بازی‌کردن با اسباب‌بازی‌ها و دیگر بازی‌ها و…) خروجی آکادمیک آینده‌ فرزندان را پیش‌بینی می‌کند. به طور مثال، مقدار کلی صحبت‌های والدین، غنی‌بودن واژگانی که استفاده می‌کنند و پیچیدگی ساختار جملاتشان برای رشد زبانی کودک مهم بوده و توسعه مهارت‌های پردازشی که موجب تسهیل مهارت‌های زبانی و خواندن می‌شوند را تقویت می‌کند.

همچنین والدین باید به خاطر داشته باشند که در هر قدم از رشد کودک، آن‌ها پیاهایی مهم درباره‌ نگرش‌ها و عقاید خودشان به او منتقل می‌کنند. تحقیقات نشان داده که کودکان به سادگی با تماشای نحوه‌ عمل افراد در جهان، می‌آموزند. آن‌ها همیشه در حال تماشای والدین و کارهایشان هستند و در این بین ارزش ضمنی همراه با آن عمل را یاد می‌گیرند.

به طور مثال، مطالعه‌ مداوم در برابر کودکان، علاقه‌ آن‌ها به مطالعه را تقویت می‌کند و یا گردش در موزه‌ علم این پیام را می‌رساند که علم می‌تواند هم جذاب و هم بااهمیت باشد. تحقیقات «ساندرا سیمپکینز» در سال ۲۰۱۲ نشان داد که اگر والدین برای ارزش‌هایی که می‌خواهند به کودک خود منتقل کنند، تبدیل به الگو شوند، فرزندانشان تمایل بیشتری دارند که آن ارزش‌ها را پذیرفته و بر طبق آن عمل کنند.

از این گذشته، والدین می‌توانند از طریق بازی‌ها، درس‌های رفتاری بسیار مهم و مهارت‌های غیرشناختی را آموزش دهند. مطالعات «کلی فیشر»، «کتی هرش-پاسک» و دیگران نشان داد مهارت‌هایی چون نوبت‌گیری، یادگیری چگونگی کنار‌آمدن با از‌دست‌دادن و ناامیدی، پیروی از قانون و پشتکار فقط برخی از مهارت‌های مهمی هستند که کودکان می‌توانند از طریق بازی یاد بگیرند. اظهارات صریح‌تر در مورد آنچه والدین می‌پسندند و نمی‌پسندند نیز می‌تواند بر نگرش‌های کودکان اثر بگذارد.

اگر والدین به طور مرتب بگویند که اهل ریاضی نیستند، ممکن است کودکان تصور کنند که ریاضی به درد آن‌ها نیز نمی‌خورد. همچنین کودکان می‌توانند پیام‌های ضمنی‌تری را نیز دریافت کنند؛ مثلا با مشاهده‌ تفاوتی که در اسباب‌بازی دختران و پسران وجود دارد. (مثلا اینکه لگو بیشتر برای پسران خریده می‌شود).

وقتی کودکان به مدرسه می‌روند، چشم‌انداز مشارکت والدین آغاز به تغییر و تطبیق می‌کند. معمولا معلم‌ها و مدارس مسئولیت بیشتری را در آموزش مفاهیم و ایده‌های جدید به کودکان بر عهده می‌گیرند. در نتیجه، والدین ممکن است به اشتباه گمان کنند که نقشی کمتر و حاشیه‌ای در تحصیلات فرزند خود بازی می‌کنند. با این‌حال، حتی وقتی آموزش رسمی شروع می‌شود، والدین کماکان بر یادگیری و دستاوردهای فرزندانشان به روش‌هایی اساسی اثر می‌گذارند.

انواع پشتیبانی‌هایی که والدین در سال‌های مدرسه برای فرزندانشان فراهم می‌کنند، به راه‌های زیادی دسته‌بندی شده است. یک چارچوب قابل‌توجه، مکان اولیه‌ای است که فعالیت در آنجا رخ می‌دهد (به عنوان مثال، «جویس اپشتین» مدرسه را در مقابل خانه مورد بحث قرار داده است). اما نظریه‌های دیگر نشان می‌دهد که علاوه بر اهمیت عملکرد والدین (مانند کمک در حل تکالیف، رفتن به کتابخانه و یا داوطلب‌شدن در مدرسه) نگرش و انتظاراتشان نسبت به مدرسه و تحصیلات نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

به عنوان نمونه، «وندی گرولنیک» و «ماریا اسلاویاک» در مطالعه‌ خود در سال ۱۹۹۴ با عنوان «مفهوم‌سازی چند‌بعدی و الگوی انگیزشی مشارکت والدین»، سه نوع فعالیت را از یکدیگر تفکیک کردند: فعالیت‌هایی که شامل ارتباط فعال و حفظ ارتباط بین خانه و مدرسه است (همچون داوطلب‌شدن در مدرسه و یا کمک به حل تکالیف)، فعالیت‌هایی که از طریق آن‌ها والدین، فرزندانشان را در برابر تجربیات محرک آموزشی قرار می‌دادند (مثل رفتن به کتابخانه، موزه و فعالیت‌های مطالعاتی) و مشارکت شخصی‌تر که در آن نگرش‌ها و انتظارات والدین نسبت به مدرسه و آموزش، ارزشمندی و سودمندی آموزش را نشان می‌دهد.

چارچوب‌هایی مانند این، روش‌های مفیدی را فراهم کرده تا به مشارکت والدین اندیشیده و آن نوع مشارکتی که بهترین خروجی را برای کودک به همراه می‌آورد، آزمایش کنیم.

 

حمایت والدین از فرزند

۳٫ کدام نوع مشارکت والدین یادگیری را ارتقا می‌بخشد؟

مطالعات اخیر شروع به جست‌وجو در این زمینه کرده‌اند که کدام نوع از مشارکت والدین بیشتر برای نتایج آموزشی کودک مفیدند تا اینکه بر مشارکت جهانی‌تر تمرکز کنند. تحقیقات اکیدا از پیوند بین فعالیت‌هایی که در زیر چتر مشارکت شخصی با پیشرفت تحصیلی بعدی قرار دارد، حمایت می‌کند و نشان می‌دهد که دخالت والدین به دلیل انتظارات و ارزش‌های پیشرفت تحصیلی که از طریق اقدامات والدین به فرزندان منتقل می‌شود، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

مقاله «نانسی هیل» و «دایانا تایسون»  در روان‌شناسی رشد فواید انواع مختلف مشارکت والدین را بررسی می‌کند. درحالی‌که آن‌ها هیچ اثری از مشارکت‌های مدرسه‌محور پیدا نکرده و تنها اثری متوسط از مشارکت‌های خانه‌محور یافت شد، قوی‌ترین تاثیر مربوط به جامعه‌پذیری تحصیلی بود که شامل مشارکت شخصی، انتقال ارزش یادگیری و توضیح نحوه‌ ارتباط علایق کودک به آموخته‌هایش می‌شود.

پدر و مادری که روی موفقیت تحصیلی فرزند خود سرمایه‌گذاری کرده است، ارزش یادگیری را برایش برجسته کرده و پیوند کودک با آموزش را تقویت می‌کند. به‌علاوه‌ ارزش آموزش و یادگیری برای والدین، انتظارات آن‌ها برای موفقیت تحصیلی فرزندشان نیز حائز اهمیت است. به طور مثال، مطالعه «لیدیا دوفلوریو» و «امبر بلیاکوف» دریافت که خانواده‌هایی با وضعیت اجتماعی و اقتصادی بالاتر نسبت به خانواده‌هایی که وضعیت اجتماعی اقتصادی پایین‌تری دارند، در زمان پنج سالگی فرزندشان، انتظار بیشتری از موفقیت تحصیلی فرزندانشان دارند و این انتظار پیشرفت ریاضی کودکان را در نظر می‌گیرد.

مشارکت والدین هنگامی می‌تواند بیشترین سود را داشته باشد که آن‌ها در فعالیت‌هایی درگیر شوند که مهارت‌های مستقل حل مسئله کودکان را تشویق کند. وقتی والدین چنین کنند، استقلال کودکان به عنوان یک حل‌کننده‌ مسئله، تقویت شده و انگیزه‌ای ذاتی در آن‌ها ایجاد می‌کند که تکالیفشان را به‌تنهایی انجام دهند.

ممکن است والدین بیشتر از معلمان درک و فهم متنوعی از نیازهای فرزند خود داشته باشند و این آنها را قادر می‌سازد تا متناسب با نیازها و توانایی‌های کودک به او کمک کنند. علاوه بر این، داشتن والدین مشارکت‌جو می‌تواند تجربه‌ای معتبر برای کودک باشد. حمایت والدین می‌تواند به فرزندان این پیام را منتقل کند که آن‌ها باصلاحیت و ارزشمندند و این امر منجر به رشد خودباوری در کودکان می‌شود که برای موفقیت بسیار مهم است.

بنابراین به نظر می‌رسد که مشارکت والدین به دو دلیل تاثیرگذار است: اول به دلیل اینکه از کودک حمایت کرده و مفاهیم و مهارت‌هایی را که در مدرسه آموخته، تقویت می‌کند و دوم به دلیل اینکه پیام‌هایی را در مورد اهمیت و ارزش آنچه در مدرسه آموخته است، منتقل می‌کند. در نتیجه، به ویژه با بزرگ‌تر‌شدن کودکان، والدین از طریق هر دو مسیر نقشی اساسی در پیشرفت فرزندان خود دارند.

با این حال، مشارکت والدین می‌تواند همچون یک شمشیر دو لبه باشد که اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند اثراتی مخرب به همراه آورد. رفتارهای آمرانه و مداخله‌گرانه (مانند نظارت، کنترل و ارائه کمک‌های ناخواسته یا انجام کار به جای کودک) باعث کاهش انگیزه در کودکان شده و می‌تواند اثری منفی بر پیشرفت تحصیلی آن‌ها بگذارد.

علاوه بر این، وقتی والدین خودشان متوجه مطالب تکالیف نشوند، تلاششان برای توضیح یا راهنمایی فرزندانشان از طریق کار، ممکن است به سردرگمی و سرخوردگی کودکان منجر شود. اگر والدین برای کمک به فرزند خود در انجام تکالیف احساس ضعف کنند، باید به خاطر داشته باشند که می‌توانند راه‌های دیگری برای مشارکت و ارتقاء پیشرفت پیدا کنند؛ از جمله اطمینان حاصل‌کردن از اینکه فعالیت‌های خارج از مدرسه، تجارب یادگیری سازنده‌ای را به کودکان ارائه می‌دهد و یا اینکه فرزندشان را به طریقی ستایش کنند که ذهنیت رشد و انگیزه ذاتی را ارتقا بخشد و یا مدل‌سازی رفتارهایی که نشان دهنده اهمیت و ارزش یادگیری است، از جمله اینکه هنگامی که فرزندتان در حال حل مشکلی است، با او در یادگیری شریک شوید.

برخی از تحقیقات منتشر نشده ما نشان می‌دهد که رفتارهای والدین مداخله‌گر ممکن است برای کودکانی که چارچوب نهادی دارند (مثلا باور به ثابت‌بودن هوش)، در مقایسه با کسانی که چارچوب افزایشی دارند (به عنوان مثال این عقیده که هوش آن‌ها قابل‌انعطاف است و می‌توانند با تلاش آن را افزایش دهند) بیشتر مضر باشد.

والدین ممکن است در هنگام کمک به فرزندانشان مفیدتر باشند، اگر به جای استفاده از تمجیدهای شخصی (مانند کارت خیلی خوب بود! تو در ریاضی واقعا باهوش هستی)، از تمجید فرآیندی (مانند کارت خیلی خوب بود! تو در حل آن مسئله بسیار سخت تلاش کردی) استفاده کنند. تمجیدهای فرآیندی انگیزه ذاتی کودکان را افزایش داده و ذهنیت رشد را تشویق می‌کند که با پیشرفت مداوم و عملکرد تحصیلی همراه است.

علاوه بر این، تحقیقات اخیر به رهبری «کریس روژک» نشان می‌دهد که وقتی والدین با فرزندان خود درباره‌ جایگاه موضوعات مختلفی چون ریاضی، علوم و ادبیات در زندگی خود صحبت می‌کنند (به عنوان مثال جنبه‌هایی از شیرینی‌پزی را برجسته کنند که مربوط به شیمی می‌شود)، بر پیشرفت تحصیلی آن‌ها اثر می‌گذارند.

پیام‌های صریح و ضمنی والدین در مورد مطالبی که در مدرسه آموزش داده می‌شوند نیز بر انگیزش و پیشرفت کودکان تاثیر می‌گذارد. والدین باید مواظب باشند که بی‌علاقگی خود را نسبت یک مبحث درسی به‌خصوص بیان نکنند (مثلا من اهل ریاضی نیستم) و از ارسال پیام‌هایی مبنی بر اینکه دروس تدریس‌شده در مدرسه اتلاف وقت یا بی‌اهمیت است (مثلا: تو هیچ‌وقت از آن استفاده نخواهی کرد)، خودداری کنند.

این نگرش‌ها و عقاید منفی توسط کودکان جذب می‌شود و می‌تواند بر علاقه آن‌ها به درسی خاص و عملکردشان در مدرسه تاثیر منفی بگذارد. در حقیقت، تحقیقات حاصل از آزمایشگاه‌های خودمان نشان داده است که والدینی که نسبت به ریاضی احساس ترس و دلهره دارند (یعنی اضطراب ریاضی) و مکررا در ریاضی به فرزندشان کمک می‌کنند، نسبت به آن والدین مضطربی که این کار را نمی‌کنند، بیشتر می‌تواند باعث کاهش یادگیری ریاضیات در آن کودکان شود.

این بدان معنا نیست که والدینی که از ریاضیات (یا هر موضوع دیگری) نگران هستند، باید به طور کلی از تعامل با فرزندشان در مورد آن موضوع خودداری کنند. در عوض، این والدین برای کمک به بهبود کیفیت تعامل خود با فرزندانشان در مورد ریاضیات، نیاز به حمایت دارند. با این کمک، والدین مبتلا به اضطراب ریاضی می‌توانند به طور موثر از یادگیری ریاضی فرزندانشان پشتیبانی کنند.

به عنوان مثال، ما نشان دادیم که فرزندان والدین مبتلا به اضطراب ریاضی در طول سال تحصیلی به همان اندازه فرزندان والدین نامبتلا به اضطراب ریاضی یاد می‌گیرند، وقتی که به والدین و فرزندان برنامه‌ای ریاضی داده می‌شود که تجربه‌ای مهیج از حل مسئله ریاضی والد- فرزندی را می‌پروراند.

سرانجام، در نظر گرفتن انگیزه والدین برای کمک به فرزند خود نیز مهم است. همان‌طور‌که وندی گرولنیک خاطرنشان می‌کند، مفید‌بودن مشارکت والدین تا حد زیادی به دلایل اولیه درگیر‌شدن آن‌ها بستگی دارد. اگر والدین برای کمک به فرزند خود تحت‌فشار قرار بگیرند، ممکن است این مشارکت برای زمان موقتی افزایش یابد، اما پس از آن به‌ندرت استمرار داشته و بنابراین اثرات آن در حداقل خواهد بود.

۴٫ پیشنهاداتی برای پیشرفت و حرکت رو به جلو در این مسیر

اینکه انواع متنوعی از تعامل والدین و کودک برای موفقیت تحصیلی کودک ضروری است، بسیار واضح است. با این حال، هر نوع تعاملی پرتنش است و کیفیت و کمیت تعامل باید به گونه‌ای باشد که به بهترین شکل ممکن از رشد کودک حمایت کند و به والدین اجازه دهد تا با بهترین توانایی‌های خود در تعامل باشند.

حرف اصلی ما این است که والدین در پیدا‌کردن راه‌هایی برای مشارکت کارآمدتر در زندگی تحصیلی فرزندانشان، نباید احساس تنهایی کنند. تحقیقات نشان داده است كه كودكان معمولا وقتی كه خانواده، مدارس و گروه‌های جامعه برای حمایت از یادگیری با یکدیگر کار می‌كنند، عمل بهتری را در مدرسه از خود نشان می‌دهند. برای انجام این کار، مدارس می‌توانند تلاش کنند تا انتظاراتی که از والدین دارند، ترسیم کرده و همچنین می‌توانند برنامه‌هایی منظم برای حمایت از مشارکت والدین و فرزندان ارائه دهند. والدین باید برای صحبت‌کردن با فرزندانشان درباره‌ مدرسه تشویق شوند و انتظار اینکه آن‌ها در مدرسه به خوبی عمل کنند را منتقل کنند. همچنین معلمان می‌توانند این فرآیند را از طریق پیشنهاد بهترین راه‌های صحبت‌کردن با کودکان درباره‌ یادگیری، تسهیل سازند.

در حال حاضر، همه‌ والدین به منابعی یکسان برای کمک به فرزندشان دسترسی ندارند. تفاوت در مشارکت والدین اغلب مربوط به نژاد و سطح تحصیلات والدین است. والدین اقلیت کمتر احتمال دارد که در آموزش فرزندان خود مشارکت کنند، در حالی که سطح بالاتر تحصیلات والدین با سطح مشارکت آن‌ها در تحصیل فرزندان ارتباطی قوی دارد.

با این حال، به یاد داشته باشید که این متغیرها (به عنوان مثال درآمد، تحصیلات و قومیت) لزوما ارزشی که والدین برای تحصیل فرزندانشان قائلند و یا میزان تمایل آن‌ها به مشارکت و موفقیت فرزندشان را تعیین نمی‌کنند. حتی وقتی والدین وقت و منابع بیشتری برای مشارکت در آموزش فرزند خود داشته باشند، در صورت عدم اجرای صحیح، ممکن است فاجعه به بار آورند. همه والدین با کمی کمک و راهنمایی (كه توسط پژوهش‌های تحقیقاتی با محوریت مشارکت پزشک و والدین پشتیبانی می‌شود) می‌توانند انگیزه ذاتی فرزندان خود را برای یادگیری پرورش داده و نوعی حمایت مبتنی بر شواهد را فراهم آورند که ثابت شده در تقویت پیشرفت تحصیلی کودکان تاثیرگذار است.

***

تالیا برکوویز ، مارجوری دبلیو شفر ، کریستوفر س. روژک ، سیان ال بیلوک و سوزان سی لوین
مترجم: زهرا قمی

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۱۸۸

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

۳ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. هاستنو
    9:20 2020/05/21

    عالی

  2. رضا ابراهیمی
    6:38 2020/05/25

    سلام به تیم خیلی خوب موفقیت
    عیدتون مبارک.
    شماره جدید مجله انشا ا… چه زمانی چاپ میشه؟