زندگی

تنهایی مَجازی زنان

این روزها حضور آدم‏ها و نوع ارتباطات در فضاهای مجازی به بحث‏های زیادی دامن زده است. اعتیادهای اینترنتی، امتیازات یا کاستی‏های این نوع فضاها، موضوعاتی هستند که کارشناسان زیاد درباره آن نظر می‏دهند. با توجه به حضور و فعالیت گسترده زن‏ها در جامعه مجازی بد نیست به آسیب‏هایی که ممکن است تعاملات مجازی برای زنان داشته باشد نیز اشاره کنیم. این صفحه، شرح جلوه‏هایی کوتاه از توانمندی‏های پیدا و پنهان زنان است. توانایی‏هایی که گاه متاثر از محیط و شرایط ممکن است پنهان شود. در این نوشته‏های کوتاه سعی بر این است که دانایی و توانایی بالقوه زنان در موقعیت‏های مختلف زندگی روزمره، یادآوری شود.

عکس پروفایلت را زیاد عوض می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎کنی. سعی می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎کنی عکس خوبی باشد. نظر بیننده عکس را درنظر می‏گیری. همه فایل‏های عکس‎های اخیرت را ورق می‏‏زنی. در جایی از پنهان‏ترین زوایای ذهنت حک شده: «زیبایی ظاهری، سرمایه هر زنی است!» آموزه‏های تاریخی و موروثی مادران و مادربزرگ‏ها در این باور تو نسبت به خودت نقش دارند. نقشی پررنگ.

شبکه‏های اجتماعی حدومرز ندارند. آزادی هرعکسی را دوست داری به نمایش بگذاری. با مدشدن عکس سلفی دستت بازتر شده است؛ در هر وضعیتی از خودت عکسی می‏گذاری. عکس‏های «یهویی»! یهویی یعنی ناگهانی؛ یعنی اینکه دوستان مجازی می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎توانند همه لحظه‎های ناگهانی و البته خصوصی تو را ببینند، لحظه‏هایت را ورق بزنند و زندگی‏ات را مرور کنند. تو را با دوستانت، تو را با کودکت، تو را کنار غذای رنگینی که بر سر میز گذاشته‏ای و زیرش نوشته‌ای: ماهی شکم‎پر دستپخت ظهر جمعه! تو را درکنار درخت و دریا و آسمان و … و البته تو را در تنهایی‏های ترسناکت. همه‌چیز به نمایش درمی‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎آید. بعد تصمیم می‌گیری گاهی جملات قصار بنویسی. وسوسه می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شوی نوشته‏های احساسی بنویسی. نوشته‏هایی کوتاه که نامی‌ ندارند. دوستی می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎گفت: «نوشته‏های فیس‏بوکی»؛ یعنی فیس‏بوکی هم یکی از انواع ژانرهای ادبی شده است؟ نوشته‏های شبکه‏های مجازی غالبا هدف خیلی مشخص و موثری ندارند؛ یا خبری‏اند یا احساسی. حتی مرور گذرای این فضاها نشان می‏دهد زنان بیش از مردان، «احساسی» می‏نویسند. زنانِ تنها، در فضای مجازی، تنهایی خود را فریاد می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎زنند. فضای مجازی برای زنان تنها اگر از حد‌وحدودی فراتر روند خطرآفرین است. می‌دانیم که زن‏ها شنیداری‏اند. یعنی کلمات و نوع آهنگ آن و لحن ادای کلمات، بر آن‌ها تاثیر مضاعف دارد. فضای مجازی پر است از عکس‏ها و نظرات یهویی. کامنت‏هایی که برای خوشامد تو نوشته می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شوند؛ نه همه آن‌ها. اما غالبا تعریف و تمجیدها و به به و چه چه ها زیربنایی ندارند. کسی، گذرنده‎ای می‏آید و عکسی از تو می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎بیند و زیرش عکس گلی، کلام ستایش‎آمیزی می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎گذارد و می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎رود. یکی‌دو تا نیست. زیاد می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شود رفته‌رفته و این‌ها در تو، در زن تنهایی که تو باشی تاثیر می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎کند. کم‌کم فکر می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎کنی آن چند کلمه احساساتی که نوشته‏ای شعر قابل تاملی است. خودت را شاعر می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎دانی، یا نویسنده یا … به‌هرحال صاحب هویتی کاذب می‎شوی. تا اینجای کار زیاد مهم نیست. نهایتش نوشته‏های مجازی را برمی‏داری می‏بری پیش ناشر و می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎گویی چاپش کنند و نمی‌کنند و تمام. باز برمی‌گردی سر جای اول. برمی‏گردی و هر روز پست تازه‏‏ای می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎گذاری. هر روز عکس‏های پروفایلت رنگ به رنگ می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شوند. ستایشگرانت زیادتر می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شوند چون بی هیچ فیلتر و قاعده‏ای درخواست‏های دوستی را می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎پذیری. بعضی ستایشگران مجازی مصرترند. پیگیرترند. تنهایی‏ات را دیده‏اند. نزدیک‏تر می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شوند. کامنت نمی‌گذارند. پیغام‏های خصوصی می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎گذارند و بی‏پرواتر و گستاخ‏تر می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شوند. دوستی مجازی پررنگ‏تر می‏شود. چت‏ها طولانی می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شوند. گاهی سراسر روز چشم به راه پیغامی‌می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎مانی. مرزهای مجاز را درمی‌نوردی و به واقعیت پا می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎گذاری. قرارهای مجازی در تالارهای گفت‌وگو و چت روم‏ها به قرارهای کافی‌شاپی و … منجر می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شود. گاه در همان دیدار واقعی اول سرخورده می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شوی. می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎بینی آدم‏ها شبیه عکس‏هایشان نیستند. صدایشان، لحنشان، شکل حرکت‌دادن دست‏هایشان هنگام حرف‌زدن با لحن کامنت‏هایشان، با حرف‏های زیبایشان، با جملات قصارشان فرق دارد. بعد به تفاوت ویرانگر تصویر واقعی و مجازی پی می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎بری و دلت می‏گیرد. تنهایی‏ات همان‌جا سر جای خودش ایستاده و دست نخورده است. گاه جلوتر می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎روی و به کشفیات ناامیدکننده دیگری می‏رسی. سرخورده‏تر و آزرده‏تر ازقبل سر جای اول برمی‏گردی. اما بازی ادامه دارد. تنهایی غول ترسناکی‏ است. تنهایی‏ات غنی نیست. سرشار نیست. خلاق نیست. یک تنهاییِ خالی است که با آدم‏های مجازی، پُر و باز خالی می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شود.

و این‌گونه می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎شود که روان‌شناس‏ها و جامعه‏شناس‏ها این روزها‎‎ این‌همه در باب آسیب‏های شبکه‏های مجازی مباحثه می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎کنند و مقاله می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎نویسند و تحلیل می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎کنند و از آسیب‏‏پذیری زنان بیشتر می‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎گویند. بله زن در مواردی، آسیب‏پذیرتر است به هزارویک دلیل زیست‏شناختی و روان‌شناختی. اگر به این ضعف‏ها و قوت‏های جنسیتی واقف باشی، مرزهای ممنوعه را درنظر می‏گیری. جانب احتیاط را رعایت می‌کنی. شبکه‏های اجتماعی مثل هر پدیده دیگری در جهان مدرن امتیازات خود را دارد. این‌همه راه آسان برای ارتباط یقینا تا بیست سال یا حتی ده سال پیش برای ما شبیه خواب و خیال بود. فانتزی ناممکنی بود که هرلحظه بتوانی با تلفن همراهت با هرکه می‌خواهی در هر نقطه از جهان ارتباطی تصویری و کلامی ‌برقرار کنی. اما امروز هست. امروز همه در دسترسیم. همه زیاد حضور داریم. حضورمان از غیابمان خیلی بیشتر شده است. اگر مراقب این موازنه حضوروغیاب نباشیم، تعادل و نظم به هم می‌خورد. زنی که به برکت این همه سیستم ارتباطی، همیشه و همه‌جا در دسترس است، به همان میزان نیز درمعرض آسیب است. آسیب‏های روحی ناشی از ارتباطات گسترده مجازی، بر کسی پوشیده نیست.

ای کاش قانون طلایی تعادل یادمان نرود. استفاده درست از هر امکانی، یک موهبت است. یک پیشرفت در راستای زندگی بهتر است. زندگی مدرن، رفاه و راحتی آورده است. دیگر نیازی نیست تا اداره پست بروی. تمبر بخری. نگران رسیدن و نرسیدن نامه‏ات باشی. هزینه‏های مالی ارتباط کاهش یافته اما آیا هزینه‏های جانی نیز کاهش یافته؟ هر روز چند ساعت وقت پای اینترنت و گوشی موبایل به هدر می‏رود؟ اگر زن باشی، کارمند باشی، مادر باشی، دانشجو باشی، خانه‏دار باشی، فرقی نمی‌کند. فراتررفتن از اعتدال و بها‌دادن بیش‌ازحد به جهان مجازی به زودی گرفتارت می‏کند. آنچه امروز از آن به‌عنوان اعتیاد اینترنتی یاد می‏کنند، شیوع زیادی دارد. نباید فکر کنی تو یک استثنایی. اگر حواست نباشد، به‌زودی جهان مدرن با همه امکانات چشم‏نواز ارتباطی، تو را در کام خود می‏کشد. اگر آگاهی و دانشت را بیشتر کنی، راه‌رفتن در جاده تعادل چندان دشوار نیست. زن موفق، زنی است که می‌داند تنهایی‏اش را چگونه مدیریت کند. از مدیریت زمان بسیار سخن گفته‏اند. حال وقت اندیشیدن به مدیریت تنهایی است. آموختن این توانایی، به تو قدرت می‏دهد تا خیلی زود از هر کلام مهرآمیز و متملقانه‏ای در فضاهای مجازی به وجد نیایی. توانمندی تو به‌عنوان یک زن در گروی این است که باور داشته باشی کتاب، همچنان باارزش‌تر از بعضی بریده‏ متن‏های بی‏نام‌ونشان فضاها و گروه‏های مجازی است. درست است که زن توانمند همه‌چیز را نمی‏داند، اما حتما می‏داند تنهایی‏اش با عوض‌کردن عکس پروفایل و شمردن تعداد لایک‏ها و قرارهای مکرر مجازی جبران نمی‏شود. او راه‏های کارآمدتر دیگری هم برای پر‌کردن تنهایی‎های گاه ناگزیر خود بلد است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code