تله‌هاي عاطفي …!!!
چرا در روابط اشتباه گير مي‌افتيم؟

تله‌هاي عاطفي …!!!  <br> چرا در روابط اشتباه گير مي‌افتيم؟ <br>

 

انتخاب‌هاي مهم در زندگي بسيار تعيين‌كننده هستند و تا حدوي مي‌توانند باعث شوند سرنوشت ما تغيير كند. همه ما گاهي در سخت‌ترين شرايط تصميم‌گيري دچار اشتباهاتي مي‌شويم و نمي‌توانيم درست تصميم بگيريم؛ مثلا مدت‌ها در ارتباطي باقي مي‌مانيم كه خودمان بيش از هر كسي مي‌دانيم اشتباه است، اما به بهانه‌هاي مختلف در آن مي‌مانيم؛ بدون اينكه استدلالی درست و منطقي براي كار خود داشته باشيم؛ در‌واقع انگار در تله‌اي گرفتار شده‌ایم و در‌عين‌حال كه به فكر رهايي و بيرون‌آمدن از آن هستيم، اما این رهایی را به زمان ديگري موكول مي‌كنيم؛ بي‌توجه به اينكه هر چقدر زمان بگذرد، كارمان سخت‌تر خواهد شد و بيشتر در باتلاق عادت‌هاي اشتباه خود فرو مي‌رويم، تا‌جايي‌كه ديگر نمي‌توانيم از آن رها شویم.

اما چرا چنين مشكلاتي برايمان به وجود مي‌آيد و چرا گاهي تا اين حد وابسته و ناتوان مي‌شويم كه نمي‌توانيم تصميم درست و عاقلانه‌اي بگيريم. در اين‌خصوص با دكتر مصطفي فروتن، روان‌شناس و مشاور گفت‌و‌گو كرده‌ايم.

عوامل مهم در تصميم‌گيري

در مورد تمام تصميم‌گيري‌هاي مهمي كه ما در زندگي داريم و عوامل مهم در اين تصميم‌گيري‌ها، دو عامل اصلي وجود دارد كه شخصيت ما را تعريف مي‌كند: «وراثت» و «محيط»

«وراثت» انتقال خصوصيات والدين به فرزند توسط ژن‌هاست که بسياري از خصوصيات رفتاري ما را رقم مي‌زند؛ يعني تقريبا ۴۰‌درصد رفتار انسان‌ها تابع ژن‌هاست و حتي صفاتي مثل زيبايي ، شجاعت و بهره هوشي و … هم از طريق ژن‌ها منتقل مي‌شوند. در بسياري موارد، افراد ساختار ژنتيكي قوي ندارند. مثلا بعضي افراد با معلوليت‌هاي جسمي يا ذهني ژنتيك به دنيا مي‌آيند و از بسياري از امكانات محرومند، ولی توجه داشته باشيم که گاهي حتي خود معلوليت‌ها باعث رشد فرد شده و به‌عنوان يك «ريز‌فاكتور»، باعث بروز تغييراتي در فرد مي‌شود. در‌واقع هر تهديدي يك فرصت است و هر فرصتي هم يك تهديد. مثلا فردي كه سندرم خاصي دارد، براي اثبات اينكه ناتواني نمي‌تواند سدي در برابر خواسته‌هايش باشد و براي جبران ناتواني‌هايش، خلاقيت‌هايي از خود نشان مي‌دهد تا بر ضعف خود غلبه كند.

شكل‌گيري شخصيت

بسياري از خصوصيات ما‌ (حدود ۴۰درصد) از لحظه تولد تا پنج‌سالگي پايه‌ريزي مي‌شوند. از شش‌سالگي كه لحظه ورود به محيط آموزشي نيز هست تا يازده سالگي هم ۲۰‌درصد ديگر شخصیت شكل مي‌گيرد. در اين هنگام ما با يك «جا‌به‌جايي قدرت» رو‌به‌رو هستيم؛ به‌اين‌معنا كه تا قبل از ورود به اجتماع، تنها كانون قدرت پدر و مادر هستند و بعد از ورود به محيط‌هاي آموزشي، قدرت به مربيان آموزشي منتقل می‌شود. در‌اين‌گونه محيط‌ها ما با موضوعي به نام «جايگزين مشروع مادر» مواجه مي‌شويم كه نقش بسيار مهمي در شكل‌گيري شخصيت افراد دارد؛ درواقع در مقاطع سني ۶ تا ۱۱ سال كه كانون قدرت جا‌به‌جا مي‌شود، قدرت مادر نيز به معلم واگذار شده و در بسياري از موارد تصميم‌گيري‌هاي بچه‌ها با كمك معلمانشان انجام مي‌شود؛ بنابراين تاثير‌پذيري آن‌ها نيز از مربيانشان بيشتر خواهد شد، چون ديگران نيز آن‌ها را تاييد مي‌كنند. اغلب ما نخستين معلمان خود را به ياد داريم، چون تاثير زيادي بر ما داشته‌اند.

نوجواني

در سنين نوجواني هم ما معمولا با موضوعي به نام «اثر هم‌سالان» مواجه هستيم. نوجوان بيش‌از هر زمان ديگري تحت‌تاثير هم‌سن‌و‌سالان خود قرار مي‌گيرد و در‌گير برزخي بين كودكي و بزرگسالي مي‌شود. در اين هنگام، افراد به‌دنبال كساني مي‌گردند كه از آن‌ها تاثير‌پذيري داشته و خواسته‌ها و علايق مشتركي با آن‌ها داشته باشند؛ به‌همین‌دلیل به شخصيت‌هاي هنري و ورزشي و … علاقه‌مند مي‌شوند. اين تاثير‌پذيري‌ها اغلب پايه‌هاي نخستين تصميمات و علائق آن‌ها را مشخص مي‌كنند. اين مرحله هم تاثير زيادي در شخصيت و نوع انتخابات فرد خواهد داشت؛ البته خانواده نيز در اين مرحله نقش تعيين‌كننده‌ای دارد.

نقش‌بازي‌ها

از سنين ۲۰ تا ۵۰ سالگي، افراد كم‌كم خود واقعي‌شان رانشان مي‌دهند؛ يعني در اين زمان، افراد هر چه را از گذشته خود كسب كرده‌اند، به اجرا مي‌گذارند و نقش اصلي خود را بازي مي‌كنند. گاهي نيز افراد در اين سنين رفتارهايي از خود نشان مي‌دهند كه نتيجه عقده‌ها و مشكلاتي است كه در دوران كودكي آن‌ها را تجربه كرده‌اند. مثلا فردي که در كودكي مورد بي‌توجهي و بي‌مهري اطرافيان قرار مي‌گرفته، در آينده به‌شدت به ديگران آسيب مي‌رساند، در ارتباطات خود با مشكل مواجه مي‌شود و طرف مقابل را آزرده‌خاطر مي‌كند تا بتواند به نوعي آسيب‌هايي را كه ديده، جبران كند.

اغلب افراد نيز در ميانسالي به اين نتيجه مي‌رسند كه ديگر نمي‌توانند تغيير كنند و بايد همان‌گونه كه هستند، آن‌ها را پذيرفت.

تغيير زيادي در كار نيست

معمولا در الگوهاي انتخابي افراد براي ازدواج خيلي‌ها فكر مي‌كنند مي‌توانند بر طرف مقابل تاثير گذاشته و او را تغيير بدهند؛ اما بايد توجه داشته باشيم در الگوهاي ذهني گذشته هر فرد آن‌قدر لايه‌هاي به‌هم‌پيچيده و منسجم وجود دارد كه نمي‌توان آن‌ها را ناديده گرفت؛ مثلا خساست، شكاك‌بودن يا وسواس مشكلاتي نيستند كه به‌سادگي بتوان آن‌ها را تغيير داد؛ البته گاهي قابليت تغيير وجود دارد، ولي نمي‌توان روي آن حساب كرد. گاهي بعضي خصوصيات تحت‌تاثير عوامل قوي‌تري تغيير می‌كند، اما در‌صد آن زياد نيست و نمي‌توان به اميد تغيير‌دادن فردي با او وارد رابطه شد. توجه داشته باشيم که اگر شخصي با هدف تغيير طرف مقابل وارد رابطه‌اي شود، خيلي زود احساس نااميدي مي‌كند، چون در‌صد چنين تغييراتي اغلب يا خيلي كم يا تحت‌تاثير محيط و گذرا خواهد بود.

نقش رسانه‌ها و محيط

رسانه‌ها و نقش آموزش غير‌مستقيمي كه از اين طريق و با مشاهدات به‌دست مي‌آيد، تقريبا ۱۰‌درصد است؛ يعني رسانه‌ها و آموزش غير‌مستقيم آن‌ها نيز مي‌تواند بر شخصيت افراد تاثير بگذارد. اثری كه ديدن كارتون‌هاي زمان كودكي يا فيلم‌هاي مختلف روی ما گذاشته، بر آينده ما هم قابل‌مشاهده است. مي‌توان گفت گاهي بدون اينكه خودمان بخواهيم، تاثير‌پذيري‌هايي در اين‌خصوص خواهيم داشت. نتيجه اخلاقي كه گاهي با ديدن يك فيلم بر رفتار ما مشاهده مي‌شود، شايد خيلي بيشتر از آموزش‌هايي باشد كه به اجبار به ما تحميل مي‌شود و بعضي از ما درست مثل شخصيت مورد‌علاقه خود در يك فيلم، رفتار مي‌كنيم يا تصميم مي‌گيريم. گاهي هم بعضي فيلم‌ها و سريال‌ها تاثير زيادي حتي بر زندگي زناشويي افراد مي‌گذارد، تا‌جايي‌كه باعث جدايي يا بي‌ميلي دو طرف به همديگر مي‌شود و حتي قبح و زشتي بسياري از روابط را هم از بين مي‌برد.

 

 

وراثت ،والدين و محيط

صفات، اخلاقيات و نوع رفتاري كه ما در ارتباطات خود داريم، اغلب تحت‌تاثير سه عامل مهم وراثت، رفتار و نوع آموزشي است كه ما از طريق والدين و محيط اطراف خود می‌بینیم. سبك فرزند‌پروري والدين ما تاثير زيادي بر نوع تربيت فرزندان خود ما دارد؛ يعني اگر ما در كودكي والدين سخت‌گيري داشته‌ايم، يا سعي مي‌كنيم خودمان هم مانند پدر و مادرمان رفتار مشابهي با فرزندانمان داشته باشيم و يا بر‌ عكس، رفتاري بسيار سهل‌گيرانه را انتخاب مي‌كنيم تا بتوانيم خشونت و بي‌مهري والدينمان را جبران كنيم. تمام جزئياتي هم كه در كودكي در محيط خانواده تجربه كرده‌ايم مانند ميزان تحصيلات والدين، تعداد خواهر و برادرها، سبك زندگي و … در نوع ارتباطات افراد در آينده ما تاثير‌گذار هستند و مي‌توانند روابط ما را تحت‌الشعاع قرار دهند.

فراموش نكنيم که «هيچ رفتاري در زندگي ما تك‌عاملي نيست و عوامل زيادي بر آن تاثير مي‌گذارند؛ يعني تمام كارهاي ما تحت‌تاثير عوامل مختلفي هستند؛ نه فقط يك عامل و عوامل مختلفي در‌هم تنيده مي‌شود تا يك رفتار شكل بگيرد.»

آموزش مهارت‌هاي مختلف

آموزش مهارت‌هاي مختلف و انتقال آن به فرزندان مي‌تواند تا حدود زيادي مانع از ادامه بعضي رفتارهاي آزار‌دهنده در نسل‌هاي مختلف شود. بسياري از والدين، مهارت انتقال چيزهايي را كه مي‌دانند درست و ضروري است، به فرزندانشان ندارند. وقتي پدر و مادري حتي نمي‌دانند چطور دربرابر خواسته‌هاي نا‌معقول فرزندانشان كه آن‌ها را با گريه و داد و بيداد طلب مي‌كنند، رفتار كنند، طبيعي است كه فرزندانشان هم نتوانند رفتار خوبي داشته باشند و همين موضوع باعث مي‌شود در آينده در روابط خود با همسر و فرزندانشان همان رفتارهاي اشتباه را تكرار كنند و ادامه دهند.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code