تلخکامی ما شادمانی مهدی

تلخکامی ما شادمانی مهدی

جواد حسینی نصر

صبح یکشنبه دهمین روز از شهریور نود هشت. اولین روز محرم است و از همان دیروز که خبر منتشر شد، همه‌ی دوستان مهدی در بهت و حیرتی عمیق فرو رفتند. نه اینکه کسی انتظار این روز را نداشته باشد که از همان سه سال پیش به این طرف هر روز مهدی شادمانی باید ما را ترک می‌کرد. آن هم به خاطر بیماری سخت و پیچیده ای که او با آن دست و پنجه نرم می‌کرد.

مهدی شادمانی را با آن لبخند معروف و همیشگی‌اش پیش از ابتلا و بروز علائم بیماری‌اش در تحریریه همشهری جوان دیده بودم. در همه‌ی روزهایی که دوستان روزنامه‌نگار به عیادت مهدی می‌رفتند هیچ وقت به خودم این اجازه را ندادم که برای دیدنش بروم و ذره ذره ذوب شدنش را ببینم اما او خودش آنقدر دل و جرات داشت که مبارزه کرد. بیماری‌ای که یکی دو ماهه باید او را از پا در می‌آورد به اندازه‌ی نزدیک به چهار سال ادامه داشت و مهدی شادمانی تبدیل شد به یکی از الگوهای مبارزه، صبر و استقامت برای همه‌ی دوستانش و مخاطبانش در توئیتر.

 

مرور توئیت‌های مهدی شادمانی و پست‌هایش یکی از بزرگترین درس‌هایی است که هرکدام از ما می‌توانیم از آن بهره ببریم. شادمانی که به صورت مستمر از تجربه بیماری خود و امیدواری‌اش به بهبودی با مخاطبان در توییتر می‌نوشت، در آخرین توییتی که ۱۵ روز پیش منتشر کرد، نوشت:

«‏اینجا بال D. بیمارستان بقیه‌اللهه. روزی حدودا شیش بار کد ۹۹ اعلام می‌شه ینی شیش نفر تا مرگ می‌رن و برمی‌گردن یا نمی‌تونن برگردن. پسر ۳۴ ساله از جلوت رد می‌شه ۵ دقیقه بعد کد می‌خوره و …. تازه این فقط یک از ۴ بال یه بیمارستان تو تهرانه. ‏تا روزی۳ بار نشنوی کد ۹۹ هشت‌دال متوجه نمی‌شی مرگ چقدر نزدیکه. ینی فکرشو بکن تو اتاق کناری یا روبه‌رویی، یه نفر جون می‌ده و یکی دیگه نجات پیدا می‌کنه. ‏آقا به پیر به پیغمبر زندگی جز به خنده و خوشی‌اش ارزش نداره. بخندی و بخندونی. مرگو که دیدی اون موقع می‌فهمی و دیره. بیشتر بخندون، بیشتر بخند، خوش باش و سعی کن تو خوشی بقیه سهیم شی. بهترین حس و داشته آدم همینه. نصیحت نمی‌کنم، تجربه‌ام رو می‌گم. #خدایاشکرت».

در طول مدت بیماری، چهره‌ها و مسئولان زیادی به عیادت او رفتند. مهدی شادمانی این خبرنگار سابقه فعالیت در نشریاتی همچون همشهری جوان، دنیای ورزش و جهان فوتبال را داشت.

صبح یکشنبه‌ای بود که به تعبیر من هوا هوای پاییز بود. ما همه‌ی اهالی رسانه و ورزش جمع شده بودیم توی حیاط امجدیه و به همدیگر تسلیت می‌گفتیم. برای نداشتن مهدی شادمانی و آن لبخند عمیق. برای نداشتن مهدی شادمانی و آن کوه صبوری و استقامت. برای نداشتن مهدی شادمانی و آن همه باور به زندگی. که آمبولانس از در ورودی مجموعه ورزشی شیرودی وارد شد و مهدی را آوردند. دوستانش، همکارانش و چهره‌های زیادی آمده بودند. از عادل فردوسی پور و علی دایی تا وزرای ارتباطات و ارشاد. ما همه مخاطب زندگی و باور مهدی شادمانی بودیم. درست مثل سخنرانی آذری جهرمی در مراسم تشییع مهدی و توئیت‌هایی که در واکنش با حال و احوال شادمانی منتشر می‌کرد.

مهدی شادمانی روزنامه‌نگاری بود که در سال ۱۳۶۱ به دنیا آمد. نزدیک به چهار سال با سرطان مبارزه کرد و بعد از آنکه به همه‌ی ما درس استقامت داد در آستانه‌ی پاییز ۱۳۹۸ و در شهریوری آرام به آرامش ابدی رسید.

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code