زندگی

تفاوت عزت‌نفس با اعتماد به نفس

آیا تاكنون به این موضوع فکر کرده‌اید که معنای دقیق عزت‌نفس و اعتماد‌به‌نفس چیست و چه تفاوتی بین این دو وجود دارد؟ چند لحظه به پاسخ این پرسش فکر کنید و بعد از خواندن این مقاله پاسخ خود را ارزیابی كنید. پاسخ به این پرسش علاوه بر این‌که باعث می‌شود دانش و اطلاعات خود را درباره این واژه‌ها ارزیابی كنيم، به ما کمک می‌کند تا ببينيم در زندگی خود چقدر به معنای دقیق و علمی کلمات فكر می‌کنیم. به نظر می‌رسد افراد اندکی از معنای دقیق اين كلمات و تفاوت آنها اطلاع دارند. عزت‌نفس و اعتماد‌به‌نفس، عامل موثری در سلامت روان و از عوامل بسیار حیاتی یک زندگی موفق به شمار می‌رود، اما به نظر می‌رسد نداشتن عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس، از مشکلات عمده مردم به‌ویژه نوجوانان و جوانان است. اهمیت این موضوع تا آن‌جاست که مازلو، یکی از روان‌شناسان برجسته، در سلسله مراتب نیازهای انسان، در سطح سوم، احترام به خود یا عزت‌نفس را قرار می‌دهد. به اعتقاد مازلو انسان براى سلامت روانى خود نیاز به احساس اعتمادبه‌نفس مثبت و قوى دارد. در واقع ضعف و یا عدم اعتمادبه‌نفس عوارضى مانند افسردگى، استرس، اضطراب و نگرانى، بى‌ثباتى، عدم تحمل ناکامی، بدبینى، پرخاشگرى، خودكم‌بینى، وسواس و… را در پی دارد. از نگاه او یكى از نتایج اعتمادبه‌نفس حفظ سلامت روان است. در نظریه واقعیت‌درمانی دکتر ویلیام گلسر، روان‌پزشک مشهور امریکایی نیز، نیاز به احترام و عزت‌نفس یکی از نیازهای اساسی هر انسان است.

گفت‌وگوی زیر با دکتر جواد صالحی‌فدردی، فوق‌تخصص روان‌شناسی بالینی و سلامت از انگلستان، دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد، صورت گرفته است.

* آقای دکتر، دو واژه عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس به چه معناست؟

– قبل از پرداختن به تعریف این واژه‌ها باید به نکته مهمی اشاره کنم که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. در بین مردم غلط مصطلحی وجود دارد که عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس یا اطمینان به نفس را به جای هم مورد استفاده قرار می‌دهند. برای مثال، گاهی فرد معتقد است عزت‌نفس او پایین است اما بعد از بررسی ما مشخص می‌شود که برعکس، اعتماد‌به‌نفس او پایین بوده است یا گاهی اوقات فردی می‌گوید عزت‌نفس خیلی بالایی دارد، در صورتی که اعتماد‌به‌نفس او بالا است. * تفاوت آنها چیست؟ کدام یک از این دو آسیب‌پذیرترند؟ یا چگونه می‌توان در مسایل تربیتی و همچنین در ارتباطاتی که با هم داریم به گونه‌ای رفتار کنیم که به تقویت آنها کمک کنیم نه تضعیفشان؟

– عزت‌نفس به معنای احترام به خود و ارزشمندی است. دقت کنید هر بچه‌ای که به دنیا می‌آید برای نفس خود ارزشی ذاتی قایل است. در واقع، در هر جامعه، چه در دورافتاده‌ترین کشورها و یا در کشورهای قحطی‌زده مانند سومالی، اتیوپی و یا چه در بهترین کشورهای توسعه‌یافته و صنعتی، عزت‌نفس در بچه‌ها یکسان است. به عبارت دیگر همه انسان‌ها با یک احساس ارزشمندی به دنیا می‌آیند که اصلا وابسته به محیطی که در آن قرار دارند، نیست.

آیا شما تا به حال دیده‌اید که یک بچه دو، سه ساله (به‌خصوص اگر مراقبت‌های معمول طفولیت را دریافت کرده باشد) شکایت کند که من احساس می‌کنم ارزشی ندارم، من فرد بدبخت، بدشانس و بیچاره‌ای هستم؟ و… خیلی کم پیش می‌آید یک بچه سه، چهار ساله احساس بدبختی، بیچارگی و افسردگی کند و یا افکار خودکشی به سرش بزند و گوشه‌گیر شود مگر این‌که دارای یک بیماری ژنتیک باشد. بنابراین بچه‌ها باز بر اساس همان پایه‌های ژنتیکی که دارند در ابراز نظر و حرف‌های خود خیلی رک و محکم هستند، به عبارتی هنوز در شرایط ارزشی که در جامعه وجود دارد و بخشی از آنها غلط است، این احساس ارزشمندی آنها مشروط نشده است. به عبارتی دوست داشتن و دوست نداشتن خود، مشروط به اگرها، اماها و شرایط متفاوت نشده است. احساس ارزشمندی آنها همان‌طور که از ابتدا بوده، وجود دارد. یعنی، همانند یک چشمه جوشان جاری است، زیرا کسی جلوی آن را نگرفته، حد و حدود و سدی برای آن نگذاشته است. بنابراین به همین دلیل بچه‌ها همانند یک چشمه خروشان می‌جوشند، امیدوار، خوشنود و بسیاربسیار شادترند و از بودن در این‌جا و اکنون بیشتر لذت می‌برند. در برخی از جوامع اگر شما بیایید این سوال را برای بزرگان قوم مطرح کنید که شما با مشکل عزت‌نفس افراد در جوامع خود چه کار می‌کنید؟ آنها خیلی متوجه نمی‌شوند که شما درباره چه چیزی صحبت می‌کنید. چون در برخی از جوامع، نظام فرهنگی و تربیتی در عمل، به گونه‌ای است که این احساس خودارزشمندی ذاتی، خیلی کم مورد تحقیر و تغییر قرار می‌گیرد. به عبارتی دیگر، والدین در ارتباطات روزمره، فرزندان خود را مورد تحقیر و تهدید قرار نمی‌دهند و احساس خودارزشمندیِ آنها را مشروط نمی‌کنند. مثلا به آنها نمی‌گویند اگر این کار را انجام بدهی، دختر خوبی هستی، اگر این کار را انجام ندهی، دختر بدی هستی. اگر این کار را بکنی دوستت دارم اگر نکنی، دوستت ندارم. در واقع این روش تربیتی باعث می‌شود که فرد کم‌کم آن احساس ارزشمندی خود را مشروط به یک‌سری کارها و عوامل بیرونی بداند. برای نمونه در جوامع زیادی مانند جوامع در حال توسعه و صنعتی خیلی از بچه‌ها مشکل عزت‌نفس دارند. همان‌طور که عزت‌نفس افراد دچار آسیب شده و تغییر پیدا می‌کند، به همان ترتیب هم، احساس یاس و ناامیدی، افسردگی، استرس و اضطراب هم به سراغ فرد می‌آید. یعنی شما ارزشمندترین مولفه سلامت روان فرد را می‌بینید که دچار تزلزل و آسیب می‌شود. هر چند این افراد ممکن است آسایش خیلی زیادی داشته باشند یعنی تمام امکانات را در زندگی خود داشته باشند، اما ممکن است آرامش لازم را نداشته باشند. زیرا آن مولفه و عنصر اصلی و احساسی که احساس رضایت از خود یعنی احساس ارزشمندی را به فرد می‌دهد، دچار مشکل شده است.

* اعتمادبه‌نفس یا اطمینان‌به‌نفس به چه معناست؟

– اعتمادبه‌نفس مربوط می‌شود به اطمینانی که ما در انجام برخی از کارها و مهارت‌ها به خودمان داریم. مثلا فردی ممکن است خودش را یک آشپز بسیار ماهر بداند که ما در این صورت می‌گوییم اطمینان‌به‌نفس این فرد در آشپزی بالاست، نمی‌گوییم عزت‌نفس این فرد در آشپزی بالاست. اینها با هم فرق می‌کند. يا مثلا فردی نقاش بسیار مشهوری است ولی اگر به او بگویید، سیم‌پیچی منزل ما دچار مشکل شده لطفا آن را درست کن، ممکن است بگوید من جرات نمی‌کنم دست به برق بزنم. “جرات نمی‌کنم دست به برق بزنم” یعنی در این زمینه به خودم اطمینان ندارم. در واقع ما می‌گوییم این فرد در زمینه مسایل سیم‌کشی اطمینان‌به‌نفس ندارد. بعضي مواقع این دو موضوع با هم قاطي می‌شوند یعنی برخی افراد از خودشان و از بعضی از نزدیکان و اطرافیان خود انتظار دارند در هر زمینه‌ای بهترین باشند و همه چیز را بلد باشند و اگر بلد نباشند می‌گویند خودشان و یا فرد مقابل بی‌عرضه است و مورد تمسخر واقع می‌شوند. نه این‌که دیگران او را مسخره کنند، خودشان خود را تمسخر می‌کنند، خودشان احساس حقارت می‌کنند و بعد این احساس کوچکی را به ارزش خود تعمیم می‌دهند. به عبارتی، آن منبع درونی ارزشمند که عزت‌نفس است تحت‌تاثیر منابع بیرونی ارزش قرار می‌گیرد و اگر در حیطه‌های آنها ضعف داشته باشند این ضعف تعمیم پیدا می‌کند. برای مثال، اگر یک پرتقال سالم را کنار یک پرتقال خراب بگذارید، پرتقال سالم هم شروع می‌کند به پوسیدن. اگر بین آنها مرز مشخصی قایل نشویم این پوسیدگی سیب را هم تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. بنابراین، ما باید در فرایند تربیت، بین عزت‌نفس و اطمینان‌به‌نفس تفکیک قایل شویم.

* به نظر شما، اعتماد‌به‌نفس چقدر در موفقیت ما موثر است؟

– عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس بالا، نقش عمده‌ای در موفقیت هر انسانی دارد. کسی که به استعدادها و توانمندی‌های خود در مواجهه با مشکلات ایمان دارد، به جای غم و غصه خوردن و دست روی دست گذاشتن و پذیرفتن مشکلات و شکست، با تلاش و کوشش و پشتکار قادر به حل مشکلات زندگی خود خواهد بود. به‌طور کلی، اگر هر انسانی به توانمندی‌ها و قابلیت‌های اعجاب‌آور و منحصربه‌فرد ذاتی و خدادادی که بدون استثنا در وجود همه انسان‌ها قرار داده شده است، پی ببرد، ضمن این‌که چنین فرد خلاق و قدرتمندی قادر به حل مشکلات زندگی خود خواهد بود، به فردی شاداب، بانشاط، علاقه‌مند، باانگیزه و پرانرژی تبدیل خواهد شد و هرگز از احساس عزت‌‌نفس پایین در رنج و عذاب نخواهد بود. اما کسی که تصویر ناخوشایند و بدی از خود داشته و دارای عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس کافی نیست، هرگز قدرت رویارویی با مشکلات و تعارضات و تحمل کوچک‌ترین ناكامی‌ها را نداشته و با پذیرفتن آنها و فرض سخت و غیرقابل حل بودن مشکلات، به سادگی عقب‌نشینی می‌کند و با گفتن “من آدم بی‌ارزشی هستم” و “من نمی‌توانم”، به فردی منزوی و گوشه‌گیر، منفعل، ترسو و مطیع، بدبین، افسرده و غمگین تبدیل می‌شود.

شما در زندگی فردی و اجتماعی خود، چقدر عزت‌نفس و اعتماد‌به‌نفس داريد؟ به بیان دیگر چقدر از استعدادها، توانمندی‌ها، نیرو و قدرت‌های بیکران، بی‌نظیر و بی‌همتای نهفته در درون خود شناخت دارید؟

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code