زندگی

تغذیه و سلامت روان

از موضوع تغذیه و سلامت روان چه اطلاعاتی دارید؟ آیا تغذیه بر سلامت روان شما تاثیر می‌گذارد؟ شاید در نگاه اول، ارتباط چندانی میان تغذیه و سلامت روان وجود نداشته باشد. در طول روز اغلب گرسنه هستید؟ وعده‌های غذایی خود را حذف و یا به تاخیر می‌اندازید؟ مواد غذایی فاقد ارزش را جایگزین وعده‌های اصلی می‌کنید؟ همه‌ی این‌ها بر روحیه، تمرکز و سطح انرژی شما اثر مستقیم و سوء دارند.
هم چنین معضلات ناشی از تغذیه نامناسب هم چون چاقی، لاغری، پیروی از رژیم غذایی ناسالم و… به طور غیر مستقیم سبب تضعیف کننده محرک‌های درونی انسان می‌شود که او را تا مرز افسردگی و اختلال‌های روانی می‌کشانند.

نقش مستقیم تغذیه در سلامت روان

روان انسان از عوامل متعددی تاثیر می‌پذیرد و یکی از این عوامل تغذیه و عادات غذایی است. تحقیقات نشان می‌دهد که عادت‌های غذایی و نوع تغذیه نقش مؤثری در نوع رفتار و وضعیت روانی انسان دارد.
عادات غذایی از مهمترین بخش‌های مفهوم تغذیه و سلامت روان هستند. عادات غذایی تعیین کننده نوع موادی است که به بدن می رسد. کمبود انواع خاصی از مواد مغذی، ویتامین‌ها و املاح معدنی به طور مستقیم و غیر‌مستقیم بر روی عادات رفتاری، سلامت ذهن و روان ما تاثیر گذاشته و توجه به نوع تغذیه برای تامین سلامت روان ما بسیار حائز اهمیت است.
به عنوان مثال، مصرف غذاهای دریایی، میوه و سبزیجات و هم‌چنین وجود مقادیر بالای ویتامین d3 از ابتلای ما به افسردگی جلوگیری می‌کند و یا کاهش و افزایش قند خون در بروز انواع اختلالات روانی مؤثر است.
امروزه ثابت شده ریشه بسیاری از مشکلات روانی، صرف نظر از عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی، در نوع تغذیه افراد است. بنابراین به طور کلی افرادی که رژیم غذایی‌یشان مقدار زیادی میوه و سبزیجات وجود دارد، غالباً از سلامت روحی و جسمی بیشتری برخوردارند و در مقابل کسانی که عادت به مصرف غذاهای مضر، انواع فست‌فود‌ها، شیرینی، انواع تنقلات و مشروبات الکلی دارند؛ سلامت جسم و روانشان بیشتر در معرض آسیب است.
بنابراین غذای سالم، تامین‌کننده جسم و روان سالم است. اما غذای سالم چه ویژگی‌هایی دارد؟

ویژگی‌های غذایی سالم

برای دریافت اطلاعات بیشتر پیرامون تغذیه و سلامت روان باید غذای سالم را بشناسیم. غذای سالم، غذایی است که از مواد اولیه‌ی سالم و طبیعی تهیه شده باشد؛ و اثری از مواد مضر و زیان‌بخش در آن نباشد. هم‌چنین غذایی سالم است که کلیه مراحل فرآوری توزیع و مصرف آن نیز مطابق با روش‌های استاندارد و سالم پیش برود. یک غذای سالم حتی الامکان به حالت طبیعی و با حداقل پردازش تهیه می‌شود و نیز شامل مقدار زیادی فیبر و مواد مغذی است. مقدار افزودنی‌های مصنوعی و شیمیایی در آن، کمترین میزان ممکن و یا نزدیک به صفر باشد.
اگر مصرف غذای سالم به نوعی عادت تبدیل شود؛ در درازمدت تاثیرات بسیار مثبتی بر سلامت روان می‌گذارد؛ به عبارت دیگر این‌که چه می‌خوریم، چگونه و چه مقدار می‌خوریم؛ همگی به نوعی در تغذیه مغز ما نقش دارد و تعیین کننده عملکرد آن در بلندمدت است.
کسانی که به رابطه تغذیه و سلامت روان اهمیت می‌دهند می‌دانند که خوردن زیاد شیرینی ها، انواع تنقلات، غذاهای چرب و نوشیدنی‌های گازدار منجر به کاهش خواب راحت در انسان می‌شود. مشخصاً چنانچه فرد درست نخوابد؛ مغز او استراحت کافی نداشته و عملکرد درستی ندارد.
متخصصان تغذیه همواره بر مصرف مواد غذایی حاوی ویتامین‌های گروه ب تاکید دارند؛ زیرا این مواد عامل اصلی کنترل استرس هستند. موادی مانند: شیر، دوغ، آبمیوه و انواع سبزی به طور موثری استرس را کاهش می‌دهند.

  • موادی مانند: ماهی، گردو، موز و خرما خاصیت آرام‌بخش دارند و مصرف آن‌ها نقش موثری در ایجاد حالت روحی آرام و متعادل دارد.
  • چربی‌های اشباع شده که مصرف آن‌ها به شدت افزایش یافته و در غذاهای فرآوری شده به وفور یافت می‌شود؛ عملکرد مغز را کند می‌کند.
  • افرادی که تندخو هستند و زمینه‌ی عصبانیت و پرخاشگری دارند، بهتر است از خوردن موادی مثل فلفل، زنجبیل، سیر و انواع غذاهای سرخ شده پرهیز کنند.
  • از طرفی، باید توجه داشت نوع تغذیه با توجه به شرایط فیزیولوژی افراد متفاوت است؛ انسان در هر سنی به مواد غذایی مناسب آن سن نیاز دارد. افزایش دانش و آگاهی افراد در این زمینه می‌تواند از بسیاری از مضرات جسمی و روانی جلوگیری کند.

فاکتورهای تغذیه ای موثر در سلامت روان و اعصاب

کربوهیدرات‌ها

کمبود این گروه از مواد غذایی بیشتر در رژیم‌های لاغری دیده می‌شود و از آنجایی که سلول‌های عصبی بیشتر انرژی خود را از گلوکز تامین می‌کند. کمبود این ماده در رژیم غذایی، باعث کمبود انرژی در سلول های عصبی شده و نمی‌توانند کار خود را خوب انجام دهند و این امر منجر به خستگی دائم اضطراب و کاهش قدرت یادگیری می‌شود.

مواد پروتئینی

کمبود پروتئین عوارض فراوانی دارد؛ احساس خستگی، بی حالی و سستی همگی نشانه‌های کمبود پروتئین در بدن می‌باشد.

مواد معدنی

مواد معدنی مثل ید منیزیم و آهن مستقیماً بر روی سیستم عصبی تاثیر گذار است. کمبود آهن باعث کمبود خون شده و اگر خون کافی به سلول‌های عصبی نرسد؛ عوارضی چون کاهش یادگیری، عصبانیت و بی اشتهایی را ایجاد می‌کند. نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد. مصرف روزانه منیزیم و مقدار کافی آن به بهبود افسردگی و اضطراب کمک شایانی می‌کند و اگر مصرف آن متوقف شود، روند بهبود نیز متوقف می‌شود.

ویتامین‌ها

ویتامین‌ها از جمله موارد مهم در موضوع تغذیه و سلامت روان هستند. کمبود ویتامین‌ها، نقشی مهمی می‌توانند در ایجاد اختلالات روانی، تشدید و بهبود بیماری روانی داشته باشد. همان‌طور که قبلاً گفته شد؛ ویتامین‌ها به خصوص ویتامین‌های گروه ب تاثیر مستقیمی بر عملکرد مغز داشته و از بروز بیماری هایی مثل افسردگی جلوگیری می‌کند.
ویتامین‌های گروه ب عامل اصلی ساخت واسطه‌های شیمیایی بین سلول‌های مغزی برای انتقال پیام‌ها هستند و چنانچه این نوع ویتامین در بدن کم باشد؛ موادی که باید ساخته شوند تا پیام های عصبی را انتقال دهند هم دچار کمبود شده تعادلشان بر هم می‌خورد و عملکردهای مغزی وابسته به آن‌ها هم کم می‌شود؛ و باعث ایجاد اختلالات روانی به‌خصوص افسردگی می‌شود. کمبود ویتامین دی در ابتلا به افسردگی، اختلالات خلقی و شناختی تاثیر گذار است. دریافت میزان مناسب ویتامین دی بسیار مفید برای درمان افسردگی است.

پروبیوتیک‌ها

روانپزشکان در مورد نقش پروبیوتیک‌ها در سلامت روان پژوهش‌های زیادی انجام دادند، مصرف مواد غذایی حاوی پروبیوتیک‌ها، باعث کاهش قابل توجه نشانه‌های افسردگی و اضطراب در افراد می‌شود.
اختلالات روحی روانی مانند سایر بیماری‌ها به سرعت تشخیص داده نمی‌شوند و ممکن است علائم واضح و مشخصی نداشته باشند و یا تشخیص آن‌ها سال‌ها به طول انجامد. اما با انجام آزمایش‌های متعدد، دریافت تاریخچه تغذیه‌ای و رفتار بیمار، می‌توان دلایل اصلی بروز آن‌ها را پیدا کرد.
متاسفانه یکی از مسائل زندگی مدرن، کمبود وقت است و همین امر باعث روی آوردن افراد به فست‌فود‌ها و انواع غذاهای آماده شده است و همین مسئله تاثیرات بسیار مخربی بر سلامت جسم، روح و عملکرد مغزی دارد.
در طول ۵۰ سال گذشته با تغییراتی که در رژیم‌های غذایی به وجود آمده بیماری‌های روانی افزایش پیدا کرده است. روش‌هایی که در حال حاضر برای تولید غذاها به کار می‌رود؛ تعادل مواد مغذی افراد را برهم زده است. آن‌ها به خاطر مشغله‌های کاری زیاد، بیشتر به ظاهر و و طعم غذاها توجه کرده و نیازهای تغذیه‌ای خود را نادیده می‌گیرند.
گرایش مردم به مصرف غذاهای حاوی مقادیر بالای قند و چربی و اجتناب آن‌ها از مصرف مواد غذایی مفید و سالم منجر به افزایش انواع اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب و پرخاشگری شده است.
برخی معتقدند، کشاورزی صنعتی باعث ورود آفت‌کش ها به مواد غذایی شده. در کنار آن نیز افزایش بیش از حد مصرف چربی‌های اشباع شده در غذاهای آماده سلامت جسم و روان انسان‌ها را تحت تاثیر قرار داده است. به طوری که نقش تغذیه حتی در بهبود بیماری‌های روانی در مقایسه با مصرف داروها و مشاوره پر رنگ تر می‌باشد. بنابراین برای داشتن روان سالم، تغذیه سالم ضروریست.

آب

آب نیز از بخشهای مهم موضوع مقاله یعنی تغذیه و سلامت روان است. نوشیدن یک لیوان آب، شاید ساده به نظر برسد؛ ولیکن تاثیر بسزایی در کاهش سطح استرس‌ها دارد. کم آب شدن بدن روی تمام ارگان‌ها اثر می‌گذارد و باعث افزایش استرس می‌شود. در حقیقت کم آب شدن بدن، باعث تولید کورتیزول در بدن می‌شود. یکی از مهم‌ترین هورمون‌های ایجاد استرس کورتیزول است. نوشیدن آب، فشارهای روانی را کاهش نمی‌دهد بلکه با کمک به بازیابی ظرفیت پردازش ذهن، منابع و اطلاعات در دسترس شما را افزایش می‌دهد و این گونه کمک می‌کند تا استرس کمتری داشته باشید.
هم چنین کم آبی، بر احساس ضعف و خستگی افراد هم موثر است. نوشیدن مقدار آب کافی به قلب شما کمک می‌کند، سیستم گردش خونتان را بهبود می‌بخشد و در انتقال اکسیژن و سایر مواد مغذی به سلول‌ها هم نقش مثبتی دارد.

از نقش ورزش در سلامت روان چه اطلاعاتی دارید؟

نقش غیر مستقیم تغذیه بر سلامت جسم و اثرات آن بر سلامت روان

شایان ذکر است که تغذیه علاوه بر آن‌که به طور مستقیم بر سلامت روان تاثیر دارد. به طور غیر مستقیم با اثراتی که بر روی جسم می‌گذارد، می‌تواند منجر به بروز حالت‌های روانی متعدد شود. افرادی که از چاقی و لاغری بیش از حد رنج می‌برند و یا افرادی که دچار انواع بیماری‌های جسمی ناشی از تغذیه غلط هستند، و یا افرادی که دیابت و یا فشار خون بالا دارند، اغلب از نظر روانی تحت فشار بوده و چنانچه مشکلات جسمی‌شان بوسیله تغذیه سالم و رژیم غذایی مناسب کنترل و یا درمان شود، عوارض روانی موثر در رفتار آن‌ها را کاهش داده و در نهایت سلامت روان و آسایش و آرامش کافی را برایشان به وجود می‌آورد.

عادات غذایی نامناسب

بسیاری از عادات غذایی متداول ما ممكن است نادرست باشند. این عادات غذایی اثرات نامطلوب و در برخی اوقات جبران‌ناپذیری بر سلامت روان ما بجای می‌گذارند.
بنابراین آشنایی و شناخت دقیق عادات غذایی و رفتارهای تغذیه‌ای و تاثیر آن‌ها در سلامت روان انسان، گام مهمی بر سلامت روان است.
ما برای تامین سلامت روان، در کنار سایر اقدامات نیاز به شكل‌گیری الگوی غذایی صحیح و مناسب داریم. مصرف مواد غذایی که فاقد ارزش تغذیه‌ای هستند، علی‌رغم صدماتی که بر سلامت جسم وارد می‌کنند؛ نمی‌توانند احتیاجات تغذیه‌ای انسان را تامین نمایند. در نتیجه جسم و سلامت روان فرد را هم به خطر مي‌اندازد. به عنوان مثال: حذف وعده‌ی های غذایی به ویژه صبحانه باعث کاهش قدرت يادگيري و تمركز می‌شود.

تاثیر چاقی و یا لاغری بر سلامت روان

داشتن وزن مناسب امروزه در اجتماع بسیار مهم تلقی می‌شود. این موضوع تا این اندازه مهم است که تاثیر بسیاری بر روح و روان افراد دارد. چراکه به نوعی، دیگر یک ارزش به حساب می‌آید.
در جامعه‌ی امروز تشویق و حتی تبلیغ به کاهش وزن، موضوعی است که هر روزه در شبکه های اجتماعی به چشم می‌خورد. افراد به دلیل چاقی، دچار بحران‌های روحی و عاطفی می‌شوند. چاقی می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد، چون: ژنتیک، اعتیاد به غذا خوردن، خوردن غذاهای نامناسب، قند، انسولین، مصرف دارو و مواردی دیگر.

باورهای تغذیه‌ای اشتباه در مورد رژیم های لاغری مانند: نخوردن غذا و روزه‌های طولانی و یا خوردن یک وعده غذایی در روز نه تنها صدمات و آسیب های جدی می‌زند؛ بلکه گرسنگی طولانی موجب كاهش قند خون شده و باعث ایجاد عوارضی از قبیل سرگیجه، اضطراب، ضعف و سستی، بی حوصلگی، خستگی و عوارض عصبی می‌شود. اینها همه بر سلامت روان تاثیر منفی دارند.

یکی از اساتید دانشگاه منچستر، دکتر جوزف فیرت می‌گوید: ارتباط میان چاقی و عدم سلامت روانی مانند خیابان دو‌طرفه است. هنوز به طور دقیق نمی‌توان از ارتباط میان چاقی و سلامت روان، مطلبی علمی مطرح کرد. اما این احتمال وجود دارد که در برای افرادی که سلامت روان ندارند، رعایت رژِم غذایی سالم سخت‌تر است. این سختی گاهی به مرزهای رنج و ناراحتی کشیده می‌شود.

پس پر بیراه نیست اگر بگوئیم، در برخی موارد، چاقی ناشی از عدم سلامت روان است. در این صورت پیش از هر رژیم غذایی باید روی ذهن کار بشود.

برخی تحقیقات نشان داده‌اند کاهش اعتماد به نفس به خصوص در نوجوانان چاق بیشتر اتفاق می‌افتد. بسیاری از آن‌ها در ترس و نگرانی به خاطر مبتلا شدن به بیماری های قلبی، دیابت و مواردی از این قبیل هستند. از دیگر سو نگرانی در رابطه با قضاوت‌های گوناگون دیگران، در حال اضطراب و استرس هستند؛ و سلامت روان آن‌ها مورد تهدید است.

این افراد حتی به هنگام خوردن غذا، احساس گناه می‌کنند و دائما نگران این موضوع هستند که مورد ارزیابی های منفی قرار بگیرند. بسیاری از افراد چاق ترس از اجتماع دارند و در دورهمی‌ها و فضاهای عمومی معذب می‌شوند.

جالب است بدانید! پر‌خوری از نوع عصبی نیز در حقیقت، «خوردنِ روانی» است و در هر فرد عوامل محرک و انگیزه‌ها با فرد دیگری متفاوت است.

غذاخوردن نباید وسیله‌ای برای مهار احساسات و ضعف‌های روحی و عواطفی باشد.

افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی ممکن است نسبت به افراد دیگر، بیشتر به عفونت های میکروبی روده ای مبتلا شوند و این امر هم می‌تواند به اضطراب، افسردگی و کاهش وزن منجر شود. این بیماران به خاطر شرایط خاصی که دارند، ممکن است ابتلا به افسردگی و وسواس بشوند.
گاهی افراد لاغر هم با وجود داشتن وزن مناسب، بدلیل ترس از چاقی، اضافه وزن و حفظ تناسب اندام، تغذیه‌های نامناسب دارند. لاغری مفرط هم می‌تواند بیمارگونه باشد و نخوردن بی دلیل موادغذایی می‌تواند مشکلات جدی حتی بر سلامت روان به وجود آورد.

دیابت

بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در جهان مبتلا به دیابت هستند. از سال ۱۹۸۷ این آمار سه برابر شده است و درمان و کنترل این بیماری مستلزم صرف هزینه های بسیار است. تزریق مکرر انسولین، تامین هزینه‌های بالای آن، رعایت رژیم غذایی خاص، عفونت های پی در پی و احتمال بستری شدن مکرر در بیمارستان، کاملاً بر سلامت روانی افراد موثر است.
سازگاری فرد با شرایط تازه و پذیرش آن و داشتن استرس روزانه همگی سبب می‌شود، زمینه‌های افسردگی و نگرش خود بیماران انگارانه داشته باشند. بیماران دیابتی به دلیل رژیم‌های شدید غذایی و تلاش‌های مستمر برای تنظیم اعمال روزانه خود احساس تنش می کنند. این تنش به شدت باعث کاهش سلامت روان آن‌ها می‌شود.
در مطالعات انجام شده بر روی مبتلایان به دیابت میزان اضطراب افسردگی پرخاشگری و کم رویی از همان سنین نوجوانی بسیار مشهود است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code