تعاملات والدین و فرزندان

” فاصله میان نسل‌ها، یکی از معضلات جامعه امروز ما شده است. یکی از رایج‌ترین موضوعات صحبت در جمع‌های امروزی این است که بزرگ‌ترهای مجلس باشگفتی اظهار می‌کنند که چقدر جوان‌های امروزی با جوان‌های دوران ما فرق کرده‌اند، رفتار و کردارشان زمین تا آسمان با ما متفاوت است. همین تفاوت‌ها که زمینه‌ساز بسیاری از اختلافات بین والدین و فرزندان است، موضوع گفت‌وگوی پرونده این شماره ما با دکتر افشین طباطبایی، پژوهشگر مسائل اجتماعی، شده است. “

۱- آیا حقیقت دارد که اختلاف باور بین نسل­ها در کشور ما تبدیل به یک بحران در روابط والدین و فرزندان شده است؟

تعارضات فکری امری طبیعی در زندگی بشر است، ولی موضوع از جایی حاد می­شود که این اختلافات سرآغاز جدایی و رودررو قرارگرفتن والدین و فرزندان شود؛ یعنی انرژی ذاتی­ هر طرف صرف تخریب و تضعیف دیگری شود. عدم‌توافق و اختلاف­نظر با ناسازگاری که ریشه در بی­خردی دارد و مانند ستیزی نافرجام در دایره­ای بسته است، زمین تا آسمان تفاوت می‌کند. حرمت­شکنی فرزندان، به­کاربردن واژه­های سخیف و زشت، مانند بی­عرضه، تنبل، … یا استفاده از ابزارهای سرزنش، مقایسه و سرکوفت که هریک به نوعی ویران­کننده­ سازه­های روانی نوجوانان و جوانان خواهد بود، درگذر زمان بین فرزندان و والدین فاصله ایجاد می­کند. وقتی پدر و مادر به عقاید، سلیقه­ها و باورهای فرزندان احترام نمی­گذارند و سعی در طرد‌کردن آن­ها دارند، این پیام را به جوانان منتقل می­کنند که: «بزرگ‌ترها ما را به رسمیت نمی­شناسند».

۲- علت بی‌احترامی‌های جوانان امروزی به والدینشان چیست؟

 بی‌احترامی گاهی نوعی رفتار منفی در قبال همان احساس عدم پذیرش و تایید ازسوی بزرگ‌ترهاست؛ یعنی تنها ابزاری که شاید نسل جوان امروزی برای تقابل انفعالی یا رفتار اعتراضی می­تواند از خود نشان دهد. احترام‌گذاشتن یکی از عادات پسندیده و ارزشمند جامعه ایرانی است.

حفظ هویت فرهنگی و اخلاقی جامعه به‌منظور جلوگیری از بروز ناهنجاری­های رفتاری، امری انکارناپذیر است. اولین مرحله­ آن نیز نهادینه‌شدن احترام به بزرگ‌ترها و حفظ حرمت آنان است. یکی از مشکلات عمده­ای که امروزه به چشم می­خورد؛ احترام‌نگذاشتن فرزندان به والدین یا کم‌رنگ‌شدن آن است. احترام به پدر و مادر امر واجبی است که در اثر تربیت و تعلیم و پرورش درست قوت می­یابد. اگر کسی می­خواهد به او احترام بگذارند باید خودش به دیگران احترام بگذارد. نسل جوان امروزی، شاید بی­احترام­ترین نسلی هستند که دنیا به خود دیده است. پیش از سرزنش جوانان باید از خود بپرسیم که آیا ما در آموزش مفهوم احترام به آنان سُستی نکرده‌ایم؟ برخی افراد بی­احترامی­ها را به حساب آثار جانبی دوران گذار از سنت به مدرنیته می‌گذارند، ولی باید توجه داشت که احترام دارای پتانسیل مثبت و فزاینده­ای است که روابط اجتماعی را مستحکم می­کند و ارزش­های والای انسانی را صیقل می­زند چه در دوران سنت و چه در دوران مدرن. بخش عمده رعایت‌نکردن موازین احترام و حرمت­ها به کانون خانواده و آموزش و تربیت نادرست فرزندان یا روابط تخریبی مابین پدر و مادر باز می‌شود.

۳- چرا بین نسل­های گذشته، نگاه مناسبی نسبت به نسل جوان وجود ندارد؟

 نمی­توان گفت فقط نسل گذشته این­طورند بسیاری از پدر و مادرهای امروزی هم دچار چنین افکاری هستند؛ درحقیقت به­واسطه­ رفتار متجددانه­ جوانان که اغلب برای بزرگ‌ترها قابل پذیرش نیست؛ به آنان با تردید نگاه می­کنند، اگر جوان دچار اشتباه هم شده باشد، اوضاع کمی پیچیده­تر می‌شود. از طرفی دیگر انتقاد‌کردن از خطاهای بزرگ‌ترها در فرهنگ ما امری مشکل است به‌خصوص اگر فاصله­ سنی هم زیاد باشد. اغلب پدر و مادر با نگاهی حق‌به‌جانب هر اظهارنظر و عقیده­ای ازجانب فرزندان را با چوب سرکوفت رد می­کنند؛ یعنی برچسب «بی­تجربگی» و «بچه‌بودن» به­عنوان یک پیش‌فرض همواره در چهارچوب ذهنی چنین والدینی وجود دارد. درجایی­که کاملا آشکار است هرنوع ستیزی بین والدین و فرزندان جز تخریب و فرسایش برای هردو طرف حاصل دیگری ندارد؛ پس همه بازنده­ میدان ­خواهند بود.

۴- آیا همان‌طور که بسیاری از والدین می­گویند، فرزندان و بچه­ های نسل جدید، مسئولیت‌گریز و لذت­طلب شده‌اند؟

هرچه هست، به نحوه­ تربیت فرزندان برمی‌شود. اگر فرزند در دوران کودکی (تا ۵ سال) راه­های شناخت مسئولیت و کسب مهارت­ها و تجربه­ عینی مسئولیت­پذیری را یاد نگرفته باشد و با سازوکارهای ذهنی آن آشنا نباشد، نمی­توان در بزرگ‌سالی از او انتظاری داشت. پدر و مادر باید به شخصیت و توانمندی­های فرزندان توجه نشان دهند و با هم­خوانی و هماهنگی در رفتارشان از دوران کودکی مسئولیت­های کوچک به فرزندان واگذار کنند، حتی کارهای بسیار جزئی تا زمینه­ ابراز وجود و پرورش اعتماد به­نفس و خودباوری را برای آنان فراهم سازند، چنین افرادی قطعا در بزرگ‌سالی افرادی متکی به نفس و مسئولیت­پذیر خواهند بود. حمایت­های بیش‌ازاندازه والدین، فراهم‌کردن هرچه فرزند طلب می­کند، مرتفع‌کردن همه­ نیازهای او زمینه­های لذت­طلبی فردی و کامجویی فردی از مواهب زندگی، بدون رنج و سختی را برای او رقم می­زند.

۵- چه تدبیری می­توان برای کم‌کردن فاصله نسل­ها (به‌ویژه والدین و فرزندان) اندیشید؟

اولین تدبیر، یافتن زبانی مشترک و قابل‌فهم برای هر دو طرف است. دوم، پدر و مادرها بیشتر از خود مایه بگذارند، بدین معنی که به اندیشه و شعور فرزندشان احترام گذاشته و توجه کنند. سوم، همه­ انسان­ها خطا مي­کنند و ­کسی بي­عيب نيست. هيچ­گاه افکار، احساسات و سليقه­هاي دو نفر شبيه هم نيستند؛ درنتیجه یکی از وظایف ضروری والدین این است که بخشي از نظرات و سليقه‌هاي خود را کنار بگذارند و انعطاف­پذير باشند. آن‌ها نه‌تنها نباید فرزندشان را با کسی مقایسه کنند، بلکه باید از افکار و عقاید آنان در کانون خانواده و زندگی فردی­شان نیز بهره ببرند؛ چراکه این­ کار باعث نزدیکی دو نسل و احساس همدلی بین آنان می‌شود.

۶- نسل‌های قبل برای تعامل با جوانان امروزی که از سنت­ها فاصله گرفته­اند و درمعرض فرهنگ­های مختلف غربی و شرقی قرار دارند، باید از چه شیوه­هایی استفاده کنند؟

برخوردهای پدر و مادر اگر همراه با تحقیر و تخریب شخصیت فرزندان باشد به عدم امنیت و حس نفرت فرزندان از والدین ختم می‌شود. اغلب ناهنجاری­ها و معضلات و انحرافات زشت اجتماعی ریشه در خشم و نفرت از والدین دارد. نوجوانانی که در محیط­های سرشار از یأس و ناامیدی و پوچی زندگی می­کنند، یک روز به­خاطر عملی مجازات شده و روزی دیگر به­خاطر همان عمل تشویق شوند، برای یافتن حس امنیت به دیگران پناه می­برند و سعی می­کنند امید و احساس بارور‌شدن خود را در جایی دیگر بیابند. اغلب جوانان نیز به‌خاطر نفوذ رسانه­های غربی دچار نوعی تضاد فرهنگی در معنا شده­اند.

بالابردن سطح آگاهی، دانش و اطلاعات و شناخت مُعضلات فرهنگی، تعارضات و دوگانگی­هایی که به­واسطه­ تضاد و برخورد فرهنگ غربی با فرهنگ بومی در جامعه­ ما ایجاد شده، می­تواند به حل این مشکلات و ناهنجارهای اجتماعی کمک کند.

۷- مهم­ترین نیازهای اجتماعی نوجوانان و جوانان کدامند؟

مهم‌ترین نیاز امروز نوجوانان و جوانان ما، توجه و تایید است. فرزندان ما نیاز دارند در فضایی سرشار از امنیت‌خاطر زندگی کنند و پدر و مادر آنان را ببینند. خصوصیات اخلاقی، رفتاری، ظاهری و… هر نکته­ ساده­ای در وجود فرزندان باید به چشم والدین بیاید و مورد ستایش و تحسین قرار گیرند. فرزندان به­شدت به تایید و تشویق و تحسین در کارهایی که آنجام می­دهند، ولو مختصر و ناچیز که به چشم والدین نمی­آید، احتیاج دارند؛ درحالي‌كه برخوردهای والدین ناشي از يك فوران احساسي كه معمولا در اثر خشم، سرزنش و نکوهش همراه است، منجر به بروز ترس و استيصال، درماندگي و بي­پناهي يا اضطراب و خشم دروني فرزندان می­شود. در شرایط بحرانی و ناگوار ناشی از یک خطای سهوی یا عمدی فرزندان و درکل انسان ترسيده و مضطرب احتياج دارد، احساس امنيت و آرامش و بالاتر از همه حمايت است، در چنين شرايطي فرزندان فقط و فقط نياز به حمايت رواني دارند. والدین وظیفه دارند با كلام دلگرم‌کننده و اطمينان‌بخش اسباب آرامش رواني فرزندان را فراهم کنند.

۸- والدین چگونه می­توانند مهارت­های اجتماعی نوجوانشان را بالا ببرند؟

یکی از روش­های یادگیری اجتماعی، الگوبرداری است که بیشتر رفتار و اعمال شخصی انسان ازاین‌طریق صورت می­گیرد. هر انسانی نیازهایی دارد که بسیاری از آن‌ها باید در کانون خانواده تامین شوند. خانه باید محل آرامش باشد، نه فرسایش. بی­شک در خانه­ای که تنش و اصطکاک زیاد است، مشکلات زیادی هم رخ می‌دهد. آنچه مسلم است با تکیه بر شیوه­های نوین تربیتی که توجه زیادی بر نهادینه‌کردن باورهای دینی در فرزندان دارد، می­توان در رویکردهای فردی و اجتماعی به نتایج درخشانی دست یافت. انسانی که با خداست، تکیه­گاه مستحکمی خواهد داشت که به او توانایی استقامت دربرابر مشکلات و پیدا‌کردن راه­حل را می­دهد. فرزندان بارآمده در چنین چهارچوب­هایی نه‌تنها رفتار مناسب و شایسته با والدین خود دارند، بلکه کلام و اَعمالشان حاکی از حفظ ادب و حرمت­هاست.

دسته بندی ها: پلاس

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code