تکنیک عملی تأثير اخلاق در موفقيت (۲)

تکنیک عملی تأثير اخلاق در موفقيت (۲)

محبت و مهربانی

قسمت دوم

از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای؟ پاسخم داد: در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است. پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی‌شوم!

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم: راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم. گفت: تو اشتباه می‌کنی زیرا کسی نمی‌تواند چنین لذتی را ببرد مگر آن‌که درونش مانند من با کاه پر شده باشد!

سپس او را رها کردم در حالی که نمی‌دانستم آیا مرا می‌ستاید یا تحقیر می‌کند.

یک سال بعد مترسک، فیلسوف و دانا شد و چون دوباره از کنار او گذشتم دو کلاغ را دیدم که سرگرم لانه ساختن زیر کلاه او بودند!

در مقاله قبلی از نامه یکی از خوانندگان سخن گفتیم که درباره همكارش نوشته بود، همكاري که به نظر می‌رسید مهربانی و محبتش موجب موفقیت و پیشرفت در کارش شده و کنجکاوی اين خواننده عزيز را برانگیخته بود که آیا این صفت «محبت» اوست که منجر به این توفیق شده است یا عامل دیگری. گفته بود که همه افراد شرکت، از دربان و آبدارچی گرفته تا مدیر و مافوق از او به خوبی یاد می‌کنند و او را فرد خوب و قابل احترامی می‌دانند. تا جایی که حتی مدیران شرکت هم که معمولا در تخصیص تسهیلات به کارمندان مته به خشخاش می‌گذارند، چون برایش احترام بیشتری قائلند و دوستش دارند، او را در اولویت قرار می‌دهند. خواننده عزیز ما که کارمندی جدی و پرکار است، با توجه به رفتار و منش او در محیط کار متوجه اختلاف عملکرد خود با همکار مهربان می‌شود و اعتراف می‌کند که در این صفت اخلاقی با او خیلی فاصله دارد.

به درخواست اين دوست، در باب تاثیر محبت و مهربانی در موفقیت نوشتیم و از اثرات خوب آن در بهبود روحیه و روان خودمان گفتیم. دیدیم که با ایجاد تغییرات کوچک در رفتار و منشمان می‌توانیم موفقیت‌های کوچک ولی بی‌شماری در کارمان کسب کنیم. اذعان می‌کنم که من نیز بعد از خواندن نامه متوجه نقص‌هاي زيادي در رفتارم با دیگران شده‌ام که تاکنون حتی فکر نکرده بودم که این نقایص باعث عدم موفقیت‌هایم شده باشند.

به‌راستي چه كسي دوست ندارد وقتي از او صحبت مي‌كند در مورد صفات خوب و اعمال نيكش باشد؟ همه لذت مي‌بريم اگر ببينيم در جمعي وقتي مشكلمان را مطرح مي‌كنيم عده زيادي مايل به كمك به ما هستند؟ حتما شما هم مثل من دوست داريد آن‌قدر محبوب باشيد كه وقتي وارد محل كار يا ميهماني مي‌شويد همه از ورودتان خوشحال شوند. و از همه مهم‌تر چه كسي است كه دوست نداشته باشد كه هميشه «شاد و باحال باشد» اينها نمونه‌هاي كوچكي از موفقيت است كه با محبت حاصل مي‌شود بي‌جهت نيست كه يكي از فلسوفان معاصر مي‌گويد: «هر چه بخواهيد در ريشه محبت است»

حال می‌خواهیم ببینیم برای ایجاد این تغییرات در رفتار خود از کجا شروع کنیم و چه روشی در پیش بگیریم. چه تکنیک عملی را می‌توان در این زمینه به کار برد؟

به نظر می‌رسد انسانِ با محبت در همه فرهنگ‌ها و آیین‌ها و سنت‌ها، یک تعریف واحد داشته باشد. زیرا محبت از صفاتی است که بالقوه در وجود همه انسان‌ها وجود دارد و مورد پسند خاص و عام است. بنابراین همان‌طور که ما انسان مهربان را دوست داریم طبعا دیگران هم مهربانی ما را دوست خواهند داشت. در عمل به اخلاقیات، همیشه و همواره یک عامل «وفادار» ما را تنها نگذاشته و تا وقتی دنیا هست و اخلاق هست در این سفر طولانی با ما همراه خواهد بود و آن، عامل «دیگران» است!

در تمرین اخلاقیات همواره ناگزیر از خروج از حیطه «خود» و ورود به حیطه پردردسر و پرتنش «ارتباط با دیگران» هستیم و به هیچ ترفند علمی و فلسفی و… نمی‌توان از این عامل فرار کرد. اگر بتوانیم از تصور موفقیت‌های آن‌چنانی که در انتهای این سفر دور و دراز، با مدال‌ها و نشان‌ها و یک جام بزرگ زرین بی‌صبرانه انتظارمان را می‌کشند، انگیزه‌ای بسازیم و خود را به اندازه کافی به این کار تشویق کنیم، آن‌گاه نصف بیشتر مسیر را پیموده‌ایم.

بنابراین منظور از تکنیک عملی همیشه پیاده کردن یک صفت اخلاقی در عمل نسبت به یک فرد دیگری است. صداقت، خیرخواهی، رعایت حقوق و حالا محبت و مهربانی در خیال بسیار ساده و سهل‌الوصول، ابتدایی و پیش پا افتاده به نظر می‌رسند. اما در گود عمل به اخلاق، انسان به گم‌شده‌ای می‌ماند که فقط از کشور مقصد خبر دارد و مسیری برای رسیدن به سرمنزل مقصود برای خود متصور نیست. بنابراین همواره نیاز به یک بلد راه و یا یک نقشه کامل مسیر احساس می‌شود که در صورت یاری بخت و اقبال و طالع نه چندان روشن ما، آن‌گاه نگرانی‌ها و ناآگاهی‌ها تقلیل یافته و شیرینی و حلاوت این سفر اخلاقی، انسان را سرمست خواهد كرد.

پس تاآن‌جا که میسر است از شواهد محبت استفاده کرده و واقع‌بینانه مسیری را برای نیل به این هدف ترسیم می‌کنیم. برای این کار، نامه خواننده عزیزمان مي‌تواند سرنخ بسيار خوبي باشد.

محبت و رفتار مهربانانه، در هر کاری از شاه‌کلید‌های قفل موفقیت است.

باید ابتدا مهربانی را تعریف کرد. در ادبیات، از اسامی ذات و معنا سخن گفته می‌شود بدین معنی که اسامی ذات مانند کتاب، میز و… دارای تجسم خارجی و اسامی معنا مثل محبت، عشق و… فاقد تجسم ظاهري هستند و كيفيت آن را تنها از راه حسي مي‌توان درك كرد. بنابراین درك كيفيات این صفات مستلزم دستیابی به تعاریف کامل و یا مثال‌های معتبر و در ضمن داشتن تجربه عيني و عملي است. مهربانی صفتی است که طیف وسیعی از رفتارها را شامل می‌شود و صرف استفاده از کلمه «محبت» یا «مهربانی» معنای کامل آن را القا نمی‌کند. طیف وسیع محبت، از ادب و نزاکت ظاهری تا مراحل بالایی همچون از جان‌گذشتن‌‌ها و ایثارهای اسطوره‌ای ادامه پیدا می‌کند و حتی تا مراحلی که ذهن انسان قابلیت درک آن را ندارد پیش می‌رود. بنابراین فعلا از رفتار محبت‌آمیزی حرف می‌زنیم که موجب موفقیت در روابط با دیگران می‌شود. زیرا به نظر می‌رسد لااقل در عملکرد «همکار مهربان» نامه، این جنبه از محبت بیشتر از جوانب دیگر موجب پیشبرد کار او شده است.

نکته قابل توجه در رفتار او این است که همه او را می‌شناسند و به خوبی از او یاد می‌کنند. زیرا او با همه احوال‌پرسی می‌کند و به همه توجه دارد، بنابراین با این عمل بسیار ساده و راحت، دل‌های اطرافیان را به سمت خود جذب می‌کند. در ادامه به دو مورد كه مثال‌هاي عيني، از نقش توجه در ابراز محبت، اشاره مي‌شود.

داستان جالبی می‌خواندم که شاید نقل آن در این مقاله خالی از لطف نباشد.

«دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتما قصد شوخى کردن داشته است. سوال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چيست؟» من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدودا شصت ساله بود… اما نام کوچکش را از کجا بايد می‌دانستم؟ برگه امتحانى را تحويل دادم و سوال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن‌که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سوال کرد آيا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟

استاد گفت: حتما و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آنها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما، حتى اگر تنها کارى که می‌کنيد لبخند زدن و سلام کردن به آنها باشد. من اين درس را هيچ‌گاه فراموش نکرده‌ام.»

توجه، توجه می‌آورد و محبت، محبت. توجه به دیگران که شاید بتوان از آن به عنوان اولین قدم یاد کرد، منجر به ایجاد روابط محبت‌آمیز در محیط کار با همکاران و اطرافیان می‌شود.

به ياد خاطره‌اي افتادم، سال‌ها قبل كه مسووليت تعداد زيادي از كارگران يك كارخانه را به عهده داشتم يك روز يكي از كارگران بخش قالب‌سازي به نام كريم، برگه مرخصي‌اش را روي ميزم گذاشت. طبق معمول از او پرسيدم حتما كار ضروري پيش آمده است؟ گفت بله بچه‌ام مريض شده و بيمارستان است، برايش آرزوي سلامت كردم، تشكر كرد و رفت، هفته بعد براساس بازديد هفتگي از كارگاه‌هاي كارخانه به كارگاه قالبسازي هم سركشي كردم كريم مشغول كار بود، ماسكي به چهره داشت و سخت سرگرم بود، طوري كه متوجه حضور من نشد. نزديكش رفتم و گفتم كريم، حال فرزندت چطور است؟ با گذشت تقريبا پانزده سال از آن تاريخ هنوز درخشش چشمانش را وقتي اين سوال از دهانم خارج شد، به ياد دارم. با دستپاچگي ماسك را از چهره‌اش برداشت و گفت خيلي ممنون آقاي مهندس خوب شده، الان خانه است. خيلي ممنون كه يادتان بود. خيلي ممنون كه احوالش را پرسيديد!

به ياد دارم تا وقتي مسووليت آن‌جا را داشتم هر بار كه مرا مي‌ديد، در هر جايي از كارخانه كه بود خودش را مي‌رساند و به گرمي سلام و احوال‌پرسي مي‌كرد. تاثير آن احوالپرسي ساده براي او بيش هزارها تومان بود در حالي كه من هيچ هزينه‌اي را بابتش نپرداخته بودم.

انسان‌های موفق، معمولا انسان‌های بی‌توجهی نیستند و اذهان متمرکز و هدفمندی دارند. برای بهره بردن از موهبت این صفت مثبت نیز ناگزیر از تمرکز و توجه‌ایم. این بار نه تنها توجه و تمرکز بر روی هدف، بلکه در این مقوله به‌خصوص، لاجرم، توجه به دیگران. شاید با خود بگوییم در این دنیای وانفسا و این دوران پرمشغله دیگر چه جایی برای توجه به دیگران می‌ماند؟ هنوز از کار خود عقبیم چه رسد به توجه به دیگران؟

حقیقت این است که اتفاقا یکی از گرفتاری‌های این دوره و زمانه همین عدم توجه به دیگران است. همین عبور و مرور و رانندگی در پایتخت پرافتخار را نگاه کنیم.

با اندکی دقت خواهیم دید که يكي از علل ترافیک، به دلیل عدم توجه راننده به خودروهای دیگر است. مثلا در تقاطعی تصمیم دارد به سمت چپ گردش کند و درست در همان زمان در منتهی‌الیه سمت راست خیابان قرار دارد. بنابراین با گردش ناگهانی به سمت چپ، باعث گرفتاری و البته عصبانیت خودروهایی دیگر می‌شود. در این بین او هم که برای خود دلیلی برای گردش ناگهانی‌اش دارد (معمولا مریض دارد و عجله!) عصبانی می‌شود که چرا دیگران این اجازه را به او نمی‌دهند‌. آخر راننده عزیز کمی هم انصاف و توجه به ديگران هم بد نيست، این چه طرز رانندگی است؟!

گویا این روزها از صحبت كردن در باره ترافیک حتی در مقاله محبت هم گریزی نیست!

اگر هر یک از ما ذره‌ای از «قانون طلايی» را به عمل درمی‌آوردیم لااقل وضعیت ترافیک شهری بهتر از این می‌شد. قانون طلايي را حتما به خاطر داريد «در هر موقعيتي خودت را جاي ديگران بگذار» اين قانون در پرورش صفت محبت هم كمك شاياني به ما مي‌كند زيرا با قرار دادن خود به جاي ديگران مي‌توانيم به گونه‌اي صحيح‌تر و موثرتر محبت كنيم.

بعد از توجه به دیگران باید اولویت روابط را تعیین کرد و بعد به عمل مهربانانه بر حسب شرایط اقدام نمود.

شاید بتوان فعلا به همین سه قدم برای شروع بسنده کرد زیرا به نظر می‌رسد همین قدم اول نیاز به تمرین و تعمق زیادی دارد. بنده که مدتی است درگیر همین مسئله به ظاهر ساده «توجه به دیگران» شده‌ام!

باید به اخلاقیات با دید موفقیت کلی در زندگی نگاه کنیم. در مقالات قبلی گفته شد که مثلا در عمل به صداقت باید ابتدا نقش یک انسان صادق را بازی کرد. منظور اين است كه در ابتدا با تلقين خود را وادار به انجام اين عمل بكنيم. شاید این الگو در صفت محبت هم قابل استفاده باشد. از آن‌جایی که عمل به اخلاق تمرین می‌خواهد و ناگهان نمی‌شود به یک انسان بامحبت بدل شد، سعی می‌کنیم از الگوهای اطراف مثل همکاري كه در نامه خواننده گرامي به آن اشاره شده بود استفاده کرده و از رفتارهای او تقلید کنیم.  این کار باعث می‌شود به تدریج مثل هر تمرین دیگری در این عمل مهارت پیدا کنیم و کم‌کم شیرینی آن در وجودمان رسوخ کند و بالاخره محبت در قلبمان ایجاد شود. این‌جاست که دیگر محبت را آموخته‌ایم و چون به این کار عادت کرده‌ایم، برایمان سخت نخواهد بود و آن وقت نوبت به ارتقا سطح کیفی آن می‌رسد.

همه صفات خوب اخلاقي از جمله محبت از اعمال كوچك شروع مي‌شوند اعمالي مثل:

انجام فقط يك عمل محبت‌آميز در طي روز براي خوشحال كردن ديگران، باگشاده‌رويي و گرمي و با لحن محبت‌آميز با ديگران صحبت كردن، احوال‌پرسي تلفني از اطرافيان و فاميل، دعا كردن براي كسي كه از او كينه‌اي داريم، بازگو كردن صفات مثبت ديگران، پيشنهاد كمك كردن به ديگران و… تمام اينها اعمال كوچك و بي‌هزينه‌اي است كه تاثير هر كدام روي اشخاص قابل تصور نيست.

خدايا كمك كن هميشه خيرم به ديگران برسد. خدايا تو نگذار هيچ‌گاه ضرر و زياني از طرف من به ديگران برسد. خدايا كمك كن هميشه قلبا نسبت به همه مخلوق مهربان باشم، هميشه خيرخواه ديگران باشم. كمكم كن نسبت به آنهايي كه با من نامهربان هستند حس انتقام نداشته باشم و از شكست آنها خوشحال نشوم. آمين

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code