ب مثل ببخش

 در سرگذشت هریک از ما حوادثی به‌وقوع پیوسته است که یادآوری آن وقایع برای ما خوشایند نیست. به‌خصوص درکنار هرکدام از آن خاطرات افرادی حضور داشته‌اند که خواسته یا ناخواسته به ما صدماتی وارد کرده‌اند. برخی از این افراد را به‌مرورزمان از یاد برده‌ و یا گمان کرده‌ایم جراحتی که آنان به روح و روان ما وارد کردند، زخمی سطحی بوده و در گذر زمان التیام یافته است، ولی برخی دیگر از این افراد را هرگز فراموش نکردیم و هنوز هم یادآوری خاطرات روابطمان با آنان تنش‌زا و دردناک است. وقتی کسی را نمی‌توانیم ببخشیم، یعنی حجمی فشرده از چربی همواره چون کوله‌باری بر دوش روان ما سنگینی می‌کند. هرچه زمان بیشتر می‌گذرد، وزن این کوله‌بار سنگین‌ و سنگین‌تر می‌شود، بی‌آنکه متوجه باشیم هرجا می‌رویم، با این کوله‌بار سنگین همراهیم و بی‌جهت یک وزنه مزاحم را همه‌جا همراه خود می‌بریم و درنهایت چه کسی آسیب می‌بیند؟ آن کوله‌بار فشرده از چربی نفرت و عدم بخشایش‌ها یا روح و روان نازک و حساس ما؟

فشار و وزنی که از عدم بخشایش‌ها در ما ایجاد می‌شود، به قدری طاقت‌فرساست که هر‌بار یادآوری آن خاطرات می‌تواند تعادل روحی‌مان را تا مدت‌ها مختل کند. اینکه آیا فرد متهم به خطا لایق بخشیدن است یا نیست، موضوع ما نیست. آنچه موردنظر ماست این است که با عدم بخشایش‌ها مدام درحال مجازات خود هستیم، نه دیگری. دیگری که در انبار ذهن ما محبوس است ولی در دنیای بیرون، آزاد و رهاست. این منم که یاد و خاطراتش را در ذهنم زندانی کرده و مدام به این زندانی خوراک نفرت می‌دهم و چاقش می‌کنم. فرد خاطی در ذهن ما به زندگی مجازی‌اش ادامه می‌دهد و درواقع این، عدم بخشایش مانعی در جهت سبکبالی روح و روان می‌شود؛ پس چاره‌ای ندارم. او را رها می‌کنم تا بتوانم مسیر سرنوشت را با آسودگی طی کنم. حال با خودت خلوت کن و همه کسانی را که مانع رهایی روان تو از حبس عدم بخشایش‌ها هستند، به یاد بیاور.

آیا در خلوت درونت غوغاست؟ صدای اعتراض روحت را می‌شنوی؟ صدها نفر هم‌زمان با هم پچ‌پچ می‌کنند. تو هنوز پاسخی برای بی‌مهری‌شان نیافته‌ای. نمی‌دانی چرا دوستت که محرم اسرارت بود به تو جفا کرد؟ از خودت می‌پرسی چرا باید کسی را که در حق همه نیکی‌هایم از پشت به من خنجر زده است، ببخشم؟ چرا باید از کسانی که با سخن چینی و هتاکی با آبرویم بازی کرده‌اند، بگذرم؟ جرم من مگر چه بود؟ چون موفق شدم و رتبه علمی آوردم؟ چرا باید پدرم را که با انتخاب‌های تحمیلی‌اش زندگی‌ام را تباه کرد، ببخشم؟ چرا باید برادرم را که همه عمر سایه‌اش مانع رشد و اعتلای من بود و اجازه مهاجرت به من نداد، ببخشم؟ چرا باید از خیانت شریکم بگذرم؟ تا کلمه بخشش را شنیدم، انگار همه سنگ‌های عالم را در کوله‌پشتی‌ام حمل می‌کنم. انگار صدها کیلو وزنه به پاهایم بسته‌اند و نمی‌توانم حرکت کنم. سنگینی جسمم را تاب نمی‌آورم. چرا باید کسانی را که با لباس دوست وارد حریمت می‌شوند و بعد نظام عاطفی‌ات را به هم می‌ریزند، ببخشم؟ چرا باید فرزندی را که با آبروی خاندانم بازی کرده ببخشم؟

همه آنچه گفتید نشانه روحی انباشته از چربی‌های فشرده و ثقیل است. از تو می‌پرسم چطور می‌خواهی زیر‌بار این همه نفرت و خشم و کینه، نفس بکشی؟ تو در هرلحظه همه آنچه را که از آن بیزاری با خودت حمل می‌کنی. تو با این همه احساسات منفی که از آن گریزانی، هر شب به بستر می‌روی، با این حجم سیاه و شوم می‌خوابی و هر روز با این ابرهای تیره‌وتار و بدیمن از خواب برمی‌خیزی. تو هر روز با همان هتاکان و جفاپیشگان و همه کسانی که آزارت داده‌اند به سینما می‌روی، مهمانی می‌روی، غذا می‌خوری، عبادت می‌کنی و … تو هر لحظه همه این مسمومیت‌ها را وارد ریه‌هایت می‌کنی و نمی‌دانی چرا حال روحی‌ات خوش نیست.

وزن بودنت زیر حجم سنگین نفرت و خشم و کینه له شده و این دیگر تو نیستی. این سایه بیزاری از خویشتن توست که پابه‌پای عدم بخشایش‌هایت با تو می‌آید. این دیو گرسنه است و جز انتقام و نفرت خوراکی نمی‌شناسد. این دیو عدم بخشایش هر روز هم‌زمان با بیداری تو طلبکار توست و تو با مرور خاطرات گذشته و احیای نفرت دیرینت، تا به او خوراک ندهی رهایت نمی‌کند.

دیو عدم بخشایش آن‌قدر چاق می‌شود و انتقام می‌جوید تا روزی که تو را هم به یک خوراک مبدل کرده و همه سلول‌هایت را آلوده به سم بیزاری کند. آن وقت تو نه سایه نفرت و خشم، تو خود تاریکی خواهی شد و اینجاست که تو قربانی خود خواهی شد؛ پس بیا با هم اندکی درنگ کنیم. مشاهده کن آیا عدم بخشش تو کسانی را که آزرده‌ات کرده‌اند، متنبه و آگاه کرده، آیا موجب هدایتشان شده، آیا این کار، کسی جز تو را مجازات کرده است؟ پس ببخش؛ زیرا تو ناگزیری ببخشی. بخشش تنها راه برای خلاصی از چربی‌های روان زلال‌پرورت است.

ببخش؛ زیرا تو نیز نیازمندی روح والای حق تعالی تو را ببخشد. ببخش تا تو نیز بخشیده شوی و مورد رحمت و شفقت حق قرار بگیری. ببخش؛ زیرا تو لایق سروری و زیستن در فضایی امن و بی‌غل‌وغشی. تو نیازمند استنشاق هوایی پاک و سلامتی. تو نیازمند رهایی ذهن از همه حصارهای خودساخته‌ای. ببخش؛ زیرا زنجیره عدم بخشایش تو را مدام درگیر هرآنچه از جنس پلیدی و تباهی است، می‌کند و هرآنچه را که از جنس تاریکی است، به حلقه روابط عاطفی و انسانیت جذب می‌کند. ببخش؛ زیرا خالق مهربان حامی و نگهدار قلب مهرورزان است وکیل کسانی است که حق الهی‌شان را واگذار می‌کنند. ببخش تا رضایت حق را با دل شکسته‌ات بخری. ببخش؛ زیرا فضای روان و ذهن و قلبت را با تطهیر و پاک‌سازی از پلشتی‌ها محل اقامت پندار نیک و الهامات قدسی کنی. برای تمرینات این بخش با ایمان به بسط الهی قدم پیش بگذار و با خلوص هر تمرینی را خالصانه پی بگیر.

تمرین اول: نامه‌ای تحت عنوان «همه کسانی که از من رنجیده‌اید، مرا ببخشید»، بنویس و آن را با صدای بلند برای خودت بخوان. این نامه تو را لطیف می‌کند.

تمرین دوم: نامه‌ای به خدا بنویس و بابت همه خطاهایی که آگاهانه یا ناآگاهانه انجام دادی؛ طلب مغفرت کن؛ چون استغفار، تاثیر حیرت‌انگیزی در تزکیه نفس دارد و بسیار روح‌‎افزاست.

تمرین سوم: این جملات را بنویس و با صدای نجواگونه شب‌ها تکرار کن: «الهی هم‌اینک همه کسانی را که در حقم جفا کردند، می‌بخشم و رها می‌کنم. آن‌ها را به تو می‌سپارم تا تو از راه‌های رحمانیت هدایتشان کنی و از سقوط معنوی نجاتشان دهی. الهی اگر کسی از من رنجشی دارد و من بی‌خبرم، آگاهم کن تا از او طلب بخشش کنم. اگر امکان رویارویی من با او نیست مرا به رحمانیت خدای درونش عفو کند و ببخشد. الهی کسانی که در طرح الهی من مقدرند و حامی و همراه ازلی من هستند را به من نزدیک کن و کسانی که در طرح الهی‌ام نقشی ندارند و مانع رشد و حرکتم به سمت کمال می‌شود از راهی نیکو از من دور کن. الهی قلب، ذهن و روان ما را با بارش آیات نور الهی تطهیر کن. ما را در نور خود احاطه کن تا کلام ما تندیس مهر باشد و قلب ما مجال آشتی و روان ما روایت محبت و خیرات جاری تا همیشه خلقت …»

این جملات را روی یک قطعه کاغذ بنویسید. شب‌ها همراه خانواده بخوانید تا برکتش بماند و بتابد و نفرت را از قلب و روح ما بزداید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code