به ترس‌هایتان لبخند بزنید
شما از چه چیزهایی می‌ترسید؟

به ترس‌هایتان لبخند بزنید <br> شما از چه چیزهایی می‌ترسید؟ <br>

مترجم : فاطمه سراجی

 مارگان نیکل : ترس- احساسی ناخوشایندی است که از پیش‌بینی آنکه انجام کار یا برقراری رابطه با فلان فرد برای ما خطرناک و تهدید‌آمیز است و امنیت ما را دچار تزلزل می‌کند.

برخی از افراد از ارتفاع می‌ترسند و برخی دیگر از شکست‌خوردن یا بیماری برخی از بیمار شدن. خود من از بُز، دوچرخه‌سواری و گذر زمان هراس دارم. مطمئنم اگر شما نگاهی به لیست چیزهایی که من از آن‌ها می‌ترسم، بیندازید خنده‌تان می‌گیرد. نکته جالب درباره ترس همین است. اینکه معمولا ترس‌های هر فرد ممکن است از نظر فرد دیگر کاملا خنده‌دار و غیرمعقول به نظر برسد. رانندگی برای یک فرد بسیار ترسناک است، اما ازنظر فرد دیگر کار بسیار راحتی بوده و ترسیدن از آن بسیار غیرمنطقی است. اما وجود این تفاوت در چیزهایی که افراد از آن‌ها می‌ترسند، ما را وادار می‌کند که این سوال را از خود بپرسیم: «اگر هیچ‌کس از عنکبوت نمی‌ترسد، پس چرا من می‌ترسم؟!»

به همین دلیل من می‌خواهم بگویم که شما می‌توانید برخلاف نظر وبستر، فرهنگ‌نویس آمریکایی که واژه ترس را احساسی ناخوشایند و مضر تعریف کرده است، طور دیگری به ترس‌هایتان نگاه کنید. اجازه دهید که با یک مثال برایتان توضیح بدهم.

من از تنهارفتن به سینما و تئاتر بسیار هراس داشتم، نه به‌خاطر امنیت بلکه به‌خاطر اینکه اصلا دوست نداشتم به‌تنهایی در سالن سینما بنشینم؛ چون دائما حس می‌کردم تمام چشم‌ها خیره به من شده‌اند. گذشته از آن، بسیار از این مسئله وحشت داشتم که افراد باتجربه درکنارم بنشینند و از من سوالات تخصصی بپرسند و من نتوانم به آن‌ها پاسخ دهم؛ بنابراین رفتن به سینما و تئاتر بدون همراه، برایم عذاب‌آور بود و با اینکه بسیار عاشق تماشای فیلم بودم، به‌تنهایی به آنجا نمی‌رفتم و بدین ترتیب بارهاوبارها فرصت تماشای فیلم‌ها و تئاترهای موردعلاقه‌ام را از دست دادم و از این بایت احساس بدی داشتم تا اینکه یک روز با اینکه تنها بودم، تصمیم گرفتم به سینما بروم. البته ناگفته نماند که همان ترس‌ها باز هم همراه من بودند، اما من بارانی‌ام را پوشیدم و راه افتادم. وقتی فیلم شروع شد، سعی کردم تمام توجهم را به فیلم معطوف کرده و ذهنم را از تمام افکار فرعی پاک کنم. بله من آن‌قدر غرق در تماشای فیلم شدم که در پایان فیلم بی‌اختیار مانند کودکان هق‌هق می‌کردم، ولی احساس خوبی داشتم. من فیلم را تا آخر دیده بودم، بدون آنکه فکرم درگیر حاشیه شود. من واقعا از تماشای فیلم لذت برده بودم و دیگر احساس نمی‌کردم که تنهاآمدنم من را آزار دهد و احساس ضعف نمی‌کردم. هیچ‌کس به من زل نزنده بود و این تنها یک ترس بود که مدت‌ها با من همراه بود. در آخر هم خانم مسنی به شانه من زد و یک دستمال به من داد تا اشک‌هایم را پاک کنم و بدین ترتیب ما با هم آشنا شدیم. اما از همه مهم‌تر، من فهمیدم تماشای فیلم نیازمند کسب مهارت خاصی نیست و فقط باید فیلم را دید و لذت برد. من بالاخره توانستم پس از مدت‌ها با ترس خود مواجه شوم و بر آن غلبه کنم.

اگر در دل ترس‌هایتان نروید، معنای واقعی زندگی را درک نخواهید کرد

شما می‌توانید به ترس‌هایتان اینگونه نگاه کنید و دیگر از روبه‌روشدن با آن‌ها نترسید و نگاه منفی هم به آن‌ها نداشته باشید، بلکه ترس‌هایتان را فرصتی خوب بدانید که دریچه جدیدی را به روی شما باز می‌کنند؛ درواقع اگر در دل ترس‌هایتان نروید، هرگز نمی‌توانید معنای واقعی زندگی را درک کنید. ترسیدن از انجام برخی کارها، البته کارهای معقول، باعث می‌شود کار جدیدی را امتحان نکنید و تجربه جدیدی هم کسب نکنید؛ پس فراموش نکنید که کسب تجربیات متفاوت، زندگی شما را کامل‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معمولا افراد از انجام کارهایی که نسبت به‌ آن‌ها ترس دارند، دوری می‌کنند؛ چون مایل نیستند کاری را انجام دهند که باعث ایجاد احساس ناامنی در آن‌ها ایجاد شود؛ پس با خود می‌گویند: «چرا باید کاری را انجام بدهم که از آن می‌ترسم. اصلا چرا باید به خودم استرس وارد کنم؟». اما این را بدانید که اگر این اجتناب‌کردن‌ها بارها تکرار شوند، برایتان عادتی می‌شوند که از پیشرفت شما جلوگیری می‌کنند. این اجتناب‌ها نه‌تنها امنیت شما را به خطر نمی‌اندازند، بلکه تنها مانع رشد و کسب تجربه جدید در شما می‌شوند.

ترس‌های ما مانند یک جی‌.پی‌.اِس عمل می‌کنند، اما با این تفاوت که تمام مسیر را برای ما لبه پرتگاه نشان می‌دهند و به ما می‌گویند که قدم‌گذاشتن در این مسیر بسیار خطرناک و ناامن است. همچنین ترس‌ها این سوال را در ذهن ما ایجاد می‌کنند: «مطمئنی که می‌خواهی این کار را انجام بدهی؟» اگر چنین سوالی در ذهن شما هم مطرح شد، بدانید که این همان نسخه‌ای است که نمی‌خواهد تغییر کند و به نسخه جدید تبدیل شود. درواقع نسخه قبلی از اینکه بخواهد وارد قلمرو جدیدی شود، می‌ترسد و این تغییر را ریسکی خطرناک می‌داند؛ درحالی‌که نسخه جدید می‌گوید: «می‌روم و امتحان می‌کنم. ترس را می‌شکنم و تجربه کسب می‌کنم.» یادمان باشد تغییر توأم با ترس و لذت است؛ یعنی نباید لذت آن را نادیده گرفت و لازم است بیشتر به لذت آن فکر کنید. در واقع یک راز کوچک وجود دارد که می‌گوید یک‌بار که پایتان را از قلمرو امن و راحتی که برای خود ایجاد کرده‌اید فراتر بگذارید، خواهید دید که چه اتفاقات جادویی‌ برایتان رخ می‌دهد. حال اجازه دهید دوباره از شما این سوال را بپرسم: «از چه چیزهایی می‌ترسید؟»

چگونه بر ترس‌هایمان غلبه کنیم؟

جانی گارنر :اجازه ندهید ترس‌هایتان مانع هدفمند زندگی‌کردنتان شود.

ترس می‌تواند فلج‌کننده باشد و از مقاومت شما بکاهد و تضعیفتان کند. ترس شما را از دستیابی به رویاها و اهدافتان دور کرده و اجازه نمی‌دهد با چالش‌های وضعیت کنونی خود دست‌وپنجه نرم کنید و همچنین اجازه امتحان کردن موارد جدید را به شما نمی‌دهد و درنهایت هم مانع پیشرفتتان می‌شود.

واقعیت این است که ترس‌هایی وجود دارند که احتمالا هر روز افراد با آن‌ها مواجه می‌شوند، اما سوال این است که چگونه باید احساس ناشی از ترسیدن را به یک ابزار قدرتمند در جهت پیشرفت خود تبدیل کنیم. در اینجا به ۴ کلید اشاره می‌کنیم که با استفاده از آن‌ها می‌توان بر ترس غلبه کرد و به موفقیت رسید.

 

  1. همه‌چیز از خود شما شروع می‌شود

درواقع رسیدن به موفقیت در هر کاری به خود شما بستگی دارد. شما باید بدانید که به‌دنبال چه چیزهایی هستید و درقبال چه مواردی مسئولیت دارید. امروزه چه چیزهایی را نیاز دارید که با استفاده از آن بتوانید بر زندگی اطرافیان خود تاثیر مثبتی بگذارید. وقتی خواسته‌ها و اهداف شما برای خودتان روشن شوند، آن‌وقت می‌توانید متوجه شوید که از چه چیزهایی می‌ترسید. ترس‌هایتان مشخص می‌شوند و آن وقت می‌توانید یکی پس از دیگری بر آن‌ها غلبه کنید. وقتی نسبت به اهداف زندگی‌تان آگاه باشید، دلایل انتخاب این اهداف هم برایتان مشخص می‌شوند و می‌توانید سفر خود را برای غلبه بر ترس‌ها و به‌دست‌آوردن آنچه از زندگی و کسب‌وکارتان می‌خواهید، شروع کنید و به موفقیت پایداری برسید؛ چراکه خود شما خواسته‌اید چنین زندگی هدفمندی داشته باشید.

  1. از محدوده امن خود خارج شوید

خارج‌شدن از محدوده‌ای که همیشه در آن احساس راحتی و امنیت می‌کردید، می‌تواند دیدگاه جدیدی را در شما به‌وجود بیاورد، گرچه همه ما این موضوع را می‌دانیم، اما همیشه ترس مانع راهمان می‌شود و از ما می‌خواهد که در همان محیط قبلی بمانیم. قطعا ماندن در این محیط باعث می‌شود پیشرفت نکنیم. اما باید شجاع بود و ریسک‌های معقول و بجا انجام داد. این اتفاق قطعا به بالارفتن اعتمادبه‌نفس و خودباوری می‌انجامد. خارج‌شدن از این محدوده افراد را مجبور به ایستادگی دربرابر ترس‌هایشان می‌کند و به آنان احساس قدرت می‌دهد.

  1. به‌جای کمال‌طلبی، به‌دنبال پیشرفت باشید

بیشتر انسان‌ها به‌طور غریزی بیشتر وقت و انرژی خود را صرف جست‌وجوی اهداف و رویاهای بزرگشان می‌کنند این کار، به آن‌ها احساس آرامش و رضایت می‌دهد. اما همان‌طور که جست‌وجوی اهداف بزرگ برای شما لذت‌بخش است، نرسیدن به آن‌ها نیز ناامیدی بزرگی را در شما ایجاد می‌کند. این ناامیدی باعث می‌شود ترس به سراغتان بیاید و از فکر دستیابی به هدف و رویاهایتان منصرف می‌شوید؛ بنابراین باید به‌جای کمال‌طلبی به سراغ کسب موفقیت‌های کوچک هم بروید و زمانی را صرف فکر‌کردن به همین موفقیت‌های کوچک کنید؛ چون بدین‌گونه است که اعتمادبه‌نفستان بالا می‌‌رود و می‌توانید بدون واهمه به سراغ اهداف بزرگ‌تری بروید.

  1. دست‌به‌کار شوید

یکی از بزرگ‌ترین ترس‌های هر فرد، ترس از آینده است، اما برای غلبه بر این ترس باید در همین زمان حال دست‌به‌کار شویم و تلاش کنیم ذهنمان را در زمان حال نگه داریم و برروی آنچه امروز باید انجام دهیم، متمرکز شویم تا بتوانیم نگرانی‌های آینده را تا حدودی از بین ببریم؛ بنابراین دست‌به‌کارشدن، یکی از مهم‌ترین اقدامات برای ازبین‌بردن ترس است؛ چراکه این‌گونه، فرد احساس می‌کند همه‌چیز تحت‌کنترل اوست؛ بنابراین اگر اقدام نکنید، افکار منفی تمام ذهن شما را می‌گیرند و از حرکت بازمی‌مانید.؛ بنابراین هم خواسته‌های خود را بشناسید و هم ترس‌هایتان را. درون ترس‌هایتان نفوذ کنید و آن‌ها را بشکنید. بی‌شک تمام اشتیاق‌ها با ترس همراه هستند، اما می‌توان ترس را به گوشه‌ای انداخت؛ در پایان اینکه ترس‌هایتان را فرصتی برای پیشرفتتان بدانید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

We keep your data private and share your data only with third parties that make this service possible. Read our Privacy Policy.

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۳

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *