برنامه‌ريزي براي شكست

شادی جهرانی

جايي مي‌خواندم: «شكست در برنامه‌ريزي برابر است با برنامه‌ريزي براي شكست». آدم‌هاي موفق، براي هر روز و هر ساعت و هر لحظه از زندگي‌شان برنامه‌اي دارند و اگر تفريح هم مي‌كنند، خارج از برنامه نيست؛ البته اين به‌معناي خشك و غيرمنعطف‌بودنشان نيست، بلكه به‌معناي هدفمند‌بودنشان است و گزيده و دانسته عمل كردنشان. شعار «هرچه پيش آيد، خوش آيد» به مذاق آدم‌هاي موفق منظم، خوشايند نيست.

چندي پيش، پاي صحبت بانويي نشسته بودم كه نظم و برنامه‌ريزي چنان در تار و پود زندگي‌اش نقش بسته که گويي همچون دمی كه فرو مي‌دهيم و بر‌مي‌آوريم بي‌آنكه احساس زحمت كنيم، رعايت نظم هم در او جزئي از طبيعتش شده است، بي‌آنكه احساس زحمت كند. از چند‌و‌چون كار كه پرسيدم، گفت: «فكر نكن كه از اول همين‌طور بوده‌ام؛ زماني من هم براي خودم سلطان بي‌نظمي و بي‌برنامگي بودم، اما وقتي اين طرز زندگي سبب شد که پي‌درپي در كارهايم گره بيفتد و مانع ايجاد شود يا اسباب شرمندگي و سرافكندگي‌ام را پيش ديگران فراهم كند، تصميم گرفتم فكري به حال خودم بكنم. ازآنجایی‌که هيچ تغييري هم يك‌شبه ميسر نمي‌شود، پس تصميم‌گرفتم هر چند روز يك‌بار، يك برنامه را به برنامه‌هاي روزانه‌ام اضافه كنم و طبيعي است كه بايد از صبح‌ها شروع مي‌كردم؛ روز را كه با نظم شروع كني، خود‌به‌خود دلت مي‌خواهد بقيه‌اش را هم خراب نكني. اول، هر روز، سر ساعتي معين بيدار شدم؛ بعد از چند روز، خواندن يك دعاي كوچك صبحگاهي را اضافه كردم و بعد باز‌كردن پنجره و انجام چند حركت كششي، مرتب‌كردن رختخوابم و خوردن صبحانه (قبل‌ترها، ناشتا از خانه بيرون مي‌زدم)، مسواك‌زدن و… به همين ترتيب، گام‌به‌گام و روز‌به‌روز، به هر روزم شكل دادم و شكل دادم تا رسيدم به جايي كه حالا مي‌بيني.»

آداب صبحگاهي شما چيست؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *