زندگی

با مغزتان صحبت کنید تا در خدمتتان باشد!

هرکسی با خودش حرف می‌زند. بیشتر این گفت‌وگوها درونی هستند و به‌ندرت کلامی با صدای بلند از دهان خارج می‌شود. بعضی‌ها بلندبلند با خودشان حرف می‌زنند و عجیب‌وغریب به نظر می‌رسند. صحبت‌کردن با خود، چه آهسته و چه با صدای بلند، نقاط مثبت و منفی دارد که این مقاله به راهنمایی در این زمینه می‌پردازد.
چندین سال پیش مطالعاتی انجام شد که در حوزه روان‌شناسی سروصدای زیادی به پا کرد. تیم نیوکام در مقاله‌ای کوتاه در مجله تایم نوشت که بلندبلند صحبت‌کردن فرد با خودش به معنای دیوانگی نیست. او در این زمینه به مقاله‌ای اشاره کرد که می‌گفت وقتی با صدای بلند با خودتان حرف می‌زنید، عملکردتان سریع‌تر شده و تفکرتان بازتر می‌شود.
یکی از موارد کاربرد حرف‌زدن با خود، درونی یا بیرونی، در چالش‌های بین افکار و توقعات غیرمنطقی است. احساسات منفی اغلب درنتیجه آشفتگی‌های ادراکی، باورهای غیرمنطقی یا توقعات غیرواقع‌گرایانه بروز پیدا می‌کنند. درمانگران به افراد آموزش می‌دهند که چگونه این افکار را شناسایی کرده و با آن‌ها مقابله کنند. برای انجام این فرایند حتما لازم است با خودتان صحبت کنید و ترجیحا این کار را با صدای بلند انجام دهید.
شواهد زیادی اشاره به این موضوع دارند که گفت‌وگو با خود اگر به‌طور صحیح انجام شود، سودمند است. گرچه پیش می‌آید زمانی‌که حرف‌زدن با خودتان توصیه نمی‌شود.
بدیهی است گفت‌وگوهای منفی نیز وجود دارند مثل زمانی‌که خودتان را ناامید کرده، توبیخ می‌کنید یا به هر شکل منفی با خودتان رفتار می‌کنید. گفت‌وگوهایی با بار منفی کمتر نیز وجود دارند، مانند وقتی‌که خشمگین می‌شوید یا برنامه‌ریزی می‌کنید وقتی فلانی را دیدید، به او چه بگویید. اما روش‌هایی هستند برای اینکه ذهن خود را از حالت اربابی به شکل یک خدمتکار عالی برای خودتان دربیاورید:

به خودتان حرف‌های مثبت بزنید و این کار را بارهاوبارها تکرار کنید.
به خودتان اطمینان بدهید که توانایی کنترل خود را دارید. درواقع کسانی که باور دارند بیش‌ازحد متوسط قادر به کنترل‌کردن خودشان هستند، بهتر از کسانی که به این باور نرسیده‌اند، عمل می‌کنند.
خودتان را به‌خاطر موفقیت‌ها و اهداف روزانه‌ای که به آن‌ها دست پیدا می‌کنید، تشویق کنید.
در راستای اهداف شخصی که برای خودتان درنظر گرفته‌اید، برای خود تعیین کنید می‌خواهید چه کسی باشید و نیز تصمیم بگیرید در همین لحظه چگونه آن را عملی کنید؛ مثلا وقتی تغذیه سالمی دارید اما برای مصرف نوشابه وسوسه می‌شوید، یادتان باشد که می‌خواهید چه کسی باشید؛ پس با وسوسه‌تان مقابله کرده و برای این پیروزی به خودتان افتخار کنید، حتی بگویید به خودم افتخار می‌کنم که آن نوشابه یا شیرینی را نخریدم! یادتان باشد شما کسی هستید که می‌توانید خودتان را کنترل کنید!
وقتی با کار ترسناکی روبه‌رو می‌شوید، در گفت‌وگوی با خود به‌جای واژه «من» از کلمه «تو» یا اسم خودتان استفاده کنید؛ مثلا بگویید: «تو از عهده‌اش برمی‌آیی ویلیام. تو می‌تونی مقاله‌ای بنویسی که میلیون‌ها نفر خواننده داشته باشه.»
وقتی به اشتباهات خودتان نگاه می‌کنید، از ضمیر سوم شخص یا اسمتان برای مورد خطاب قراردادن خودتان، به‌شکل درونی یا بیرونی، استفاده کنید.
از گفت‌وگوی درونی برای تعریف مجدد خودتان استفاده کنید. وقتی افراد حق انتخاب داشته باشند که بخش سالم‌تر خود را برگزینند، در بروز تغییرات رفتاری‌شان موفق‌تر خواهند بود.
هدف‌های خود را با صدای بلند به زبان آورید. اگر باید چیزی را از اتاق دیگر بیاورید، آن را با صدای بلند بگویید.
هنگامی‌که کار یا پروژه‌ای در دست دارید، از بلند حرف‌زدن با خودتان نترسید؛ چون با این کار تمرکز خود و کسانی که با شما کار می‌کنند، افزایش می‌یابد و درنتیجه شما موثرتر کار می‌کنید.
هر‌ازگاهی توقف کنید و بادقت از افکارتان آگاه شوید. ارزیابی‌کردن یک امتیاز است. اغلب این کار مسخره به نظر می‌رسد و می‌توانید نفس راحتی بکشید، ذهنتان را پاک کنید و به زمان حال بیندیشید.
وقتی از لحظه‌ای لذت می‌برید، مکث کنید و اجازه دهید در شما تاثیر عمیق بگذارد. با خودتان درباره اینکه چه لحظه فوق‌العاده‌ای است، حرف بزنید.
شاید این تکنیک‌ها عجیب به نظر برسند یا درحد سرگرمی باشند، اما مطالعات نشان می‌دهند که قطعا این روش‌ها کارساز و کاربردی هستند، تصویر شما از خودتان را بهبود می‌بخشند، تمرکز و کارآیی‌تان را بالا می‌برند و منجر به آرامش بیشتر در شما می‌شوند.

خودتان را دوست داشته باشید

طی سال‌ها خود را به‌خاطر ورشکستگی، شکست‌های عاطفی و ناکامی‌های بی‌شمار سرزنش کرده‌ام و فقط حواسم به این بوده است که کجا اشتباه کرده‌ و کجا مقصر بوده‌ام که البته همین رفتار حالم را بدتر می‌کرد.
مردم به من می‌گفتند باید خودت را دوست داشته باشی، تو فوق‌العاده‌ای! اما مشکل اینجاست که معنی حرفهایشان را نمی‌فهمیدم. نمی‌دانستم منظورشان از اینکه باید عاشق خودم باشم چیست. من می‌فهمیدم چگونه باید دیگران را دوست داشته باشم، حداقل به آن‌ها توجه کنم، مراقبشان باشم و به آن‌ها احترام بگذارم، اما چنین احساسی را نسبت به خودم نداشتم. کاملا گیج شده بودم که باید از کجا شروع کنم.
سال‌ها طول کشید تا این موارد را یاد گرفتم و آموخته‌های خود را اکنون با شما در میان می‌گذارم. شما با 13 روش زیر می‌توانید خودتان را دوست داشته باشید:
موهبت‌ها و استعدادهای خودتان را بشناسید: آگاه باشید یا نه، شما دانش و مهارت‌هایی دارید که دیگران ندارند. روی نقاط قوت خود کار کنید و راهی برای قسمت‌کردن آن‌ها با دیگران برای سرگرمی و خوشبختی بیابید.
با خودتان روراست باشید: علایق خود را دنبال کنید. به حرفه‌ای مشغول شوید که واقعا از آن لذت می‌برید. وقتی کار موردعلاقه‌تان را انجام دهید، چنان احساس رضایتمندی می‌کنید که دیگر به ساعت نگاه نمی‌کنید که ببینید چه زمانی وقت اداری تمام می‌شود. همچنین با دنبال‌کردن علایق خود، افرادی را به طرف خودتان جذب می‌کنید که هیجان، فداکاری و شادمانی را با شما قسمت می‌کنند.
برای خودتان ارزش قائل شوید: فکر نکنید کسی بهتر از شماست. بدون مقایسه خود با دیگران، راهی برای دستیابی به مهارت‌ها، توانایی‌ها و موفقیت‌های خود پیدا کنید. مالکوم فوربس می‌گوید: «بسیاری از مردم برای آنچه که ندارند، بیش‌ازحد ارزش قائل می‌شوند و برای چیزهایی که دارند، ارزشی قائل نیستند» و زمانی‌که می‌بینید کسی به موفقیتی رسیده که شما هنوز به آن دست پیدا نکرده‌اید، درک کنید که شما خبر نداشته اید که او با چه امتیازاتی شروع به کار کرده و برای رسیدن به موفقیت چه فداکاری‌های انجام داده است.
روی خودتان اسم نگذارید: چند وقت یک‌بار به خودتان می‌گویید بی‌عرضه و دست‌وپاچلفتی؟ واقعیت این است که شما یک انسان ناکام نیستید، فقط هنوز به موفقیت دلخواهی که در ازای سعی و تلاش مشخصی باید کسب کنید، نرسیده‌اید. به خودتان احترام بگذارید و بکوشید استراحت کنید. همان‌طور که بسیاری از افراد موفق می‌گویند: «اگر شکست نخورید، یعنی به‌اندازه‌کافی تلاش نکرده‌اید.»
روی مثبت‌ها تمرکز کنید: عادت بد تمرکز روی جنبه‌های منفی زندگی‌تان را ترک کنید؛ چراکه اهمیت آن‌ها را بالا می‌برید. من دوستانی دارم که افسر پلیس هستند و به همین دلیل همه مردم را بد می‌پندارند. عادت کنید هر روز خوبی‌های زندگی‌تان را ببینید.
خودباوری‌های منفی‌تان را اصلاح کنید: برداشتی که از خودتان دارید، روی نتایج کارهایتان تاثیر می‌گذارد و می‌تواند شکست یا موفقیت شما را مشخص کند. هنری فورد می‌گوید: «اگر باور داشته باشید که می‌توانید یا نمی‌توانید، درهرصورت حق با شماست.» خودباوری مثبت موجب ایجاد اطمینان و موفقیت می‌شود. باور منفی نسبت به توانایی‌هایمان باعث می‌شود در لحظات فرصت و موقعیت، پای خود را پس بکشیم. ما اغلب ناخودآگاه باورهای خودمان را منعکس می‌کنیم و درنتیجه بر برداشت دیگران و طرز رفتار آن‌ها با خودمان تاثیر می‌گذاریم. یکی از باورهای مانع «من به‌اندازه‌کافی خوب نیستم» است که می‌توان آن را با عبارات تاکیدی مثبت، تجسم‌سازی و به‌حساب‌آوردن موفقیت‌هایتان، اعم از بزرگ و کوچک، حل کرد.
از کمال‌گرایی پرهیز کنید: کمال‌گرایی به امروز و فردا‌کردن منتهی می‌شود که این امر، به‌خاطر ترس از شکست‌خوردن است. راه‌حل پیشنهادی من این است که برداشتن گام‌های ناقص بهتر از این است که دست به هیچ کاری نزنید. شما همان‌طور که پیش می‌روید، همواره می‌توانید بیاموزید و هرچه را که برایش آماده نبوده‌اید، اصلاح کنید؛ پس نکته مهم این است که اولین قدم را بردارید.
آدم‌هایی را که با آن‌ها وقت می‌گذرانید، بادقت انتخاب کنید: شاید همکارتان را نتوانید خودتان انتخاب کنید اما قطعا درمورد روابط شخصی‌تان مختار هستید. اگر وقت آزادتان را با کسانی بگذرانید که از شما سوء‌استفاده می‌کنند، به خودتان آسیب رسانده‌اید. وقتتان را با آدم‌های دوست‌داشتنی بگذرانید که شما را قضاوت نمی‌کنند. دوستانی انتخاب کنید که پشتیبان شما باشند، به شما اهمیت دهند و شما را همان‌طور که هستید، بپذیرند.
زیر بار اهانت هیچ‌کس نروید: اگر با کسی معاشرت می‌کنید که به شما بی‌احترامی می‌کند، به او تذکر دهید. اگر به کار خود ادامه داد، خیلی ساده خود را از آن موقعیت دور کنید و اجازه ندهید آدم‌های ناجور احساسات خوب شما را خراب کنند.
مالک احساسات خود باشید: وقتی دیگران به من می‌گویند احساسات مرا درک کن، در درک این مفهوم دچار مشکل می‌شوم، راهش این است که احساسات خودتان را بشناسید و بدانید که طبیعی هستند. اگر گریه‌تان گرفته است، گوشه خلوتی پیدا کنید و اشک بریزید. تلاش کنید سر دربیاورید که چرا چنین حسی دارید. احساسات خود را با داروهای مسکّن و آرام‌بخش سرکوب نکنید.
خودتان را براساس احساساتتان قضاوت نکنید: داشتن احساسات، طبیعی است و نباید به‌خاطر وجود آن‌ها عذاب وجدان داشته باشید. اگر مجبورید گریه کنید، معنایش این نیست که چیزی از مرد یا زن‌بودنتان کم دارید.
متوجه باشید که احساساتتان به شما چه می‌گویند: احساسات شما اطلاعات ارتباطی مهمی را به شما منتقل می‌کنند، درست مانند دردهای جسمانی که به شما می‌گویند آسیب دیده‌اید یا بیمار شده‌اید. دردهای عاطفی نیز به شما می‌گویند چه چیزی برای شما مناسب است یا نیست.
همه‌جا مراقب خودتان باشید: غذای خوب بخورید، ورزش کنید، به‌اندازه‌کافی استراحت داشته باشید. منزل و محیط کارتان را تمیز و به دور از به‌هم‌ریختگی نگه دارید. به اندازه استطاعت مالی خود خرج کنید. وقتی سلامتی، مسکن و منابع مالی شما روبه‌راه باشند، نه‌تنها مسئله کمتری برای نگرانی دارید، بلکه پیوسته پیام‌های مثبتی برای خودتان می‌فرستید که می‌گوید همه‌چیز روبه‌راه است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code