اولین راز بدبختی!

اولین راز بدبختی!

اولین راز بدبختی!

ناهید مومن‌خانی

همه مردم دنیا، همیشه و همه جا، در جست‌وجوی راز خوشبختی بوده و هستند. گویا همه به دنبال کیمیایی می‌گردند که یک شبه آن‌ها را از فرش به عرش برساند؛ ضمن اینکه تلاش چندانی هم در این راستا نکنند. البته شاید این مشکل عصر حاضر باشد که همه افراد، همه چیزها را در زودترین زمان ممکن و بدون کمترین تلاش و کوششی می‌خواهند.

با این وجود، هیچ‌کس از خودش نمی‌پرسد که تعریف حقیقی خوشبختی چیست، به چه کسانی واقعا می‌توان خوشبخت گفت و آن‌هایی که به این درجه رسیده‌اند، از چه مسیرهایی گذشته‌اند و چه کارهایی انجام داده‌اند. کتاب‌ها و کلاس‌ها و همایش‌های بسیاری در جهت دستیابی به خوشبختی نوشته و برگزار می‌شوند، ولی متاسفانه معمولا چندان تاثیرگذار نیستند یا خیلی زود مطالب و آموزش‌ها به دست فراموشی سپرده می‌شوند.

 

شما چه تعریفی از خوشبختی دارید؟ لطفا با خودتان روراست باشید! اگر فلان خانه یا ماشین را داشته باشید، خوشبختید؟ اگر در جایگاه رئیس یا مدیر کل باشید، خوشبختید؟ «اگر»های خود را روی یک برگه کاغذ بنویسید؛ این اولین کاری است که باید انجام بدهید.

برای مرحله دوم، باید یک نکته را یادآوری کنم. همان‌طور که می‌دانید این دنیا، دنیای داد و ستد است؛ یعنی هر چیزی بهایی دارد و تا بهایش را نپردازید، آن را به دست نخواهید آورد. حالا در مقابل هر یک از «اگر»هایتان بهایی را که باید بپردازید، یادداشت کنید.

در مرحله سوم، باید در پی تامین آن بها باشید. بها ممکن است صرف پول و هزینه باشد یا صرف وقت، قوای بدنی یا فکری و …

به عنوان نمونه می‌توانید از الگوهای زیر استفاده کنید:

«اگر خانه‌ای دنج داشته باشم، احساس خوشبختی می‌کنم. بهای این خانه، داشتن پول لازم است. پول (که ارزش و برکت آن این است که از راه درست و شرافتمندانه به دست آید) در ازای کار حاصل می‌شود. در نتیجه برای احساس خوشبختی و کامیابی باید کار کنم!»

«اگر به فلان درجه علمی برسم، احساس خوشبختی می‌کنم. بهای این درجه و مقام، خوب درس‌خواندن است. برای خوب درس‌خواندن باید وقت گذاشت، از اساتید و کتاب‌ها کمک گرفت و از هوش و ذهن خود استفاده کرد. بنابراین، برای رسیدن به این خوشبختی باید حسابی درس خواند و از ذهن کار کشید.»

حالا نوبت شماست. فهرست «اگر»ها و «بها»یی را که باید بپردازید، بنویسید.

در نهایت، مطمئنم که همگی با من هم‌عقیده می‌شوید. بله، برای رسیدن به خوشبختی باید کار کرد، وقت گذاشت، سختی کشید و مشتاق و امیدوار بود! ما باید از جسم و ذهن و وقت خود مایه بگذاریم؛ چراکه بزرگ‌ترین سرمایه‌های ما هستند. وقتی چنین روشی را در پیش بگیریم، زمین و زمان یار و همراه ما می‌شوند تا به مقصد برسیم و این خود به‌تنهایی یعنی خوشبختی!

این همه از خوشبختی گفتم تا به بدبختی برسم. در واقع، برای خوشبخت‌بودن باید بدبخت نباشیم؛ به همین سادگی! و همان‌طور که می‌دانید همه پیچیدگی‌ها در سادگی نهفته‌اند. «جرج برنارد شاو» می‌گوید: «راز بدبختی در این است که زیادی اوقات فراغت داشته باشیم.» به راستی بیکار‌بودن بدبختی بسیار بزرگی است. جوان‌های زیادی را می‌بینیم که خیلی وقت آزاد دارند و مدام در دنیای مجازی پرسه می‌زنند و بی‌هدف، برای هیچ و پوچ، از وقت و پول خود هزینه می‌کنند که این خود بهای سنگین‌تری در درازمدت خواهد داشت. یا افرادی که برای زیبایی‌های مصنوعی هزینه‌های سنگین می‌کنند که آن نیز در طی زمان، اثر سوءخود را نشان خواهد داد … و متاسفانه همه این بدبختی‌ها از بیکار‌بودن است.

اگر ما برای خود هدفی داشته باشیم و مشتاقانه آن را دنبال کنیم و مدام در کار و تلاش باشیم، به مرور زمان هزینه‌ای که برای آن کرده‌ایم نیز به ما بر خواهد گشت؛ ضمن اینکه در تمام این مسیر احساس خوشبختی خواهیم کرد. پس در این سال ، منتظر هیچ چیز و هیچ کس نباشید و خودتان اولین راز بدبختی را از تقویم سال ۱۳۹۸ برای همیشه حذف کنید. سعادت یارتان!

 

 

 

 

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

We keep your data private and share your data only with third parties that make this service possible. Read our Privacy Policy.

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *