اصیل،سیال، انعطاف‌پذیر!

اصیل،سیال، انعطاف‌پذیر!

محمدمهدی نظرپور

تابه‌حال فکر کرده‌اید خلاقیت چیست، اصلا انسان خلاق به چه کسی گفته می‌شود؟

شاید تابه‌حال واژه خلاقیت را زیاد شنیده باشید، اما آیا تاکنون از خودتان پرسیده‌اید که چقدر آدم خلاقی هستید؟ اصلا واژه خلاقیت به چه معناست؟ آدم‌های خلاق چگونه می‌اندیشند؟ خلاقیت چقدر در زندگی مهم است؟ آیا می‌توان خلاقیت را یاد گرفت؟ شاید فکر ‌کنید افراد خلاق، آدم‌های عجیب‌وغریبی‌ هستند یا ازلحاظ شخصیتی، افراد درون‌گرا محسوب می‌شوند و کسانی هستند که از جامعه فاصله می‌گیرند و یا روابط اجتماعی درستی ندارند؛ درحالی‌که با مطالعه مستقیم برروی این افراد، می‌توانیم تصویری متفاوت از آنچه در ذهنمان داریم، ببینیم.

فکر بکر، همیشه مسیر تاریخ بشر را تغییر داده است. اکثر موضوعاتی را که در هنر، پزشکی، موسیقی، تکنولوژی و علوم می‌بینیم و امروزه برایمان پیش‌پاافتاده است، زمانی غیرممکن به نظر می‌رسید. متفکران خلاق چگونه به کشفیاتی دست می‌یابند که ما را به‌سمت پیشرفت سوق می‌دهند و ما را با قلمروهای جدید آشنا می‌کنند؟ خلاقیت را به‌سادگی نمی‌توان توضیح داد، بااین‌وجود، روان‌شناسان درمورد چگونگی ایجاد خلاقیت و شیوه‌های تقویت آن، عوامل زیادی را کشف کرده‌اند.

  1. خلاقیت چیست؟

خلاقیت توانایی تولید یک شیء یا یک ایده جدید، اصیل، متفاوت، مفید و عملی است که ۳ ویژگی مهم دارد: سیالی، انعطاف‌پذیری و اصالت. بگذارید با یک مثال بحث را روشن کنیم. سالانه میلیون‌ها لاستیک دست‌دوم و ازرده‌خارج دور انداخته می‌شوند. اما به شما گفته‌اند که برای استفاده از این لاستیک‌ها، روش خلاقانه پیدا کنید. درحقیقت میزان خلاقیت پیشنهاد‌هایتان را می‌توان به این شیوه درجه‌بندی کرد:

سیالی که به معنای روان‌بودن و نداشتن مشکل در تولید است، در مثال لاستیک‌ها همان تعداد پیشنهاداتی است که می‌توانید ارائه دهید. سیالی قسمت مهمی ‌از تفکر خلاقانه است. موتسارت، موزیسین آلمانی، بیش از ۶۰۰ قطعه موسیقی نوشت، پیکاسو بیش از ۲۰هزار اثر هنری خلق کرد و شکسپیر ۱۵۴ غزل نوشت. گرچه بسیاری از این آثار هنری شاهکار نبود، اما روان‌بودن جریان تولید ایده‌ها یکی از ویژگی‌های این نخبگان خلاق به شمار می‌رود. انعطاف‌پذیری یعنی تعداد دفعاتی که از یک طبقه مصارف احتمالی به طبقه دیگر تغییر مسیر می‌دهید؛ مثلا از یک لیوان که فقط برای نوشیدن از آن استفاده می‌کردید، به‌عنوان گلدان استفاده کنید. اصالت یعنی اینکه پیشنهادهایتان تا چه اندازه جدید یا غیرعادی است. با شمردن تعداد دفعاتی که از خودتان سیالی، انعطاف‌پذیری و اصالت نشان می‌دهید، می‌توانید خلاقیتتان را درجه‌بندی کنید. شما وقتی به خلاقیت می‌رسید که به‌جای راه‌حل‌های تکراری و آموخته‌شده، پاسخ‌ها، افکار و مجموعه رفتار‌های جدیدی تولید کنید. خلاقیت با تولید پیوند تنگاتنگی دارد؛ مثلا اختراع هواپیما‌های فوق پیشرفته امروزی، فرآیندی به‌شدت خلاقانه و بسیار سریع بوده است.

۲- خلاقیت چه اهمیتی دارد؟

انسان‌های خردمند، افرادی هستند که همواره در جست‌وجوی عوامل موفقیت و راه و روش دستیابی به آنند. این افراد به‌جای اینکه انتظار داشته باشند موفقیت از آسمان بر سر آن‌ها فرود بیاید، به‌دنبال ایجاد آن می‌روند. امروزه رابطه‌ تنگاتنگ میان خلاقیت و موفقیت آن‌چنان واضح و روشن است که هیچ مدیر خردمندی نمی‌تواند از آن غافل باشد. اهمیت خلاقیت، نکته‌ای است که مدت‌هاست موردتوجه کشورهای توسعه یافته قرار گرفته است؛ به‌طوری‌که هرساله بودجه عظیمی ‌در نظام آموزشی و تربیتی آن‌ها، صرفا خرج تقویت خلاقیت و هنر مدیریت مسائل در کودکان می‌شود. نگاهی به شرکت‌های بزرگ و موفق بیندازید و ببینید چه چیزی آن‌ها را متمایز می‌کند؟ کیفیت محصولات یا خدمات پس از فروش؟ بله، قطعا این عوامل هم تاثیر بسزایی در موفقیت یک شرکت دارد. اما مهم‌تر از آن، ایده‌های نوع و طرح‌های خلاقانه است؛ یعنی همان مسئله‌ای که استفاده از آن می‌تواند شرکتی مثل APPLE را آن‌چنان به اوج ببرد که تا سال‌ها هیچ شرکتی حتی شهامت نزدیک‌شدن به آن را هم نداشته باشد و بی‌توجهی به آن، می‌تواند غولی مثل Nokia را به نابودی کامل بکشاند. به یاد داشته باشید انسان‌های بسیاری هستند که می‌توانند تقلیدکننده‌ها و ادامه‌‌دهنده‌های خوبی باشند؛ اما آن‌ها نمی‌توانند جهان را تغییر ‌دهند؛ چون قدرت تغییر جهان، تنها در دست آن افرادی است که به آن‌ها « انسان‌های خلاق!» می‌گوییم.

۳- آیا افراد خلاق به‌طور استثنایی باهوش هستند؟

شاید در نگاه اول فکر کنید باهوش‌ها خلاق‌ترند، اما پژوهش‌ها نشان می‌دهند بین خلاقیت و هوش رابطه بسیار کوچکی وجود دارد. به عبارت دیگر افراد با هوش تر، معمولا اندکی خلاق‌تر هستند. اما در تمام سطوح هوشی، بعضی افراد خلاق هستند و بعضی دیگر خلاق نیستند.

ازلحاظ مفهومی ‌»خلاقیت» با «هوش» متفاوت است؛ چون هرکدام توانایی ذهنی متفاوتی را نشان می‌دهند. بااین‌حال خلاقیت و هوش، کاملا بی‌ارتباط با هم نیستند؛ چون موفقیت‌های خلاقانه در اکثر زمینه‌ها به حداقل ضریب‌هوش نیاز دارد. به همین دلیل افراد بسیار خلاق از لحاظ هوشی احتمالا بالاتر از سطح متوسط هستند. برخی روان‌شناسان گفته‌اند بهره‌هوشی معادل ۱۲۰، آستانه حداقل برای موفقیت خلاقانه محسوب می‌شود، اما این فرضیه هنوز به‌طورکامل آزمایش نشده است.

۴- آیا می‌توان خلاقیت را آموخت؟

روان‌شناسان به‌تدریج به این نتیجه رسیده‌اند که برخی از مهارت‌های تفکر خلاقانه را می‌توان یاد گرفت. آن‌ها می‌گویند با تمرین ریسک‌پذیری، با تحلیل افکار و ایده‌ها و نیز با گشتن به‌دنبال روابط غیرمعمولی میان انواع عقاید و افکار، می‌توان به فردی خلاق‌تر تبدیل شد. بعضی روان‌شناسان برای هرچه بیشتر خلاق‌شدن، توصیه‌های زیر را ارائه داده‌اند:

  • دنبال تجربه‌هایی بروید که احتمال تجربه‌های غیرمنتظره و به‌اصطلاح، سورپرایز‌شدن در آن زیاد باشد:شگفتی یعنی تجربه‌ آن چیزی که با عادت‌های ذهنی‌‌تان سازگار نیست؛ یعنی شکستن الگوی‌های تکراری؛ چیزی که یکی از نیازهای پایه برای یک خلاقیت جدید است.

 

  • اگر چیزی ناگهان علاقه شما را به خودش جلب کرد، آن را دنبال کنید: تابه‌حال فکر کرده‌اید چرا علاقه داشتن به کاری باعث می‌شود انسان در آن کار، موفق شود؟ بی‌شک یکی از این دلایل، درگیری تمام‌عیار قوای ذهنی انسان با چالش موردنظر است و درست در اوج درگیری با چالش‌های کوچک و بزرگ، خلاقیت انسان بروز پیدا می‌کند؛ پس اگر موضوعی علاقه شما را به خود جلب کرد، هرقدر هم که چالش برانگیز بود، آن را رها نکنید. بگذارید ذهنتان وارد یک جنگ تمام‌عیار شود تا لشکر خلاقیتتان، وادار به تحرک شود.

 

  • با خودتان عهد ببندید هر کاری را به بهترین وجه ممکن انجام دهید: در یک کلام، سمبل‌کاری را کنار بگذارید. درحقیقت از این شاخه به آن شاخه پریدن و ناتمام گذاشتن کارها، عوارض متعددی دارد که پیش از این هم در پرونده‌های مختلف مجله به آن اشاره کردیم. جدای از آن مشکلات، یکی دیگر از عوارض مهم سمبل‌کاری، ضعف قدرت خلاقیت و پیداکردن راه‌حل‌های جدید است. وقتی تصمیم می‌گیرید کاری را به ساده‌ترین شکل ممکن سر‌هم‌بندی کنید، یعنی عملا هیچ فرصتی به خودتان برای آفرینش خلاقیت‌های‌ جدید نداده‌اید. درست است که افراط در کمال‌گرایی و درست انجام‌دادن کار، عادت مضر و خطرناکی است، اما نباید به‌خاطر ترس از این موضوع از آن‌ور بام افتاد! پس در استفاده از راه‌حل‌های جدید، مانع خود نشوید و بگذارید برای حل مشکلات، خلاقیتتان راه‌های بهتری را پیدا کند.

 

  • از زندگی یکنواخت دوری کنید: زندگی‌ شما مثل یک دفتر قطور و سفید می‌ماند و اعمال و کارهای شما همان خطوطی هستند که بر این دفتر نقش می‌بندند. یک‌لحظه تامل کنید! اگر نقش‌های هر روزتان را مثل روز قبل رسم کنید، آن‌وقت چه مجالی برای بروز و ظهور ایده‌های نو می‌ماند؟ خلق ایده‌های نو وظیفه‌ قوای خلاقه شماست؛ پس لطفا خلاقیتتان را در این راه یاری کنید. به‌دنبال رویدادهای متفاوت در زندگی باشید، شهرهای مختلف را ببینید، هنرهای مختلف را تجربه کنید و بگذارید تا این جهان بزرگ و رنگارنگ با تمام تفاوت‌هایش توسط حس ششم شما لمس شود. اگر خلاف این کار عمل کنید، یعنی خودتان را در یک شهر یا یک کار و یا یک هنر خاص اسیر کنید، مطمئن باشید که عرصه کمتری برای بروز نوآوری‌ها به وجود می‌آید. محافظه‌کاری افراطی، پایبند‌بودن به تابوهای عجیب‌وغریب و حفظ ریتم کهنه زندگی می‌تواند مانع بروز استعدادهایتان شود. به خاطر داشته باشید هر تجربه جدید، یک پنجره جدید است و هر پنجره جدید می‌تواند اشعه‌ نورانی جدیدی را به زندگی شما وارد کند.

 

 

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

We keep your data private and share your data only with third parties that make this service possible. Read our Privacy Policy.

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۳

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *