اختلاف والدین و فرزندان

اختلاف والدین و فرزندان

گذر از دوران شیرین کودکی و آغاز دوران نوجوانی همیشه با تنش‌هایی همراه بوده است. نوجوانی همیشه با پیش‌وند بحران بر زبان می‌آید. بسیاری از روان‌شناسان معتقدند مهم‌ترین دوران زندگی هر فرد، دوران بلوغ یا نوجوانی او است. «برای تجربه‌کردن دوران جوانی سالم و سازنده باید نوجوانی خوبی را پشت سر گذاشته باشیم.» این جمله را دکتر دوایی می‌گوید.

او متخصص روان‌شناسی تربیتی است. برای دانستن اینکه ارتباط والدین و فرزندان در تمام مراحل زندگی و به‌ویژه نوجوانی چطور بهتر است باشد با او به گفت‌و‌گو نشستیم. او که عضو هیئت‌علمی پژوهشکده علوم‌شناختی ایران هم هست راهکارهای جالبی برای داشتن یک خانواده سالم دارد. دکتر دوایی می‌گوید کوچک‌ترین نهاد جامعه، خانواده است. اگر پدر و مادر خانواده را خوب مدیریت کنند، فرزندان رشد خوبی را تجربه خواهند کرد. او می‌گوید برای داشتن یک جامعه سالم باید از خانواده‌ها شروع کنیم. در این گفتگو از اختلاف والدین و فرزندان صبحت می‌کنیم.

اختلاف والدین و فرزندان از چه سنی آغاز می‌شود؟

از‌‌ همان سنی که هویت یابی شروع به شکل‌گیری می‌کند. اگر تعریف هویت را هر آنچه که موجب تمیز فرد از دیگران می‌شود بدانیم، حتی اسم یک فرد هم به‌نوعی هویتش محسوب می‌شود‌؛ چراکه باعث جداشدن او از اطرافیانش است.

هویت یابی در همه مراحل رشد انسان وجود دارد اما زمانی شاخص‌تر می‌شود که هویت، بیشتر میل به ابراز پیدا می‌کند و طبیعتا هم مربوط به سنین نوجوانی است. در این سن است که شخص می‌خواهد به اطرافیان بگوید من متمایز و جدا از دیگران هستم؛ پس به‌دنبال یک‌سری ویژگی‌هایی است تا خودش را از دیگران متمایز کند.

مخالف‌کردن در این سنین به این معناست که من مثل شما نیستم، من مثل شما فکر نمی‌کنم، من متفاوتم، خودم قدرت تصمیم‌گیری دارم و … سن گذر از کودکی به نوجوانی برای هر شخص متفاوت است اما میانگین از سن ۱۳-۱۴سالگی آغاز و تا ۱۷-۱۸سالگی ادامه پیدا می‌کند.

این هویت تا چه اندازه در مسیر زندگی‌ یک نوجوان تاثیرگذار است؟

انسان‌ها دو هویت دارند. یک هویت موفق و یک هویت شکست. هویت موفق آن چیزی است که باعث جداشدن از دیگران و مایه افتخار هر فرد می‌شود. حتی اگر یک نوجوان اسمش را دوست دارد، همین به‌نوعی هویت موفق برایش محسوب می‌شود.

انتخاب اسم بسیار مهم است. اسمی که بشود در آینده هم به آن افتخار کرد. اما برآیند زندگی یک فرد، یعنی مجموعه آن چیزی که از دیگران جدایش می‌کند و آن را دوست دارد. اگر آنچه که دوست دارد را در یک کفه ترازو و هرآن چیزی که از دیگران جدایش می‌کند اما دوستش ندارد را در کفه دیگر ترازو بگذارد، هرقدر کفه ترازویی که دوست دارد پربار‌تر باشد؛ یعنی هویت موفق در زندگی یک فرد پررنگ‌تر است.

البته انتخاب برخی موارد دست خود ما نیست، مثل انتخاب اسم. ممکن است فردی اسمش را دوست نداشته باشد و یک هویت شکست بگیرد، اما این فرق می‌کند با اینکه از پدر و مادرش خوشش نیاید. اگر از خانواده‌ای که در آن زندگی می‌کند راضی نباشد این هویت شکست ضریب و نقش بسیار بالاتری در زندگی‌اش دارد.

پیشنهاد من به والدین این است که در سن نوجوانی طوری با نوجوانشان برخورد کنند که ارتباطشان با یکدیگر قطع نشود‌؛ چراکه فرزند هویت پدر و مادر است و می‌تواند یک هویت بسیار موفق برای آن‌ها محسوب شود.

 

ریشه‌های اصلی اختلاف والدین و فرزندان که امروزه به افزایش است، چیست؟ ربطی به تفاوت نسل زندگی والدین و فرزندان دارد؟

تفاوت نسل‌ها را نمی‌توان منکر شد اما نباید بهانه‌ای شود برای ناسازگاری بین پدر و مادر و فرزندان. باید خانواده‌ها ابتدا از خودشان بپرسید چطور می‌توانند پدر و مادر بهتری برای نوجوانشان باشند تا نوجوان به پدر و مادرش افتخار کنند.

باید وجه اشتراک‌های بیشتری بین پدر و مادر‌ها و فرزندان به وجود آید. راه‌حل این است که از مسائل ساده‌ای مثل نوع برخورد مناسب پدر و مادر در منزل شروع شود. اینکه پدر و مادر الگوی مناسبی در تعاملاتشان با هم باشند؛ چون بچه‌ها بسیار تحت‌تاثیر این فضا قرار می‌گیرند.

والدین در تعامل با فرزندان زمانی‌که اختلاف‌نظر زیادی از نظر فکری وجود داشته باشد، چطور باید رفتار کنند؟

باید از زبان بدن و کلام خانوادگی متناسبی در خانواده استفاده کنند. در انتقال یک پیام عاطفی، ۵۵‌درصد حرکت دست، سر و صورت انسان موثر است. ۳۸‌درصد لحن و تنها ۷‌درصد خود آن پیام در انتقال درست موثر است. اگر می‌گویید سلام، گفتن سلام به‌تنهایی ۷‌درصد تاثیر دارد. پس به این فکر کنید که چطور و با چه لحن و زبان بدنی به خانواده سلام می‌کنید.

اگر پدر و مادر در تعامل با خود و نوجوانشان از تاثیر زبان بدن و لحن که در مجموع ۹۳‌درصد موثر است استفاده کنند فضایی ایجاد می‌شود که تعامل بهتری صورت گیرد. اینکه به هم محبت کنند، صمیمانه با هم هم‌کلام شوند و … . پدری که در هنگام ورود به خانه نوجوانش را در آغوش می‌گیرد و با او دست می‌دهد مسلما ارتباط بهتری در خانه ایجاد می‌کند تا پدری که تنها سلام سدری می‌کند و وارد خانه می‌شود.

خیلی مراقب باشید در تعامل با نوجوان از مفهوم مقصر پنداشتن او دوری کنید، مسئولانه برخورد کنید. فرض کنید یک لیوان آب وسط اتاق است و نوجوان خانه شما ناخواسته پایش به لیوان می‌خورد و می‌شکند.

شما هم سریع فریاد می‌زنید و می‌گویید: «مگر کوری؟!» برخورد مسئولانه این است که قبل از اینکه فریاد بزنید و نوجوان را مقصر بدانید به این فکر کنید که چرا آن لیوان باید وسط اتاق باشد. در این سن خیلی به‌دنبال مقصر نگردیم.

والدین برای بهبود ارتباط با نوجوان‌هایشان چطور اطمینان آن‌ها را جلب کنند؟

  • ایجاد پروژه‌های مشترک و دسته جمعی به منظور کم شدن فاصله پدر و مادر و فرزندان و اصرار داشتن از زمان‌های بچگی برای اجرای پروژه‌های مشترک بین اعضای خانواده. تحقیقات نشان می‌دهد خانواده‌ای که حداقل ۱۹ پروژه مشترک در طول یک ماه نداشته باشد درمعرض آسیبی جدی است. یعنی حداقل ۱۹بار خانواده درطول یک ماه با هم شام بخورند، با هم تفریح کنند، خلاصه به هر علت و بهانه‌ای دور هم جمع شوند. فرهنگ تک غذاخوردن در یک خانواده نباید نهادینه شود. برای قدیمی‌ها دور یک سفره غذاخوردن خانواده یک ارزش بود.
  • پیشنهاد دوم داشتن ارتباط دو به دو پدر و مادر با فرزند (به‌تنهایی) است. همین‌طور پدر با مادر. یعنی باید قرار‌های دونفره‌ای وجود داشته باشد که دیگر اعضای خانواده در آن حضور نداشته باشند. بچه‌ها هم بدانند پدر و مادر هم قرارهای دونفره با هم دارند. همین‌طور قرارهای دونفره فرزند با مادر یا پدر. نوجوان خانواده باید با پدر و مادر قرارهای دونفره‌ای را تجربه کند. نتیجه این می‌شود که حرف‌های مشترک بین اعضای خانواده به وجود می‌آید و حال آن خانواده با هم خوب است. این تعاملات اختلاف را کم می‌کند. در هنگام بروز مسائل هم راهکارهای بهتری ارائه می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد برای فهمیدن اینکه خانواده‌ای ارتباطات خوبی را تجربه نمی‌کند، تعداد کلمات و مراوده‌های کلامی بین اعضای خانواده را باید بررسی کرد. برخی می‌گویند با نوجوانمان حرف مشترک نداریم. همان‌هایی که می‌گویند به فرزندمان چه بگوییم، به این فکر کنند که چطور با دوست، همکار، خواهر و … کلی حرف مشترک دارند؟! شاید به این علت که پروژه‌های مشترک با هم دارند. خرید‌رفتن، مهمانی‌رفتن، همکاربودن باعث هم‌صحبتی می‌شود. با نوجوانتان هم باید اشتراکات بیشتری برای صحبت‌کردن ایجاد کنید.

فرزندان چگونه باید با والدینی که ازنظر آن‌ها عقاید اشتباهی دارند، تعامل کنند؟

نوجوان‌ها حتی اگر به نظرشان صحبت پدر و مادر نادرست است باید خیلی راحت ببخشند. در مباحثی که اختلاف سلیقه مطرح است، مثل انتخاب لباس باید این کار را بکنند؛ چون درمقابل بزرگ‌تری چون پدر و مادر قرار دارند.

اما زمانی‌که این اختلاف سلیقه ارزشی است، نوجوان خیلی محترمانه باید احساسش را بیان کند با این جمله که پدر و مادر با اینکه نظر شما بسیار برای من قابل احترام و ارزشمند است از اینکه ‌این‌بار نمی‌توانم به این گفته شما عمل کنم، بسیار ناراحتم. حتما باید نوجوان احساسش را بیان کند.

 

روابط پدر و دختر

ارتباط پدر و دختر در جامعه به چه شکل و در چه حد باید باشد؟

ارتباط پدر و دختر بسیار مهم است. بهترین دوست‌پسر یک دختر، پدرش است‌؛ چراکه دخترخانم‌ها در ایجاد یک رابطه، بحث عاطفی را بسیار در نظر می‌گیرند. این بُعد می‌تواند از طرف پدر به‌خوبی ارضا شود.

تحقیقات نشان می‌دهد اگر دختری در جامعه مسئله‌ای چون بزهکاری اجتماعی دارد، اولین فرضی که درنظر گرفته می‌شود، این است که رابطه آن دختر با پدرش مناسب نبوده است. رابطه مناسب دختر و پدر از بحران‌های عاطفی و آسیب‌های اجتماعی بسیاری جلوگیری می‌کند.

ارتباط پدرها با دخترخانمشان که بسیار هم حساس و شکستنی هستند، باید صمیمانه باشد. از سن نوجوانی پدر می‌تواند این گوی بلورین را به‌خوبی به جوانی شاداب سوق دهد؛ البته معتقد نیستم که پدر‌ها دخترشان را یک مدل دیگری نسبت به پسرشان دوست دارند و بالعکس. باید این فرهنگ در جامعه جایگزین شود که پدر و مادر فرزندانشان را یکسان دوست دارند.

چه رفتارهایی نباید بین والدین و فرزندان ایجاد شود تا به ارتباطشان خدشه‌ای وارد نشود؟

از موارد بسیار مهمی که می‌تواند آرامش را در همه نهاد‌های اجتماعی ایجاد کند، احترام است. اگر احترام والدین را فرزند حفظ نکند و برعکس، آن خانواده نمی‌تواند به‌درستی رفتار‌هایش را مدیریت کند و درنتیجه آرامش را هم تجربه نخواهد کرد. همچنین باعث اختلاف والدین و فرزندان می‌گردد.

بی‌احترامی، حرمت‌گذاری را از بین می‌برد؛ بنابراین در این خانواده نمی‌تواند مدیریت بر عواطف شکل گیرد. حفظ احترام در میان اعضای خانواده است که حرمت بین آن‌ها را حفظ می‌کند و ارتباطشان را خدشه‌دار نمی‌کند. ارتباط متقابل سالم، ارتباطی است که باید صمیمانه و محترمانه باشد، ضمن اینکه احساستان را هم باید به‌درستی بیان کنید.

اگر در بحثی مثل ازدواج اختلاف‌نظر وجود داشته باشد و پسر یا دختر جوانی فکر کند تصمیمی که گرفته درست است، چطور می‌تواند نظر والدینش را تغییر دهد؟

اگر مرحله نوجوانی در خانواده درست طی شود و رشد صحیحی شکل بگیرد، عموما بین خانواده‌ها و فرزندان در سن جوانی از این دست مشکلات کمتر پیش می‌آید. همین است که می‌بینیم برخی پدربزرگ و مادربزرگ‌ها مهربان و باگذشت هستند و برخی دیگر نیستند. تحقیقات نشان داده آن سالمندی که میان‌سالی خوبی را گذرانده است، دوران سالمندی خوبی خواهد داشت.

میان‌سالی که دوره جوانی خوبی داشته است، میان‌سالی خوبی را پشت سر می‌گذارد. جوانی که نوجوانی خوبی را پشت سر گذاشته است، دوران جوانی خوبی را نیز خواهد گذراند.

نوجوانی که دوره کودکی خوبی را گذرانده، نوجوانی خوبی خواهد داشت و همین‌طور کودکی که دوران نوزادی خوبی را گذرانده است، کودکی خوبی را تجربه خواهد کرد. حالا اگر جوان ما دختری را می‌خواهد که با ارزش‌های خانواده در تعارض است، این نشان می‌دهد که به احتمال زیاد این‌ خانواده در گذشته هم تعارض داشته‌اند و اطمینان متقابل ازجانب خانواده نسبت به جوان وجود ندارد.

اگر می‌خواهید گرفتار این قصه‌ها نشوید، مراقب دوران نوجوانی باشید؛ اما درصورتی‌که این اتفاق رخ داد، خانواده‌ها کمی صبوری کنند؛ چون نمی‌توان بی‌گدار به آب زد. جوان‌ها باید بسیار محترمانه درخواست کنند تا انتخاب آن‌ها مورد بررسی قرار بگیرد. خانواده‌ها اصلا به این فکر نکنند که آشناشدن خانواده‌ها به معنای ختم‌شدن آن ارتباط به ازدواج است؛ درحقیقت بهتر است آن‌ها پا پیش بگذارند و این اقدام بدون پیش‌داوری و بی‌احترامی باشد.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۰۵

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code