آیا درست فکر می‌کنی؟

آیا درست فکر می‌کنی؟

سولماز فروتن

پرسش‌نامه‌ای برای تصمیم‌گیری منطقی.

افراد به‌صورت تصادفی سالی هشت عنکبوت را در خواب قورت می‌دهند و به گفته محققان موسسه Arachnological، این ماجرا شایع‌ترین اتفاق قرن ۲۱ بوده است.

آیا این حرف مرا باور کردید؟ به شما دروغ گفتم. ثابت‌کردن چنین جریانی کار خسته‌کننده‌ای است و یک جست‌وجوی سریع در اینترنت نشان می‌دهد که چنین موسسه‌ای اصلا وجود خارجی ندارد. چرا بعضی باورهای غلط، علی‌رغم اینکه محققان خلاف آن را ثابت کرده‌اند، همچنان پا‌بر‌جا هستند؟ چون شما جایی در حافظه خود، چیزی را ذخیره کرده‌اید که آشنا به نظر می‌رسد: «ناخودآگاه»

 

قضاوت خودکار بر اساس اطلاعاتی که قبلا در حافظه ذخیره شده‌اند، صورت می‌گیرد. این نوع طرز تفکر به مرور زمان و وقتی که افراد سعی می‌کنند برای رویدادهای تصادفی پیرامون خود دلیل منطقی پیدا کنند، توسعه می‌یابد.

هر چه بیشتر برای محیط پیرامون خود معنا پیدا کنیم، کنترل بیشتری روی زندگی خود خواهیم داشت. اما ناخودآگاه می‌تواند ما را به بیراهه بکشاند. تعصب زیاد باعث می‌شود به‌جای دسترسی به اطلاعات موجود، روی اطلاعات غلط تمرکز کنیم یا دنبال اطلاعاتی باشیم که با دانسته‌های غلط ما هم‌خوانی داشته باشند. برای خلق مهارت‌های تفکر منطقی، سوالات زیر را از خودتان بپرسید:

 

 

 

  1. به دوستم چه می‌گویم؟

بین افکار و احساسات خود تمایز قائل شوید. می‌توانید وانمود کنید که می‌خواهید دوستتان را نصیحت کنید؛ در‌نتیجه مغزتان از نشخوار‌کردن مشکل دست برمی‌دارد. هر چقدر هزینه و مسئولیت موقعیت موجود بیشتر باشد، بیشتر لازم است خودتان را از احساسات لحظه‌ای رها کنید. مطالعات نشان می‌دهند نوشتن برای یک سوم شخص به شما این امکان را می‌دهد که خودتان و موقعیتتان را با فکر و وضوح بیشتر مورد ارزیابی قرار دهید.

  1. نتایج احتمالی چه هستند؟

تردید وحشتناک است؛ اگر به یک نتیجه احتمالی فکر کنید، کارتان آسان‌تر و استرستان کمتر می‌شود. محققان می‌گویند برای افزایش دقت و منطق فکرتان باید به چندین عواقب احتمالی فکر کنید. اگر موفقیت شغلی خود را در ۵ سال آینده تصور می‌کنید، برای تعیین موفقیت خود به سه عدد می‌رسید: زیاد، متوسط و کم. اعداد کم و زیاد، اگرچه بعید به نظر می‌رسند، اما غیرمنطقی هم نیستند. این دیدگاه به شما اجازه می‌دهد چشمتان را روی صفر و صد ماجرا نبندید و برای اتفاق‌افتادن احتمالی آن‌ها برنامه‌ریزی کنید.

  1. فکر مخالف تصمیم یا باور شما چیست؟

ما دوست داریم حق را به خودمان بدهیم و دیگران هم با تصمیم یا باور ما موافقت کنند؛ اما وقتی با یک سیستم غلط فکر می‌کنیم، نسبت‌به گزینه‌ها و نگرش‌های دیگر کور می‌شویم. از نکات زیر برای قالب‌دادن به باورهای مخالف خودتان استفاده کنید تا با منطق بیشتری به جایگاه مورد‌نظرتان دست یابید:

  • اگر نظر مخالفی می‌شنوید، در تحقیق‌کردن دست‌و‌دلباز و با‌ملاحظه باشید.
  • انگیزه خود را از برنده‌شدن به‌سمت کسب ارزش تغییر دهید. «جولیا گالف»، یکی از بنیان‌گذاران مرکز Applied Rationality می‌گوید که با این کار سناریویی را تصور می‌کرده که در آن او هرگز بازنده نبوده است؛ چرا که هر یک از گزینه‌های موجود به موفقیت او کمک می‌کردند.
  • بین بحث‌ها نکات موافق با خودتان را فهرست کنید.
  • هر دو طرف بحث را با هم مقایسه کنید.

تغییر طرز فکرتان به سمت یک نفر دیگر کار آسانی نیست. گالف توصیه می‌کند که از تکنیک‌های هوشیاری برای شناسایی زمان طغیان احساسات خود استفاده کنید؛ مخصوصا اگر طرف مقابل دارد باورهای شما را به چالش می‌کشد. به‌جای برنده‌شدن روی جست‌وجوی حقیقت متمرکز شوید.

  1. چرا به این باور یا تصمیم چسبیده‌ام؟

افراد اغلب به باورهای غیرمنطقی می‌چسبند چون این باورها به هویت آن‌ها وصل شده‌اند. شاید همسرتان مسیر جایگزین سریع‌تری سراغ دارد، اما شما واکنش شدیدی نشان می‌دهید، چون فکر می‌کنید او به شعور شما توهین کرده است. محققان می‌گویند حس خود‌ارزشمندی افراد فاکتور مهمی در تفکر منطقی آن‌هاست. وقتی افراد نسبت‌به خودشان حس مثبتی داشته باشند، احتمال اینکه واقعیت‌های ناخوشایند را بپذیرند، بیشتر است. قبل از اینکه به اطلاعاتی که باورهای شما را به چالش می‌کشند، نگاهی بیندازید، سه ویژگی برتر خود را نوشته و برای هر کدام یک مثال بنویسید. واکنش خود را هم توضیح دهید تا همسرتان بداند در آینده چگونه می‌تواند بهتر گزینه‌های جایگزین خود را مطرح کند.

  1. خوب‌تر از این است که حقیقت داشته باشد؟

حق با مادرتان است؛ اطلاعاتی که آن‌قدر خوب به نظر می‌رسند که بعید است حقیقت داشته باشند، اغلب لحن مصنوعی و عامه‌پسندی دارند تا بی‌ثباتی‌شان را بپوشانند. به کلماتی که انتخاب شده، توجه ویژه داشته باشید. همچنین مراقب نظرات متوسط و بی‌محتوایی که کاملا یک‌طرفه به قاضی می‌روند، باشید. اگر چیزی زیادی خوب یا بد به نظر می‌رسد، حتما همین‌طور است؛ پس عمیق‌تر شوید.

  1. آیا برایم ضرر دارد؟

جست‌وجوی حقیقت مهم است، اما دانستن اینکه چه زمانی نباید وقتتان را برای ثابت‌کردن چیزهای بی‌معنی تلف کنید هم اهمیت دارد. مثلا هنگام چت خودمانی در فضای مجازی، یک نفر به شما می‌گوید رکورد خوردن ۱۰ هات‌داگ در دقیقه متعلق به ایالت جرجیاست. قبل از اینکه به‌سرعت دست‌به‌کار شوید و مدرک جور کنید، از خودتان بپرسید آیا این دروغ ضرری به من می‌رساند؟ اگرچه این ادعا حقیقت ندارد، اما به‌جز کسی که واقعا رکورددار خوردن هات‌داگ در ده دقیقه است، روی دیگران هیچ تاثیری ندارد. اگر قرار است با چنین آدمی همکار شوید، باید بررسی کنید که آیا فرد دروغ‌گویی است یا خیر؛ در‌غیر‌این‌صورت لبخند بزنید و مودبانه از بحث خارج شوید.

فراموش نکنید تفکر منطقی نیاز به حذف واکنش‌های احساسی، بررسی تعصب‌ها و توجه به عقاید دیگران دارد.

روحیه بهتر، نتایج بهتر

شاد‌بودن خودش یک پایان است، اما روحیه خوب‌داشتن تازه اول راه است. چندین دهه تحقیق روی روان‌شناسی مثبت نشان می‌دهد که آدم‌های شاد به احتمال زیاد بیشتر عمر می‌کنند، روابط و زندگی زناشویی مسرت‌بخش‌تری دارند و فرزندان شادتری را تحویل جامعه می‌دهند. آن‌ها همچنین موفقیت‌های شغلی بیشتری هم کسب می‌کنند.

اگرچه مدت‌ها تصور می‌شد که یک شغل خوب، ترفیع و حقوق بالا پیش‌نیاز شاد‌بودن است، اما در‌واقع خلاف آن حقیقت دارد. سلامتی و روحیه مثبت به عملکرد شغلی بهتر، کارآیی و موفقیت کمک می‌کند. اما چگونه انرژی و روحیه خوب خود را به‌کار بگیرید، وقتی شغلتان با فشار و استرس آن را سرکوب کرده است؟

 

 

  • ورزش کنید: ورزش را اولین نکته قرار داده‌ایم، چون بهترین روش مداخله‌ای برای بهبود روحیه است؛ البته در‌صورتی‌که به افسردگی یا اضطراب مبتلا هستید، در کنار ورزش باید از مشاور حرفه‌ای هم کمک بگیرید. ورزش‌کردن موجب آزادسازی اندورفین‌ها (مواد شیمیایی که به شما حس خوبی می‌دهند و تاثیر فوری در بالا‌بردن روحیه دارند) می‌شود. اما فواید ورزش بیشتر از تقویت لحظه‌ای روحیه است. تحقیقات بی‌شماری نشان می‌دهند حتی ورزش روزانه در حد متوسط می‌تواند خلاقیت، تمرکز، حافظه و انگیزه را تقویت کند. همچنین ورزش منظم می‌تواند بهره هوشی را نیز بالا ببرد. تحقیقات سال ۲۰۱۳ روی بیش‌از یک میلیون مرد سوئدی ۱۵ تا ۱۸ ساله بالا‌رفتن ضریب هوشی آن‌ها را در اثر ورزش‌کردن نشان می‌دهد و همچنین افزایش تناسب اندام افراد در همه سنین با ارتقای موقعیت تحصیلی و اقتصادی اجتماعی آن‌ها همراه بوده است.
  • منتظر تغییر فرهنگ محیط کاری خود نباشید: ممکن است کارمند بسیار بدی داشته باشید که اصلا به سلامت کار تیمی خود اهمیت نمی‌دهد. ممکن است اداره شما به‌طور‌کلی یک محیط منفی باشد که در آن فقط سرزنش می‌شوید، عذاب وجدان می‌گیرید و خبری از انسانیت نیست. حق دارید از چنین فرهنگ مسمومی شاکی باشیدو سخت است روحیه مثبتی داشته باشید و کارتان را خوب انجام دهید، وقتی همه اطرافیانتان شما را به خلاف آن تشویق می‌کنند. در‌نهایت این وظیفه هر کارمندی است که آن‌قدر خوب مراقب خودش باشد که بتواند کارش را فوق‌العاده انجام دهد. منتظر نباشید رئیستان برای اداره وسایل ورزشی بخرد. شما برای خودتان، دوستان و اعضای خانواده تفریح فراهم کنید. در محل کار با یک دوست قهوه بنوشید، پشت میز کارتان پنج دقیقه مراقبه انجام دهید و درباره مقصد سفر بعدی با خانواده تحقیق کنید.
  • از دنده راست بلند شوید: تحقیقات سال ۲۰۱۱ دانشگاه اوهایو نشان می‌دهد روحیه صبحگاهی کارمندان روی خلق و عملکرد آن‌ها در تمام ساعات کاری تاثیر می‌گذارد. محققان می‌گویند یک صبح شاد و آفتابی ما را برای یک روز درخشان آماده می‌کند. افرادی که روز را با اخم و ترش‌رویی شروع می‌کنند ۱۰‌درصد کارآیی کمتری نسبت‌به آدم‌های مثبت دارند. یک صبح خوب از نظر شما چگونه است؟ گوش‌کردن به موسیقی، آواز‌خواندن در حمام یا ورزش‌کردن قبل از صبحانه در پارک؟ هر چه هست، سعی کنید حداقل یک عنصر مفرح به برنامه صبحگاهی خود اضافه کنید.

 

ترجمه از Success

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۵

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code