آشتي با زمان (۱)

آشتي با زمان (۱)

عجب معمايي شده اين زمان! مدام مي‌گوييم زمان مثل برق و باد مي‌گذرد، با اين حال وقتي زير دست دندانپزشك نشسته‌ايم يا زير آفتاب سوزان يا رگبار باران منتظر دوستي هستيم، انگار زمان تا ابد كش مي‌آيد و تمام نمي‌شود. چرا روز به روز به نظر مي‌آيد كه ما آدم‌ها وقت كمتري در اختيار داريم؟

چند بار در روز مي‌شنويم كه: “وقت ندارم؟”، “وقت نكردم”، “سرم شلوغ بود، وقت نشد” و… به قدري اين عبارات ورد زبانمان شده كه وقتي شنيدم پسربچه سه چهار ساله‌اي به همبازي‌اش مي‌گويد “وقت ندارم” تعجب نكردم.

وقتي همه از كمبود وقت مي‌نالند يعني زمان كالايي است كمياب. زمان كالايي است خريدني، چون ما “وقت مي‌خريم”. زمان كالايي است هدر دادني، چون “وقت را هدر مي‌دهيم”. حتي زمان را مي‌شود كشت چون ما از “وقت‌كشي” حرف مي‌زنيم. ما سعي مي‌كنيم زمان را مديريت و كنترل كنيم. اما در تلاش براي غلبه بر زبان اغلب اوقات مغلوبش مي‌شويم به نظر مي‌رسد كه اين روزها بيشتر ما در جنگ و نبرد با زمان هستيم، نبردي كه در نهايت هميشه اين زمان است كه از آن پيروز بيرون مي‌آيد.

تمام اختراعات و پيشرفت‌هاي تكنولوژي دويست سال اخير تاريخ بشر براي اين بوده كه در “وقت” صرفه‌جويي بشود. پس اين همه وقتي كه صرفه‌جويي شد كجا رفت؟ جايي نرفت. همه‌اش آن‌جا منتظر است تا از آن درست استفاده كنيم. كليد اصلي استفاده درست و خلاق از زماني است كه به ميزان مساوي در اختيار همه ماست.

استفاده درست از زمان بر پايه نگرش درست استوار است. مي‌گويند كتابي را به يكي از بزرگ‌ترين استادان مديريت زمان دادند تا بخواند اما هر بار كه زنگ مي‌زدند مي‌گفت: “هنوز وقت نكرده‌ام بخوانمش”. واقعيت اين است كه ما نمي‌توانيم زمان را مديريت كنيم. فقط خودمان را مي‌توانيم مديريت كنيم. براي اين كار لازم است نگرش غالب امروز يعني نبرد با زمان را كنار بگذاريم و با زمان از در آشتي درآييم. نبرد با زمان مثل نبرد با طبيعت بي‌حاصل و زيان‌بار است. آشتي با زمان مثل آشتي با طبيعت، ثمربخش و سالم است.

نگرش آشتي با زمان بر مبناي تمركز، توجه و اولويت‌بندي استوار است.

تمركز: هر كاري كه با تمركز كامل انجام دهيم به موقع و به بهترين نحو ممكن انجام مي‌شود. وقتي متمركزيم، زمان ياور ماست. وقتي تمركز نداريم، وقتمان را هدر مي‌دهيم، انرژيمان را پراكنده مي‌كنيم، و بعد گناه عدم تمركزمان را به گردن زمان مي‌اندازيم.

توجه: بنا بر قانون جذب، به هر چه توجه كني بيشتر مي‌شود. وقتي تمام مدت نگران كمبود وقت هستيم، كمبود وقت بيشتري جذب مي‌كنيم. چنان‌چه در رابطه با وقت و زمان احساس فراواني و آزادي بيشتري كنيم همين‌ها را جذب خواهيم كرد.

اولويت‌بندي: تعيين اولويت‌ها از مهم‌ترين راهكارهاي استفاده درست از زمان است. روزها و ساعات بي‌اولويت‌بندي شده به راحتي از كف مي‌روند. كار و زندگي بي‌هدف هم همين‌طور است. ما با تعيين اولويت‌ها اختيار وقتمان را در دست مي‌گيريم. وقتي اولويت را به كارهاي اساسي و مفيد هر روزمان مي‌دهيم و از كارهاي بي‌اهميت مي‌گذريم و اوقاتي را كه هر كداممان ممكن است پاي تلفن‌هاي طولاني بيهوده يا پاي تلويزيون و تماشاي برخي برنامه‌هاي بي‌محتوا بگذرانيم يا صرف غيبت و قضاوت كردن درباره ديگران كنيم كاهش مي‌دهيم، مي‌بينيم كه چقدر وقت اضافي آورده‌ايم. برنامه‌ريزي هميشه از هدر رفتن وقت جلوگيري مي‌كند.

خوب است بدانيم كه زمان از يك “آن” ساخته شده، و “آن” بعدي و “آن” بعدي، و بعدي. وقتي در “آن” يعني در زمان حال و “اكنون” هستيم، در بي‌زماني يا در ابديت هستيم. وقتي در گذشته و آينده غوطه‌وريم زمان حالمان يعني وقتمان را هدر مي‌دهيم. وقتي در زمان حال هستيم به بهترين نحو از وقتمان استفاده مي‌كنيم. و از همه مهم‌تر اين‌كه از زندگيمان لذت مي‌بريم. به هر حال اين همه دغدغه وقت داشتن و نداشتن اگر براي لذت بردن از زندگي نباشد به چه درد مي‌خورد؟

ما از طبيعت خيلي چيزها مي‌توانيم بياموزيم. همكاري طبيعت و زمان و آشتي طبيعت و زمان را همه جا مي‌توانيم ببينيم. تا حالا نشده طبيعت فكر كند كه “وقت ندارم گل بدهم”، يا “وقت ندارم بهار را بياورم”. همه چيز در طبيعت در كمال نظم و “در زمان خود” صورت مي‌پذيرد. كليد اصلي اين‌جا “در زمان خود” است. هر چيزي به موقع خود، هر چيزي در زمان خود صورت مي‌گيرد. بيشتر فشاري كه تحت عنوان “نداشتن وقت” احساس مي‌كنيم ناشي از اين عادت است كه مي‌خواهيم كارها را خارج از زمان خود انجام دهيم. ما شتابان و هراسان از سپري شدن زمان، بر انجام كارها “همين حالا” پافشاري مي‌كنيم و انرژي و وقت خودمان و ديگران را در راه امر ناممكن هدر مي‌دهيم. “وقت ندارم” در واقع به اين معناست كه “صبر ندارم” و چيزها در زمان خود رخ بدهند. جوهر “وقت نداشتن”، “صبر نداشتن” است كه همان بلاي مزمن عصر ماست.

واقعيت اين است كه موفق‌ترين آدم‌ها، صبورترين، باحوصله‌ترين، متمركزترين و دقيق‌ترين آدم‌ها هستند. آنها كساني هستند كه براي وقت خودشان و ديگران ارزش قائلند. آنها هميشه روي كار تمركز مي‌كنند نه روي زمان. همه ما وقتي غرق انجام كاري هستيم و از كاري لذت مي‌بريم گذشت زمان را احساس نمي‌كنيم. به همين علت است كه موفق‌ترين آدم‌ها آنهايي هستند كه كارشان را دوست دارند و به خاطر خلاقيت و رضايت خاطري كه در كار و زندگيشان هست هرگز وقت كم نمي‌آورند.

آشتي با زمان نه تنها براي كسب موفقيت بلكه براي حس سلامت جسمي و روحي ما اساسي است. بيشتر ناراحتي‌ها و فشارهاي ذهني‌اي كه در بلندمدت مي‌تواند به مشكلات جسمي و روحي بينجامد در اثر جنگيدن با زمان، زندگي نكردن در زمان حال، شتاب فرساينده و عدم پذيرش گذر طبيعي زمان و گذر طبيعي عمر ايجاد مي‌شود.

موفقيت نهايي در زندگي يعني احساس رضايت خاطر عميق از آن‌چه هستيم و كاري كه مي‌كنيم. و اين بدون آشتي با زمان ممكن نيست. بدون حمايت زمان هيچ آرامش خاطري و هيچ لذتي از زندگي نيست. وقتي با خودمان در صلح و آرامشيم، وقتي احساس خوبي در رابطه با زمان، در رابطه با گذر عمر، و در رابطه با بهترين استفاده از وقتمان داريم، همه چيز با بهترين نحو پيش مي‌رود و آن‌چه مي‌خواهيم در زمان خود و با كمترين اتلاف وقت يا دست و پا زدن بيهوده به انجام مي‌رسد.

در مطلب بعد تمرین هایی برایتان در نظر گرفته شده که با انجام آنها ، پاداشش را درو خواهید کرد.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

We keep your data private and share your data only with third parties that make this service possible. Read our Privacy Policy.

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۳

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *