شیوانا در بازار دهکده کنار مغازه دوست سبزیفروشش نشسته بود و به اطراف نگاه میکرد. صاحب مغازه کناری که جوانی تازهکار بود به شیوانا گفت: "به نظر من این دوست شما دارد ضرر میکند. من کارگاه سفالگری دارم و یک کارگر دارم که برایم هر روز کوزه و لیوان و ظرف سفالی درست میکند. ده نفر را هم اجیر کردهام تا در دهکدههای اطراف برای کوزهها و ظروف سفالی من مشتری جمع کنند. خلاصه هر هفته صد سکه به دست میآورم. اما این دوست سبزیفروش ما فقط هفتهای ده سکه گیرش میآید. به نظر شما تجارت من پرسودتر نیست؟"
شیوانا با لبخند گفت: "گمان نکنم وضع زندگی تو با این سبزیفروش تفاوت زیادی داشته باشد. تو از این صد سکه چقدر به عنوان دستمزد و مواد اولیه خرج میکنی و آخرش چقدر برایت میماند؟"
سفالفروش جوان مکثی کرد و گفت: "خوب راستش را بخواهید وقتی تمام هزینهها را کسر کنم هفتهای پنج سکه بیشتر برای خودم باقی نمیماند؟"
شیوانا با تبسم گفت: "در تجارت اصل این است که همیشه بنگری آخر کار بعد از کسر همه هزینهها و مخارج چقدر برایت میماند و این مقدار درآمد به ازای چه میزان زحمت و کار ودردسر نصیبت شده است. درست است که سبزیفروش مغازهاش اول صبح پر است و آخر شب کاملا خالی، اما او با همین مغازه و سبزیهایی که دارد هفتهای ده سکه یعنی دو برابر تو درآمد دارد. البته کار تو زیبا و ستودنی است. اما از لحاظ سودآوری من سبزیفروش را برندهترمیدانم."
10:23 - چهارشنبه 23 تير 1389 / شماره : 92 / تعداد نمایش : 1321
سخن گفتن، از ویژگیهای مختص انسان است و چگونگی به کارگیری آن برای انتقال منظور و تحتتاثیر قرار دادن دیگران، فنی است که با کمک تمرین قابل ترقی و پیشرفت است.
از این شماره تکنیکهایی سخنرانان بزرگ دنیا را با هم مرور و تمرین میکنیم.
سعی کنید این قوانین را خوب به خاطر بسپارید و.....
من گم شدم یا پدرم؟
فرض کنید که بچه 6 ساله ای هستید و در حالی که دست پدرتان را محکم گرفتید وارد بازاری شلوغ و پر از سرو صدا شدید، یک آندست پدرتان را ول می کنید تا عروسکتان را از روی زمین بردارید و بعد متوجه می شوید که دست یک غریبه را گرفتید و پدرتان را گم کردید...ادامه این قصه را شما بنویسید.
سلام و درود بر خوانندگاني که روزي در بازار گم شديد اما خوشبختانه پيدا شديد. در دو شماره پيش قصه نيمهتمامي طرح شد و شما خوانندگان گرامي قلم به دست گرفته و بسيار زيبا قصه را ادامه داديد. بسياري از خوانندگان اعتراف کردندکه تا به حال قلم دست نگرفته بودند، خيلي خوشحالم اگر شما را با معجزه نوشتن آشنا کردم و.....
درمجله موفقیت شماره 194دو سوال زیر را مطرح کردیم:
1-به مناسبت جشن تولد موفقیت یک جمله زیبا به ما هدیه دهید.
2-اگر سوژه جدیدی در ارتباط با موضوع موفقیت به ذهنتان می رسد که تاکنون در مجله به آن نپرداخته ایم پیشناد بدهید.
اینک تعدادی از پاسخ های زیبای شما را می خوانیم: .....
ما آدمها با هم متفاوتيم. اين يك حقيقت است. ما ميتوانيم اين حقيقت را بپذيريم و روابط مهرآميز و هماهنگ و زندگي شاد و موفق را تجربه كنيم، يا ميتوانيم حقيقت را نپذيريم و عمرمان را در كشمكش و دعوا يا تلخي و انزجار از تفاوتهامان سپري كنيم. انتخاب با ماست.
خود خدا ما را متفاوت آفريده است. هيچ دو انساني دقيقا مثل هم نيستند. اگر خدا ما را متفاوت آفريده، حتما حكمتي در كار است. شايد دقيقا نتوانيم حكمت اين كار را درك كنيم اما قطعا ميتوانيم با نگرش مثبت به تفاوتهامان از آنها سود ببريم.
در سرتاسر جهان هستي ميبينيم كه خود خدا خالق تنوع و.....
مهندس ایرانی، هادی میرحجازی طراح خوش فکر یکی از طبیعت دوست ترین ماشین هایی است که تا به حال ساخته شده است. این اتومبیل نیروی مورد نیاز برای حرکت اش را از یک اسب! سوار بر تردمیل تامین می کند. این ابداع برای همه چنان جالب بوده که ......