سخن سردبير مجله موفقيت شماره 180 خطاکاران بیشتر نیازمند محبت و مهربانیاند! در خانه وقتی دو کودک یکی شیطنت میکند و خرابی به بار میآورد و آن دیگری آرام و سربهزیر و درستکار است، معمولا آن که خرابکار است را بیشتر تنبیه و مجازات میکنیم و آن دیگری که عاقل و خردمند است و به قول معروف کارهایش درست و بر طبق قاعده است، بیشتر مورد پاداش و محبت قرار میگیرد. اما نکته اینجاست که اگر این روند مجازات خطاکار و تشویق درستکار، به صورت یک اتفاق دایم و مستمر درآید، نهایتا کودکی که سهوا خطایی مرتکب شده، خلافکارتر میشود و به تدریج از کنترل خارج میگردد و به مرور زمان زندگی را بر کل خانواده و از جمله همان خواهر یا برادر درستکار خودش هم حرام میسازد.
قصههاي شيوانا مجله موفقيت شماره 180 ببر را در جنگل خودش قضاوت کن! ببری درنده وارد دهکده شیوانا شده بود و به دامهای یک مزرعهدار حمله کرده بود. اهالی دهکده به همراه شاگردان شیوانا ببر را محاصره کردند و او را در گوشه انبار مزرعهدار به دام انداختند. ببر وقتی به دام افتاده بود قیافهای مظلوم به خود گرفته بود و خود را گوشهای جمع کرده و حالت تسلیم به خود گرفته بود. قرار شد تور بزرگی روی سر ببر بیندازند و او را اسیر کرده و به عمق جنگل برده و آنجا رها کنند تا دیگر به دهکده برنگردد. در حین انجام این کار مرد میانسالی نزدیک شیوانا آمد و به او گفت: "پسری جوان از روستایی دوردست به اینجا آمده و مدتی نزد من کار کرده و به دخترم دل بسته و از او خواستگاری کرده است و البته گفته که مجبور است دخترم را با خودش به روستای خودش ببرد. در مدتی که او نزد ما کار میکرد چیز بدی از او ندیدیم و پسری خوب و سربهزیر به نظر میرسد. میخواستم بدانم با توجه به اینکه شناختی از گذشته او و خانوادهاش نداریم آیا میتوانم دل به دریا بزنم و با این ازدواج موافقت کنم و اجازه دهم دخترم را با خودش ببرد؟"
سرمقاله مجله موفقيت شماره 180 اگر چيزي را ميخواهي رهايش كن! وقتي كشاورزي بخواهد دانههاي بيشتري از زمين دريافت كند بذرهايش را برميدارد و به زمين ميسپارد. اين بذرهاي گرانبها با انديشههاي سبز كشاورز و جملات زيبايش به خداوند، به هزاران برابر تبديل ميشود.
وبلاگ كاغذي مجله موفقيت شماره 180 محرم و عطر خوش خاطرهها به تقویم رومیزی روی میزم نگاه میکنم؛ محرم دارد میآید. محکم کف دستم را به پیشانیام میزنم، یعنی که چقدر زود گذشته و چقدر زود از محرم سال گذشته، به محرم امسال رسیدیم! به راستی که زمان و عقربههای زمان، چقدر زود میگذرند و سالی به سالهای عمرمان اضافه میکنند.
وبلاگ كاغذي «2» مجله موفقيت شماره 179 رازهاي تبديل منفي ها به مثبت ها قسمت دوم (بيست سوالي) برای شما پرسشنامهای ديگر تهیه کردهام تا وقتی که هوای حوصلهتان ابری نبود، به آن جواب بدهید. در شماره پيشين هم بيست سوال مطرح كرده بودم، كه پاسخ به آنها كمك زيادي به شما ميكرد تا خود را بهتر بشناسيد. اين بار هم 20 سوال آوردهايم. همین حالا؟ يكييكي پاسخ دهيد.
سخن سردبير مجله موفقيت شماره 179 از همه چیز به اندازه کافی آرزو کنیم!
یکی از آرزوهایتان را همین الان جلوی چشم بیاورید. هر آرزویی که میخواهد باشد. میخواهد پول و ثروت باشد یا عشق و محبت یا نمره قبولی و یا استراحت و تفریح یا هر چیز دیگر. فقط بگویید از این چیزی که آرزومندش هستید و طلبش میکنید، چقدر از آن میخواهید. کم یا زیاد!؟
قصههاي شيوانا مجله موفقيت شماره 179 شما چگونه طاقت میآورید! شیوانا در راهی همراه کاروانی ناشناس سفر میکرد. همراهان او تعدادی جوان راحتطلب بودند که زحمت زیادی به خود راه نمیدادند و به محض رسیدن به استراحتگاه فورا روی زمین پهن میشدند و تا ساعتها میخوابیدند. اما برعکس شیوانا یک لحظه از کار و تلاش دست برنمیداشت. حتی وقتی به استراحتگاه میرسیدند سراغ کاروانسالار میرفت و به او و دیگران در تعمیر وسایل آسیبدیده و تامین وسایل مورد نیاز مسافران و فراهم ساختن غذای اسبها و حیوانات همراه کاروان کمک میکرد. صبح زود نیز از جا برمیخاست و ضمن نظافت شخصی و تمیز کردن لباسها و وسایل به قدم زدن میپرداخت و اگر کاری روی زمین مانده بود آن را انجام میداد.
سخن گفتن، از ویژگیهای مختص انسان است و چگونگی به کارگیری آن برای انتقال منظور و تحتتاثیر قرار دادن دیگران، فنی است که با کمک تمرین قابل ترقی و پیشرفت است.
از این شماره تکنیکهایی سخنرانان بزرگ دنیا را با هم مرور و تمرین میکنیم.
سعی کنید این قوانین را خوب به خاطر بسپارید و.....
من گم شدم یا پدرم؟
فرض کنید که بچه 6 ساله ای هستید و در حالی که دست پدرتان را محکم گرفتید وارد بازاری شلوغ و پر از سرو صدا شدید، یک آندست پدرتان را ول می کنید تا عروسکتان را از روی زمین بردارید و بعد متوجه می شوید که دست یک غریبه را گرفتید و پدرتان را گم کردید...ادامه این قصه را شما بنویسید.
سلام و درود بر خوانندگاني که روزي در بازار گم شديد اما خوشبختانه پيدا شديد. در دو شماره پيش قصه نيمهتمامي طرح شد و شما خوانندگان گرامي قلم به دست گرفته و بسيار زيبا قصه را ادامه داديد. بسياري از خوانندگان اعتراف کردندکه تا به حال قلم دست نگرفته بودند، خيلي خوشحالم اگر شما را با معجزه نوشتن آشنا کردم و.....
درمجله موفقیت شماره 194دو سوال زیر را مطرح کردیم:
1-به مناسبت جشن تولد موفقیت یک جمله زیبا به ما هدیه دهید.
2-اگر سوژه جدیدی در ارتباط با موضوع موفقیت به ذهنتان می رسد که تاکنون در مجله به آن نپرداخته ایم پیشناد بدهید.
اینک تعدادی از پاسخ های زیبای شما را می خوانیم: .....
ما آدمها با هم متفاوتيم. اين يك حقيقت است. ما ميتوانيم اين حقيقت را بپذيريم و روابط مهرآميز و هماهنگ و زندگي شاد و موفق را تجربه كنيم، يا ميتوانيم حقيقت را نپذيريم و عمرمان را در كشمكش و دعوا يا تلخي و انزجار از تفاوتهامان سپري كنيم. انتخاب با ماست.
خود خدا ما را متفاوت آفريده است. هيچ دو انساني دقيقا مثل هم نيستند. اگر خدا ما را متفاوت آفريده، حتما حكمتي در كار است. شايد دقيقا نتوانيم حكمت اين كار را درك كنيم اما قطعا ميتوانيم با نگرش مثبت به تفاوتهامان از آنها سود ببريم.
در سرتاسر جهان هستي ميبينيم كه خود خدا خالق تنوع و.....
مهندس ایرانی، هادی میرحجازی طراح خوش فکر یکی از طبیعت دوست ترین ماشین هایی است که تا به حال ساخته شده است. این اتومبیل نیروی مورد نیاز برای حرکت اش را از یک اسب! سوار بر تردمیل تامین می کند. این ابداع برای همه چنان جالب بوده که ......