ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

مشاوره خانوادگی

کاربر :Tm_19901369
تعداد پاسخ ها: 1
تعداد بازدیدها:
تاریخ سوال: 1393/9/10
سلام . دختري 24 ساله هستم . زندگي خانواده پدريم بدليل بعضي اعتقادات پدرم بسيار سخت بود. پس از بررسي تمامي جوانب و بدليل علاقه و با پافشاري پس از 2 سال با يکي از همکلاسي هايم ازدواج کردم. همسرم را بسيار دوست داشته و دارم و بسيار تفاهم داريم .ولي بدليل عدم همکاري خانواده خودم و همسرم دچار مشکلات شديد مالي شديم که تا هم اکنون که دو سال از عقدم مي گذرد ادامه دارد . از طرفي در دوره کارشناسي ارشد شبانه پذيرفته شدم . بدليل اينکه خانواده خود و همسرم بدليل اعتقاداتشان دوسال پيش مانع ادامه تحصيلم شدند و يکسال محروم شدم ، همسرم با اصرار زياد از من خواست تحصيلم را ادامه دهد. ولي اکنون با مشکلاک شديد مالي و از طرف ديگر روحي روبرو شده ام . همسرم از نظر مالي توانايي برآوردن کمترين خواسته هايم را ندارد، و خانواده هايمان نيز جز سرکوفت زدن هيچ کمکي نمي کنن. احساس خستگي شديد روحي تمام کارهايم را به حالت نيمه تعطيل کشانده است و بسيار نااميدم . با توجه با دانشجو بودنم کار پاره وقتي هم انجام مي دهم. اما باتوجه به گذشته ام اميدي به آينده ندارم و ديگر طاقتم تمام شده اس.چه کنم؟
<<  <  1  2  >  >>

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.