ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

سخن سردبیر

سخن سردبیر مجله موفقیت 374

سخن سردبیر مجله موفقیت 374

کتابچه راهنمای شخصی من امروزه هر وسیله مدرنی که بخرید، چه گوشی تلفن همراه باشد یا دوربین فیلمبرداری یا یک لپ تاپ و حتی کولر گازی و ...، همراه آن یک کتابچه راهنما هم هست. بسته به سطح تکنولوژی و میزان احترامی که شرکت سازنده برای مشتری خود قائل است، کیفیت این کتابچه راهنما هم فرق میکند، اما نکته مهم این است که همیشه و با هر وسیله مهمی، چنین کتابچهای وجود دارد!

کتابچه راهنمای شخصی من


امروزه هر وسیله مدرنی که بخرید، چه گوشی تلفن همراه باشد یا دوربین فیلمبرداری یا یک لپ تاپ و حتی کولر گازی و ...، همراه آن یک کتابچه راهنما هم هست. بسته به سطح تکنولوژی و میزان احترامی که شرکت سازنده برای مشتری خود قائل است، کیفیت این کتابچه راهنما هم فرق میکند، اما نکته مهم این است که همیشه و با هر وسیله مهمی، چنین کتابچهای وجود دارد! در کتابچه راهنما روش راهاندازی و استفاده صحیح از قابلیتهای آن وسیله درج شده و کاربر با کمک آن میتواند با آسودگیخاطر، نیاز خود را به کمک آن وسیله رفع کند.

اکنون بیایید لختی توقف کنیم و به زندگی گذشته خود بیندیشیم و ببینیم آیا ما همیشه به دنبال یک کتابچه راهنمای گمشده برای استفاده از بخشهای مختلف مهمترین چیز عالم یعنی وجود خودمان از قبیل مغز، احساس، غریزه، بدن و روح خودمان نبودهایم!؟

خوب فکر کنید و ببینید خود شما برای یافتن یک نقشه راهنما و در حقیقت دستورالعمل زندگی چقدر کتاب خواندهاید؟ چند برنامه آموزشی و فیلم دیدهاید؟ پای صحبت چند نفر نشستهاید؟ مگر غیر از این است که همه ما بهصورت مستقیم و غیرمستقیم در جستوجوی کتابچه راهنمایی بودهایم که نحوه برخورد قاطع و موثر با تمام مسائل و موانع زندگی بهطور کامل و گامبهگام در آن درج شده باشد؟

حقیقت این است که وجه اشتراک همه انسانها، چه آنها که موفق هستند و ظاهرا درست عمل میکنند و چه آنها که دائم زمین میخورند (و به هر تقدیر چون زندهاند، لااقل نفسکشیدن را ادامه میدهند)، این است که همگی به شکلی نیاز به کتابچه راهنما را در وجود خود احساس میکنند. البته جامعه، خانواده، سنتها و فرهنگها هر کدام دستورات کلی و خطوط اصلی را به هر فردی آموزش میدهند، اما اینها فقط خطوط کلیاند و بقیه این کتاب راهنما خالی است و باید کسی آن را بنویسد. سوال تعیینکننده در زندگی هر انسانی هم این است که این کتابچه راهنما را باید چه کسی بنویسد؟ فراموش نکنید که هیچ دو انسانی در روی کره زمین مشابه هم نیستند و هر موجودی در عالم، مسیر زندگی و تکامل خاص خود را دارد و نمیتواند کتاب راهنمای زندگی یک نفر دیگر را مقابل خود بگذارد و عینا همان جملات و عبارات را موبهمو به کتاب خود منتقل کند.

پس چاره چیست؟ اصول و خطوط کلی مثبت و درست و خطکشیهای کتاب راهنما را میتوان از فرهنگ، مذهب و اخلاق گرفت، ولی نهایتا باید برای پرکردن بقیه کتاب فکری کرد و آن را خالی به حال خود رها نکرد؛ چرا که وقتی بخشی از کتاب راهنما خالی باشد، این بدان معناست که آن بخش از وجود بهصورت بلااستفاده به حال خود رها شده است؛ درست مانند گوشی تلفن همراهی که بسیاری از امکانات آن به دلیل نخواندن کامل کتاب راهنما هرگز به طور کامل توسط کاربر مورد استفاده قرار نمیگیرد. مثلا آدمهای باهوشی هستند که از ذهن خود درست استفاده نکردهاند و به مشاغل و مهارتهای ساده و پست تن دادهاند یا انسانهای بهظاهر وارستهای که به دلیل نداشتن نقشه راهنمای دقیق، هرگز نتوانستهاند مراتب عالی معنوی و روحانی را در زندگی طی کنند و مانند اشخاص معمولی زیستهاند و از دنیا رفتهاند!

اما سوال این است که بالاخره محتویات این کتابچه راهنمای شخصی را چه کسی باید پر کند؟ جواب کاملا مشخص است؛ خود تو باید کتاب راهنمای زندگی خودت را بنویسی!

بله؛ تفاوت انسانهای موفق و معمولی، در این است که انسان موفق هر روز صبح موقع بیدارشدن و هر شب قبل از خواب، در خلوت قلم به دست میگیرد و کتابچه راهنمای شخصی زندگی و وجود خود را پر میکند. اینکه چه مینویسد، اصلا مهم نیست؛ مهم این است که خودش مینویسد و خودش مسئولیت نوشتههایش را به عهده میگیرد و خودش با تمام وجود به آنها عمل میکند.

اما در مقابل، انسان معمولی، بیخیال و آسودهخاطر شب را روز میکند و بهصورت سرگردان و بیهدف مسیر زندگی را طی میکند و هرگز متوجه نمیشود که در وجود او امکانات عظیمی نهفته است که فقط چون نحوه استفاده از آنها را نمیداند، زندگی ضعیف و پرزحمتی را برای خودش فراهم ساخته است. در واقع انسان معمولی هرگز نمیفهمد که مقصر اصلی خود اوست که در پایان و آغاز هر روز، کتابچه راهنمای وجود خود را مورد بازنگری قرار نداده است و مراحل کاری روزانه خود را در آن ثبت نکرده است.

بهراستی وقتی قرار است نهایتا خود ما قلم به دست گیریم و کتابچه راهنمای شخصیمان را پر کنیم، چرا دست روی دست بگذاریم و منتظر زمانی گنگ و مبهم در آینده بنشینیم و همین الان به این کار اقدام نکنیم؟ به هر تقدیر، روزی باید این کار را انجام دهیم؛ پس چرا آن روز، امروز نباشد!؟

تعداد بازدید: 1089 تاریخ بروز رسانی: شنبه 12 خرداد ماه 1397
  ارسال به دوستان
امتیاز کاربران:

اشتراک گذاری

نظری ثبت نشده است

فرم ثیت نظر

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.