ثبت نام | کاربر گرامی خوش آمدید!

سخن سردبیر

<<  <  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  ...  >  >>

سخن سردبیر مجله موفقیت 367

این روزها تب کارآفرینی خیلی داغ شده و علت اصلی‌اش هم این است که نرخ بیکاری به شکلی غیر‌عادی بالاست. از سوی دیگر کسانی هم که شاغل هستند، کارآیی و بهره‌وری و درآمد جالبی ندارند؛ شاید به‌همین‌خاطر است که کارآفرینان نوآور و کسب‌و‌کارهای نوپا به شکلی پرسروصدا مشغول جلوه‏گری شده‌اند.

ادامه

سخن سردبیر مجله موفقیت 366

وقتی زمین شروع به لرزیدن می‌کند و ترس از آوار وجودتان را فرا می‌گیرد، چه می‌کنید؟ هر چه دارید و ندارید را رها می‌کنید و به فضای باز و امنی می‌گریزید؛ حتی وقتی موج زلزله خفیف می‏شود، باز هم برای مدتی از برگشتن به فضای کار و سکونت خود می‌ترسید و ترجیح می‌دهید در بدترین و سخت‌ترین شرایط باقی بمانید، اما جان خود را به خطر نیندازید.

ادامه

سخن سردبیر مجله موفقیت 365

در شبانه‌روز 24 ساعت بیشتر وقت نداریم. از این مدت، هشت ساعت برای خواب و هشت ساعت برای استراحت و کارهای شخصی و غیر‌درآمدی است؛ هشت ساعت باقی‌مانده هم باید برای یادگیری مهارت یا انجام شغل و کسب درآمد صرف شود.

ادامه

سخن سردبیر مجله موفقیت 364

در مسیری که درستی‌اش را باور داریم و در حضور یاران و همراهانی که در کنارمان گام برمی‌دارند، هیچ‌وقت احساس تنهایی نخواهیم کرد؛ حتی سخت‏ترین و دشوارترین شرایط و فراز‌و‌نشیب‌ها هم وقتی به حمایت و مساعدت دوستان دلگرم هستیم، نمی‌توانند باعث نگرانی و ناامیدی‌ات شوند

ادامه

سخن سردبیر مجله موفقیت 363

ما در طول زندگی نسبت‌به نظر آدم‌های دیگر روی خودمان بسیار حساس هستیم؛ یعنی از کودکی، وقتی به سن تشخیص درست از نادرست می‌رسیم، هم‌زمان اطرافیان ما هم به‌طور موازی سعی می‌کنند نظر دیگران را برایمان مهم و تعیین‌کننده جلوه دهند و وادارمان کنند

ادامه

سخن سردبیر مجله موفقیت 362

یکی از خانم دکترهای بسیار نخبه و باهوش که الان در خارج از کشور دوره تخصص را می‌گذراند، نقل می‌کرد: «سال‌ها قبل که در ایران پزشکی عمومی می‌خواندم، روزی که استاد نتایج امتحان را برایمان می‌خواند، نمره من از بقیه افرادی که کمتر از من درس می‌خواندند، کمتر شده بود! با تعجب همان‌جا جلوی جمع اعتراض کردم. استاد در جوابم گفت: «درست است که شما نمره کتبی آزمونتان بالاتر از بقیه است و تمام پروژه‌ها را هم عالی به انجام رسانده‌اید و حتی از دل این پروژه‌ها چند مقاله علمی معتبر هم استخراج کرده‌اید....

ادامه

سخن سردبیر مجله موفقیت 361

انسان‌های خردمند وقتی به فروشگاه می‌روند تا خوراکی بخرند، اولین چیزی را که روی جنس جست‌وجو می‌کنند، تاریخ انقضای آن است؛ چون چیزی که تاریخ انقضایش گذشته، دیگر سالم نیست و می‌تواند آسیبی جدی به جسم وارد کند و موجب بیماری و حتی مرگ مصرف‌کننده شود. اما چرا ما در مورد تاریخ تولید و تاریخ انقضای خوراکی‌هایی که وارد جسم خود می‌کنیم، حساسیم، اما در مورد چیزهایی که هر روز به روح و ذهنمان می‌خورانیم، حساس نیستیم؟

ادامه

سخن سردبیر مجله موفقیت 360

«موفقیت» برای نسل کنونی به ارزشمندترین و مهم‌ترین دستاورد تبدیل شده و هر کسی در حوزه‏ای که برایش مهم است به‌دنبال موفقیت ‏گشته و گمان می‌کند فقط با «موفق‌شدن» می‌تواند ارزشمندی خود را ثابت کند؛ اما اگر موفقیت مهم‌ترین خواسته و مطلوب بشر امروزی است، پس چیزی که «مهم‌تر از موفقیت» است، باید ارزشش بسیار فراتر از حد تصور باشد!

ادامه

سخن سردبیر مجله موفقیت 359

به نظر شما، پدر و مادرها چرا هزینه و زحمت فرستادن فرزندان خود به انواع کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی را تحمل کرده و هرجور شده، امکان ادامه تحصیل تا عالی‌ترین سطح علمی را فراهم آورده و با دل و جان برای رشد و سلامتی و ورزیدگی فرزندانشان تلاش می‌کنند؟ دلیلش بسیار ساده است! آن‌ها این همه زحمت و رنج و هزینه را تحمل می‌کنند برای اینکه از یک جایی به بعد فرزندانشان روی پای خود بایستند و به‌صورت مستقل و به‌تنهایی گلیم خود را از آب بیرون بکشند؛ در‌واقع همه تلاش و تقلای والدین متعهد برای این است که فرزندانشان بتوانند بدون وابستگی به دیگران، با انواع مشکلات زندگی روبه‌رو شوند و به شکلی مناسب و عالی برای انواع مشکلات راه‌حل پیدا کنند.

ادامه

سخن سردبیر مجله موفقیت 358

چند روز پیش به دعوت یکی از دوستان پای سخنرانی دانشمندی نشسته بودیم. این فرد فرزانه با آرامش و طمانینه صحبت می‌کرد و هر جمله‌ای که می‌گفت، قبل از آن، چند ثانیه‌ای مکث می‌کرد تا خوب روی چیزی که می‌خواهد بگوید، فکر کند. در پایان همایش، دوباره تک‌تک جملاتی را که او گفته بود، در اینترنت خواندم؛ پخته و سنجیده و هوشمندانه و از همه مهم‌تر، حساب‌شده و دقیق بودند. یادم هست موقع سخنرانی این استاد فرزانه، بغل‌دستی‌ام چند‌بار با بی‌حوصلگی نق زد و با قیافه حق‌به‌جانبی به من نگریست و گفت: «ای بابا؛ یکی هم نیست بهش بگه کُشتی ما رو! منظورت رو سریع‌تر بگو دیگه!» به این بغل‌دستی کم‌حوصله گفتم: «مدت سمینار یک‌ساعت‌و‌نیم هست و در این مدت، سخنران حتما جان کلام و پیام خود را منتقل می‌کنه. وقتی قراره یک‌و‌نیم ساعت اینجا بنشینیم، دیگه عجله برای چی؟»

ادامه

سخن سردبیر مجله موفقیت 358

چند روز پیش به دعوت یکی از دوستان پای سخنرانی دانشمندی نشسته بودیم. این فرد فرزانه با آرامش و طمانینه صحبت می‌کرد و هر جمله‌ای که می‌گفت، قبل از آن، چند ثانیه‌ای مکث می‌کرد تا خوب روی چیزی که می‌خواهد بگوید، فکر کند. در پایان همایش، دوباره تک‌تک جملاتی را که او گفته بود، در اینترنت خواندم؛ پخته و سنجیده و هوشمندانه و از همه مهم‌تر، حساب‌شده و دقیق بودند. یادم هست موقع سخنرانی این استاد فرزانه، بغل‌دستی‌ام چند‌بار با بی‌حوصلگی نق زد و با قیافه حق‌به‌جانبی به من نگریست و گفت: «ای بابا؛ یکی هم نیست بهش بگه کُشتی ما رو! منظورت رو سریع‌تر بگو دیگه!» به این بغل‌دستی کم‌حوصله گفتم: «مدت سمینار یک‌ساعت‌و‌نیم هست و در این مدت، سخنران حتما جان کلام و پیام خود را منتقل می‌کنه. وقتی قراره یک‌و‌نیم ساعت اینجا بنشینیم، دیگه عجله برای چی؟»

ادامه

سخن سردبیر مجله موفقیت 357

می‌گویند «استیو جابز»، مدیر افسانه‌ای «اپل»، در هر روز فقط دو یا سه کار را در برنامه‌اش قرار می‌داد و بقیه کارها را به معاونین و مدیران رده پایین‌تر از خود واگذار می‌کرد. او معتقد بود انسان دو راه بیشتر ندارد: 1. همه کارها را مهم بشمارد و هیچ‌کدام از آن‌ها را انجام ندهد. 2. دو یا حداکثر سه کار با اولویت بالا را انتخاب کرده و انجام دهد و باقی‌مانده کارها را به دیگران بسپارد. به‌این‌ترتیب در هر روز سه کار اساسی انجام می‌شد و در پایان ماه، حدود هفتاد کار مهم تعیین‌تکلیف شده و به انجام می‌رسیدند.

ادامه
<<  <  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  ...  >  >>

سبد خرید

تعداد: 0
قیمت: 0  ریال

تمام حقوق این سایت متعلق به مجله موفقیت می باشد.